We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
Reading
24 stories
ᴛʀᴜꜱᴛ ᴍᴇ||ᴋᴠ by S_TAEHKOOK
S_TAEHKOOK
  • WpView
    Reads 204,044
  • WpVote
    Votes 28,649
  • WpPart
    Parts 26
ᴛʀᴜꜱᴛ ᴍᴇ: تهیونگ امگایی که جنسیت ثانویه اش و از دیگران مخفی میکنه و برای رفتن به دانشگاه مجبور میشه از خوابگاه استفاده کنه!خوابگاهی که برای الفا های مرده! حالا چه اتفاقی میوفته اگه گیر یک هم اتاقی مزخرف بیوفته؟ Couple:Kookv Side couple:Namjin-Yonmin Genre:Omegavers-Romance-Smut-Mpreg Status:Completed By:S_TAEHKOOK
fₒᵣcₑd ₘₐᵣᵣᵢₐgₑ:ازدواج اجباری💍🔇 by 4xiuyclytj
4xiuyclytj
  • WpView
    Reads 219,460
  • WpVote
    Votes 18,007
  • WpPart
    Parts 56
بخشی از فیک: پدر جیمین:الفات از خارج برگشته جیمین:... پدر جیمین:هی واقعا مشتاق نیستی بعد سال ها نبودنش بری برای دیدنش جیمین:بابا من شیش سالم بود که اون رفت خارج من حتی قیافشم یادم نمیاد پدر جیمین:بلخره که اون بعد ۱۹ سال برگشته کره تو امگاشی وظیفه توئه که بری به دیدنش جیمین:اون..آلفای.. من..نیست(بخش بخش) ___________________________________________________________________________ یونگی:تو فقط برای بدنیا اوردن توله های من اینجایی پس توهم عشق و عاشقی به سرت نزنه جیمین:... ___________________________________________________________________________ پدرجیمین:اون آلفای توئه به علاوه تنها آلفای سلطنتیِ پس میتونه هرکاری که میخواد باهات بکنه پس دیگه اینجا نیا و شکایت نکن چون تو قرار نیست هیچوقت طلاق بگیری این حرف منه و اینجام حرف حرف منه ___________________________________________________________________________ ژانر:اینکه چی پیش بیاد تعداد پارت:نامعلوم وضعیت اپ:سریع اپ میکنم البته اگه حمایت بشه وگرنه شاید کم پس بستگی به ووت و کامنت هایه که میزارید البته فالو کردنتونم کم بی تاثیر نیست و اینکه به حمایتتاتون شدیدن نیازه:)
Kookv fucking sperm [ Completed ] by alpha_kookv_writer
alpha_kookv_writer
  • WpView
    Reads 562,364
  • WpVote
    Votes 59,253
  • WpPart
    Parts 24
اسپرم لعنتی🍸 کاپل ها:کوکوی، یونمین، نامجین ژانر:خون آشام خشن امپرگ اسمات _جونگ کوک با چشمانی که از خشم سرخ شده بود به مراسم ازدواج نگاه میکرد با خشم غرید:به چه جراتی با بچه من تو شکمش داره ازدواج میکنه وضعیت: پایان یافته
خون بَس by Vmin313jey
Vmin313jey
  • WpView
    Reads 49,527
  • WpVote
    Votes 7,450
  • WpPart
    Parts 32
در طایفه‌ی که قانونش با خون نوشته می‌شود، امگایی به نام جیمین قربانی صلح میان دو طایفه می‌شود. او قرار است پلی باشد میان نفرت و بخشش - اما عشق و حقیقت مسیر دیگری برایش رقم می‌زنند... . . . . . . . 《خون بس 》یک رسم قدیمی هست که وقتی بین دو طایفه درگیری پیش می امده و کسی کشته میشده،برای پایان دادن به دشمنی و خون خواهی ،خانواده قاتل یک فرد از خانواده رو به عقد یکی از افراد خانواده مقتول در می آوردن - یعنی فرد رو به عنوان خون بس به ازدواج مجبور میکردن تا صلح بر قرار بشه. کاپل:vmin,namjin,sope ژانر:امگاورس،اسمات،اجتماعی روز های آپ:پنجشنبه ها
The Scales of Balance[دو سوی ترازو] by Qujkv_
Qujkv_
  • WpView
    Reads 67,981
  • WpVote
    Votes 8,795
  • WpPart
    Parts 30
زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ
Everything I wanted by againlorde
againlorde
  • WpView
    Reads 22,859
  • WpVote
    Votes 2,897
  • WpPart
    Parts 68
⛔️این داستان اصلا گل و بلبل نیست، حوصله ی خشونت ندارین نخونین!⛔️ امپرگ اسمات خشن خشونت خانگی رابطه ی سمی فاصله سنی ------------------------------ -ته ته بهتره برای بقیه ی عمرت هرگز چشمت ب اون مرد نیفته که به گا میری! -/-/-/-/-/-/-/------------------ پنجاه درصد امكان داشت بعد از امشب، بعد از تموم شدن كارش، کیم تهیونگ رو کمتر آزار بده! اما بعد از امشب غير ممكن و بعيد بود! :-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-------------| نيشخند زد: -من هنوز حتي شروع نكردم امگا! خيلي واسه خسته شدن زوده! \_\_\_\_\_\_\_\_\_\-----------: -میخوای بذارم فرار کنی؟... خنده ی بی صدایی که روی حالت چشمهای یخ زدش هیچ تاثیری نداشت! -به فکر سرگرمی منی امگا؟...سعی نکن واسه فان و خوش گذرونی من فرار کنی چون این دفه پرونده نمیفرستم...تیکه های بدنه که به دستت میرسه!
