niuniu
6 stories
prisoner?! by Koala1_bear
Koala1_bear
  • WpView
    Reads 7,896
  • WpVote
    Votes 661
  • WpPart
    Parts 28
᭝ ᰍ𝐏𝐫𝐢𝐬𝐨𝐧𝐞𝐫 ᰍ᭝ Couple : Minsung - Hyunlix - Chanmin ᰍ᭝Genre : Mafia - romence - fun Up: unknown ''گاهی آدما فقط برای تماشا از دور خوب هستن... فقط برای اینکه از دور دوستشون داشته باشی!''
ʸᵒᵘʳ ˢᶜᵉⁿᵗ by Parallel_2006
Parallel_2006
  • WpView
    Reads 62,510
  • WpVote
    Votes 6,618
  • WpPart
    Parts 37
《 جیسونگ امگا 19 ساله ای که برای قبولی تویه دانشگاه شب رو تو بهترين بار سئول میگذرونه به خاطر هیتش بدون این که بهفهمه هیتش رو با یک آلفا می‌گذروند اما صبح بعد اون اتفاق میترسه و قبل بیدار شدن الفا فرار میکنه حالا چی میشه اگه جیسونگه داستان ما یک ماه بعد دقیقا موقعی که قرار برای دانشگاه آماده بشه بفهمه که بارداره!؟ و از ترس این که اون الفا بچش رو سقط نکنه یا از جیسونگ بخواد بعد به دنیا امدن بچه اون و بهش بده بهش چیزی نگه و شیش سال تمام خودش بچه رو به تنهایی بزرگ کنه؟! و حالا چی میشه اگه اون آلفا لی مینهو آلفای اصلی باشه که صاحب بزرگ ترین شرکت واردات تجهیزات پزشکی و این دم و تشکیلات فقط پوشیش باشه برای کثافت کاری هاشه!؟ حالا دیگه جیسونگ 25 ساله شده و قرار سونو پسر شیش سالش رو به مدرسه ای ببره که دقیقا خواهر زاده مینهو میره به نظرتون مینهو جیسونگ رو یادشه؟! جیسونگ با دیدن مینهو اونم بعد شیش سال چه ری اکشنی نشون میده!؟ _دایی دایی سونو خیلی شبیه شماست مگه نه!؟ _حتما الفاتون خیلی خوشحاله از داشتن همچین خانواده ای _تو از اولم تو این خونه جایی نداشتی _امیدوارم بتونی پاپا رو ببخشی پسرم ولی این به نفع خودته به نظرتون چی در انتظار این خانواده سه نفره هست!؟》 Coupel:Minsung,Hyunlix,Chanmin Gener:Omegaverse,comedy,smut Writer:The parallel
Doubt🏎️ by HowangRaya
HowangRaya
  • WpView
    Reads 12,689
  • WpVote
    Votes 1,470
  • WpPart
    Parts 19
شک.. میتونه برهم زننده ی عمیق ترین روابط باشه! و چی میشه وقتی که همین حس نابود کننده توی رابطه ی قهرمان معروف رالی و عکاس مجله‌ ی محبوب به وجود بیاد 𓂃 اونا چجوری کنار هم برمیگردن ؟ «من عکاسم و تو نمیتونی بخاطر نفرت خودت من رو از رفتن به اون رالی منع کنی» «واقعا لیاقت داره به خاطرش انقدر عذاب بکشی؟ اون عوضی...» «اگر حرفاش قانعت نکرد .. قول میدم ... قول میدم دیگه نزارم نزدیکت بشه.» «اون ... اون فیلمارو بهم نشون بده.» ‏──── DOUBT📷 ──── ︴Gener: Romance , Drama , Smut ︴Couple: Hyunlix 𓄲 Telegram ; @Haneul_Home 𝘛𝘩𝘢𝘯𝘬 𝘺𝘰𝘶 𝘧𝘰𝘳 𝘺𝘰𝘶𝘳 𝘵𝘪𝘮𝘦 .☘︎ ݁˖
INRED | VKOOK by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,394,342
  • WpVote
    Votes 93,230
  • WpPart
    Parts 124
