my fav ones
6 stories
11:11' | یازده یازده by shadow_orbit
shadow_orbit
  • WpView
    Reads 1,968
  • WpVote
    Votes 303
  • WpPart
    Parts 11
قرار ما، یازدهمین روز از ماه یازدهم سال، ساعت '11:11، همون نقطه ی شروع، منطقه ی یازده یازده. .---- .---- ---... .---- .---- کاپل: سوجون [سوبین و یونجون تی اکس تی] ژانر: برمنس، ملودرام، موزیکال .---- .---- ---... .---- .---- [SPUTNIK-1]
"upside down👥️" by lonely6104
lonely6104
  • WpView
    Reads 14,915
  • WpVote
    Votes 1,765
  • WpPart
    Parts 24
"upside down" Writer:"Lony" Couple:"Soojun" Genre:"Romance"Smut"Dram"Angest" "از با من دوست میشی تا من یه نفرو دوبار نمیکنم🖤"
𝑺𝒘𝒆𝒆𝒕 𝑷𝒖𝒏𝒊𝒔𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 by im_Vignette
im_Vignette
  • WpView
    Reads 661
  • WpVote
    Votes 143
  • WpPart
    Parts 14
𝐀𝐓𝐄𝐄𝐙 𝐌𝐔𝐋𝐓𝐈𝐒𝐇𝐎𝐓 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑭𝒍𝒖𝒇𝒇, 𝑺𝒍𝒊𝒄𝒆 𝑶𝒇 𝑳𝒊𝒇𝒆 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: Yungi
Match!  by ji-snowflake
ji-snowflake
  • WpView
    Reads 8,646
  • WpVote
    Votes 2,111
  • WpPart
    Parts 14
Couple: seongjoong_woosan Genre: Long Distance_Romance_Short Story •زمانی که سونگهوا برخلاف میلش در یک برنامه دوستیابی ثبت‌نام کرد، بلاخره متوجه شد که... ~نویسنده: kthyuuung~
I'm The MFKIN' DEVIL (Yungi | Woosan) by SanShineAfterRain
SanShineAfterRain
  • WpView
    Reads 10,899
  • WpVote
    Votes 1,768
  • WpPart
    Parts 17
جونگ یونهو رئیس مافیا شده بود که انتقامشو بگیره و نمیزاشت هیچکس جلوشو بگیره. نه رئیس یه کِلَن مافیای دیگه مثل خودش!!نه اون سونگ مینگیِ لعنتی که فقط بلد بود پاشو بین پاهاش بزاره و با گذاشتن لباش روی لبای یونهو اونو خفه کنه!! مینگی نمیتونست نظر یونهو رو عوض کنه..نه تا مثل سان بهش پیشنهادی مثل کشتنش رو نمیداد! ولی یونهو هیچوقت نمیدونست مینگی به دنبال بهتر کردن اون نبود..بلکه به دنبال چشماش بود.چشمایی که فقط میخواست نگاهشون به اون باشه! Ateez - Yungi , Woosan
 𝘾𝙡𝙖𝙮 𝘼𝙥𝙧𝙞𝙘𝙤𝙩 by Narrator_Cat
Narrator_Cat
  • WpView
    Reads 433
  • WpVote
    Votes 113
  • WpPart
    Parts 8
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝒀𝒖𝒏𝒈𝒊, 𝑺𝒆𝒐𝒏𝒈𝑱𝒐𝒐𝒏𝒈, 𝑾𝒐𝒐𝒔𝒂𝒏 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐅𝐚𝐦𝐢𝐥𝐲 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐌𝐩𝐞𝐫𝐠 زردآلوی سفالی! «پدر و مادرت چشون شده؟» «فکر کنم بالاخره عاشق همدیگه شدن!» طبق باورهای سنتی، زندگی مشترکی که ۳۰ سال دووم می‌آورد، خدشه ناپذیر بود. ازدواج ۱۵ ساله‌ی امگای اصیل و ثروتمند «جئونگ یونهو»، با صاحب یکی از امپراطوری‌های صنعت محصولات پزشکی و مراقبت، بسیار سرد پیش می‌رفت. زوجی برجسته و شایسته که برق خوشبختی‌شون از دور چشم‌ها رو خیره می‌ساخت، در تنهایی و خلوت درست مثل سازه‌های سفالین یونهو شکننده و متزلزل بودن. هنگامی که تک فرزند ۱۶ ساله‌شون جفت خودش رو در مدرسه پیدا می‌کنه و تعادل و انتظام خونه رو به هم می‌ریزه، اتفاقات یکی یکی نمایان می‌شن و زندگی این خانواده رو در مسیری پر فراز و نشیب می‌ندازن‌. همین الان ۱۵ سال با سکوت‌های بی‌معنی گذشته بود. آیا ازدواج یونهو و مینگی در ۱۵ سال آینده شکلی متفاوت به خود می‌گرفت؟...