Jeon_Lanaa's Reading List
29 stories
Wine by nana42607
nana42607
  • WpView
    Reads 6,839
  • WpVote
    Votes 881
  • WpPart
    Parts 7
جونگ‌کوک، تک امگای خاندان آلفا پرست جئون بود و زمانی که به درخواست خانواده‌اش، قراری مبنی بر ترک خونه و رفتن به سئول گذاشته شد، همه چیز به هم ریخت. تمام آینده‌اش وابسته به تصمیمی بود که در اون لحظه باید می‌گرفت؛ به سئول می‌رفت و با فردی که پدربزرگش انتخاب کرده بود، تشکیل خانواده می‌داد؟ یا راهی برای بیرون اومدن از زیر سایه‌ی جئون بزرگ پیدا می‌کرد؟ _____________ «این رو خوب توی گوش‌هات فرو کن امگا، تو جزوی از خاندان من نیستی و فقط فامیل و خونم رو به یدک می‌کشی!» حالا که بعداز پنج‌سال دوباره مقابل هم قرار گرفته بودن، آخرین جملات جئون بزرگ، توی گوش‌هاش می‌پیچد و خشم نهفته‌اش رو بیدار می‌کرد. توله‌‌ آلفاهای شیطونش رو به پشتش هدایت کرد و نگاه تیزش رو به مرد مسنی داد که بچه‌های اون رو جزوی از خودش و خاندانش دونسته بود. بی‌توجه به حضور کیم‌ها و هرکسی که نگاهش بهشون زوم بود، فاصله‌‌شون رو به حد نصاب رسوند و نیشخند رضایت‌مندی روی لب‌هاش نشوند. برق نگاهش خبر از حضور گرگش می‌داد و برای حفاظت از توله‌‌هاش، با رایحه‌‌ی سنگینش، آلفاهای اطرافش رو تهدید می‌کرد. _این رو خوب به یاد بیار آلفا جئون؛ من جزوی از خاندان تو نیستم و با تأسف زیاد، فقط خون و اسم بی‌ارزشت رو به یدک می‌کشم! پس بچه‌هام هم به هم
Hella Soldier by WholeLottaKv
WholeLottaKv
  • WpView
    Reads 109,942
  • WpVote
    Votes 12,376
  • WpPart
    Parts 19
فرمانده‌ی انیگمای کشور به دستور ملکه علاوه بر سربازهاش باید حواسش رو به اون امگای زال که دردسر خاصی داخل چشم‌های آبی رنگش موج میزد هم میداد؛ اما قرار نبود به قدری ازش مراقبت کنه که حتی بار رسوایی‌ای که به بار آورده بود رو هم به دوش بکشه! فرمانده جئون نباید انقدر وظیفه شناس می‌بود. تهیونگ در ابتدا قصدش فقط شیطنت بنظر میرسید؛ نباید عاشقش میشد. کاپل : کوکوی ژانر : امگاورس، تاریخی، رمنس، اسمات
Help, Bodyguard! (KookV) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 194,238
  • WpVote
    Votes 23,156
  • WpPart
    Parts 32
[ اِنیگما وقتی قرارداد محافظت از کیم تهیونگِ 18 ساله رو با خون امضا کرد، انتظار دیدن یک امگای تخس و هورنی رو نداشت که از سیاست، فقط اسمش رو داخل اخبار شنیده بود. ] دراما/ اسمات/ اِنیگما x امگا کاپل : کوکوی/ کمی یونمین
My special omega by miss-sahel-asb
miss-sahel-asb
  • WpView
    Reads 698,780
  • WpVote
    Votes 58,413
  • WpPart
    Parts 113
My special omega تهیونگ یه امگای کیوته که مجبور میشه از خونه فرار کنه و بخاطر اینکه کسیو نداره میره توی یه پادگان و برخلاف قوانین مشغول به کار میشه.... کوک الفای مغرور و بی اعصابی که فرمانده اون پادگانه و از امگاها حالش بهم میخوره و از جفت داشتن متنفره.... چی میشه تهیونگ جفت این الفای مغرور باشه؟ایا کوک قبولش میکنه یا اونو رد میکنه؟ . . جیمینی که هیچکس نمیدونه زندست و بعد از سال ها برمیگرده..کسی حرفشو باور میکنه؟ کیوتیا اگه از فیک فلاف خوشتون میاد به سرزمین کوکوی خوش اومدین💜💙💛 کاپل:کوکوی(اصلی)،یونمین،نامجین،چانبک ژانر:امگاورس،امپرگ،اسمات،انگست،فلاف،کمدی،یه کوچولو درام،هپی اند.. شروع:۱۴۰۰/۱۰/۱۴ اپ:پنجشنبه ها ساعت ۱۱شب