In Red - سرخ‌پوش جونگکوک جئون، رئیس زاده‌ی بند هشتم زندان گری سی! کسی که توی سلول‌های اون زندان بزرگ شده بود و حالا یک تازه وارد توی بند هشتم، همه چیز رو بهم ریخته بود! 🔞🃏⛓ تازه واردی که بدون هیچ ترسی مقابلش می‌ایستاد و با گستاخی جوابش رو می‌داد اما کی فکرش رو می‌کرد اون تازه وارد باعث شه #غرور خود ساخته‌اش رو از دست بده؟ ⚖💰🚬 _______________________ "اگر روزی موفق شدی و پذیرش من رو برای پرستشت به دست آوردی، اونموقع جلوی تک به تک این آدمها، توی همین کلیسایی که برای معبودتون ساختید... میبوسمت! اونموقع "رئیسم" رو بعنوان "معبودم" میبوسم جئون!" writer: Nren couple: Vkook Genre: prison-crime-romance-smut
Whiskey[ویسکی] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 2,908,861
  • WpVote
    Votes 256,768
  • WpPart
    Parts 73
Vkook/kookv [completed] 《صد بار بهت گفتم تو کابین خلبان نباید سیگار بکشی...حرف حساب حالیت نمیشه انگاری؟...بلند شو برو بیرون.》 《اه کیم...با این طرز نگاه کردنت فقط اون پایینیه که واست بلند میشه》 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ 《بیاین بریم تو دنیای میلیاردرای دلاری... هوم؟ زندگی سرشار از زرق و برقشون... کسایی که حتی با دلار سر میز دور دهناشون و تمیز میکنن... این یکم هیجان داره و ترسناکه نه؟ دیدن زندگیشون از نزدیک... فاک... میخوام تورو بکنم یه میلیاردر دلاری.》 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ کاپل اصلی: vkook/kookv کاپل فرعی: yoonmin " namjin" ژانر:dram " romence " smat " omegavers نویسنده: biti حمایت یادتون نره 🐻🐰 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
𝑻𝒉𝒆 𝒑𝒖𝒑𝒑𝒆𝒕𝒆𝒆𝒓 by Hunter__Dreams
Hunter__Dreams
  • WpView
    Reads 1,228
  • WpVote
    Votes 195
  • WpPart
    Parts 9
♣️اسم: عروسک گردان ♣️ژانر: سوپر نچرال ، فانتزی‌ ♣️کاپل : hyunlix سرنوشت هر آدم مثل یه برگه نازک و ساده‌ست پر از چیزایی که خودش انتخاب نکرده: خانواده‌ای که توش به دنیا اومده چهره‌ای که باید باهاش زندگی کنه دردهایی که سهمش شده یا استعدادی که هیچ‌وقت فرصت دیده شدن نداشته تصور کن اون برگه دست تو باشه بتونی پاک کنی، تغییر بدی یا اضافه کنی مرگ رو عقب بندازی... فقر رو حذف کنی.... بیماری رو خط بزنی... اولین چیزی که عوض می‌کردی چی بود؟ بی‌عدالتی؟ ثروتی که جای اشتباهی هست؟ یا زیبایی‌ای که ناعادلانه تقسیم شده؟ شاید فکر کنی دنیا بهتری میسازی اما یه لحظه بیشتر فکر کن وقتی همه چیز با تصمیم تو تنظیم بشه، انتخاب بقیه چه اهمیتی داره؟ اون لحظه دیگه انسان نیستی تو فقط عروسک‌گردانی و بقیه نخ‌هایی هستن که به دست تو وصل شدن داخل این دنیا هر تغییری یه هزینه داره و دیر یا زود، این هزینه برمی‌گرده سمت خودت با این حال باز هم حاضری این برگه رو از اول بنویسی؟