Silence & shadow| سکوت و سایه by writerokiko
writerokiko
  • WpView
    Reads 108,351
  • WpVote
    Votes 11,214
  • WpPart
    Parts 32
پایان یافته📌 -اوه... اون خیلی زیباست! چطور تونستم اذیتش کنم؟ -کافیه یه تار مو از پسرم کم بشه تا اینجارو جوری آتیش بزنم که خداهم نفهمه جهنم واقعی کدومه! -چرا ابرک صدام میزنی؟ -چون با دیدنت یاد ابر بعد بارون می افتم... *** سئول زیر سایهٔ سیاستمدارهای فاسد و قدرت‌های پشت‌پرده خفه شده؛ و در دل همین آشوب، جونگ‌کوک و شش نفر از نزدیک‌ترین همراهانش تبدیل به کابوس شبانه‌ی دنیا میشن. گروهی که با برنامه‌ریزی دقیق و بی‌رحمانه، یکی‌یکی مهره‌های اصلی فساد رو حذف می‌کنن و پلیس فقط ردّی از مرگ پشت سرشون پیدا می‌کنه. پسر هفده‌ساله‌ای به اسم کیم تهیونگ که هیچوقت توی زندگیش حرف نزده. پسر بچه ای که هیچ نقشی تو فساد شهر نداشته؛ فقط اشتباهش توی دنیا این بوده که به خانواده‌ای وصل بوده که قدرت دستشونه و به دست شکارچیان مرگ دزدیده می‌شه. جونگ‌کوکی که همیشه یخ‌زده، محاسبه‌گر و بدون ترحم کار کرده، وقتی با سکوت سنگین تهیونگ و نگاه‌های درهم‌شکستۀ اون روبه‌رو می‌شه، چیزی تو وجودش از ریتم می‌افته. کی فکرش رو می‌کرد جونگکوک دلیل حرف زدن اون پسربچه لال باشه؟ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: angst, Smut, kink, BDSM, age gap 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: kookv
دزد اسپرم by f_R2006
f_R2006
  • WpView
    Reads 178,169
  • WpVote
    Votes 22,056
  • WpPart
    Parts 56
تهیونگ بعد از فهمیدن اینکه یه قسمت اضافی توی بدنش داره می خواست قبل از در اوردنش ازش استفاده بکند. مرد با سگرمه های درهم فریاد کشید: مردتیکه‌ی بی حیای اسپرم دزد! دست هاش رو محافظ گونه مقابل شکم برامدش قرار داد،متقابلا اخم هایش را برای مرد درهم کشید. : داد نزن بچه‌م میترسه. : من این مردتیکه رو میندازم زندان. تهیونگ حق به جانب: بد کاری کردم نزاشتم اسپرم هات برن تو فاضلاب؟ تو باید از من ممنونم باشی اون غول تشن ها به سختی جئون رو نگه داشته بودند تا به تهیونگ حمله ور نشود. کوکوی
His To Ruin | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 161,698
  • WpVote
    Votes 19,234
  • WpPart
    Parts 34
[Completed] دو نوع انسان تو دنیای جئون جونگکوک وجود داشت. اونایی که ازش وحشت می‌کردن و اونایی که زخمی می‌شدن چون فکر می‌کردن نیازی به ترسیدن نیست. اون سرد بود و محاسبه‌گر، جوان‌ترین رئیس مافیا، با دست‌های تتو شده و چشم‌هایی مثل یخ. جونگکوک با دیدن التماس و خونریزی آدم‌ها تکون هم نمی‌خورد. خیلی وقت بود که از درون شکسته بود. و بعد کیم تهیونگ اومد. با پلیورهای نرم و ناز، شکلات‌‌های تمشکی، و سوال‌هایی که هیچکس جرات پرسیدنشون رو نداشت. "چرا سوکجین هیونگ گفت می‌خوای من رو بخوری؟ آدم‌ها رو گاز میگیری؟" جونگکوک نمی‌دونست که می‌خواست از اون پسر محافظت کنه، یا نابودش کنه تا فقط نزدیک نگهش داره. Couple: Kookv. Genre: Romance, mafia, comedy, smut. Author: MaryBTS2013. Translator: Asal. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (MaryBTS2013), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
Cold king by Vkook_2309
Vkook_2309
  • WpView
    Reads 184,511
  • WpVote
    Votes 14,196
  • WpPart
    Parts 48
نویسنده: ماریا پادشاهی در دنیای مدرن کیم تهیونگ آلفای خون خالصی که به تازه گی ولیعهد شده بود و بسیار سرد و خشن بود ، با رایحه ای از جنس مشک و بوی دریا در دل یک صبح زمستانی سرد ولی زیبا ، جئون جونگکوک امگای به شدت حساس که تازه پا به سن ۲۲ سالگی گذاشته و برخلاف بقیه هیچ نشانی از جفتش روی بدنش بروز نکرده و هیچ حسی هم نمیکنه که جفتی داره و از این موضوع به شدت غمگینه تا اینکه.... ژانر: اسمات ، درام ، عاشقانه، پادشاهی ، امگاورس کاپل: تهکوک ، یونگمین آپ: آخر هفته ها