الفای جذابم by user83189765
user83189765
  • WpView
    Reads 164,915
  • WpVote
    Votes 11,367
  • WpPart
    Parts 25
چی میشه اگه الفا جئون جونگکوک ملقب به jk بزرگ ترین مافیای اسیا عاشقه یه امگای توت فرنگی بشه امگای قصه ما یه فرد شیطونه که با عشوه ها و خنگ بازیاش دل مغرور ترین الفای دنیارو تو پنجه های کوچولوش بگیره و باخودش اینور اونور ببره..... _حتی فکر پوشیدن این لباسم نکن چون من این اجازه رو بهت نمیدم کوچولو +هی نمیتونی این کارو بکنی چون زندگیه هر کسی دسته خودشه _اگه میخوای چشم همه کسایی که بهت نکاه میکننو در بیارم پس این کارو باکمال میل انجام میدم امگا +اصن من قهرم خودت تنهایی برو همه تورو نگاه کنن اشکالی نداره نظر تهیونگی که مهم نیست همش نگاه همه امگاها روی تو باشه من نتو نم چیزی بگم ولی تو میتونی چرا چون تهیونگی که بد بخته: ( کاپل ها: کوکوی. نامجین. یونمین ژانر: مافیایی. عاشقانه. فلاف. امگاورس. انگست. اسمات. امپرگ. (^o^)بخون عشق کن(^_-)
Belong to Alpha || متعلق به آلفا by maybeIV
maybeIV
  • WpView
    Reads 310,517
  • WpVote
    Votes 23,771
  • WpPart
    Parts 35
•••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• « _نمرهاتو بررسی کردم و متوجه پیشرفتت شدم. +این خوبه آلفا؟ رون پسر روی پاش رو نوازش کرد و دستشو داخل لباسش برد و ناخونشو روی شکم پسر کشید _عالیه پسرم ، باید بابتش بهت جایزه بدم هوم؟ ناخونشو تندتند روی نیپل پسر کشید که ناله بلند پسر دراومد و نیشخندی روی لبش نشست _اصیل کوچولو. ! VKOOK ! OMEGAVERSE ! SMUT - FUN - ROMANCE
Firstborn [KookV] by intheforest1
intheforest1
  • WpView
    Reads 87,731
  • WpVote
    Votes 12,698
  • WpPart
    Parts 19
[کامل شده] جونگکوک مجبور شده بود که با یه جادوگر معامله کنه و در ازای خواسته‌ش، اولین بچه‌‌ش رو به اون بده. ظاهرا جونگکوک معامله رو زیاد جدی نمی‌گرفت، اما توی کارِ اون جادوگر لجباز که پا پس کشیدن نبود! - هی، جونگکوک! بچه کجاست پس؟ نمی‌بینم هیچ تکونی به خودت بدی. - کدوم بچه، تهیونگ؟ من‌ که هنوز امگا هم ندارم! 「Firstborn」 •Couple: KookV •Genre: Omegaverse, Fluff, Mpreg, Fantasy •Author: Anna Moss •Translator: Echo
he is my alpha (kookv) by lilylilychan13bl
lilylilychan13bl
  • WpView
    Reads 192,332
  • WpVote
    Votes 14,914
  • WpPart
    Parts 48
تهیونگ فقط ۱۷ سالش بود که مجبور شد با یه فرمانده ی بزرگ و پولدار و از جمله بداخلاق ازدواج کنه و حالا مجبورِ تا یه توله براش بدنیا بیاره...♡ تهیونگ سریع دست الفا رو پس زد ولی الفا لجباز تر سعی کرد شلوارش رو در بیاره. -ولم کن... -وگرنه چی میشه؟‌ فوش خار و مادر آزاده عزیزان✅️ ولی نه به من🚫 روزهای اپ: یه روز یه پارت🫀🤍 کاپل: کوکوی. ژانر: عاشقانه، اسمات، رومنس، ازدواج اجباری، امگاورس
MY YOUr 🐺🌘  by writerMisha
writerMisha
  • WpView
    Reads 28,079
  • WpVote
    Votes 4,136
  • WpPart
    Parts 54
فیک مای یور ( کامل شده ) زمانی که توی جنگل باران خورده با شدت میدووید و خزهای خیس خورده اش با هر باد تکان میخورد ،،، با حس بوی خون که با بوی شیرینی ترکیب شده بود ، از حرکت ایستاد. گرگ امگایی که در سکوت زخم بزرگ روی دستش لیس میزد با چشم های براق از ترس به آلفا زل زد . قبل از بیهوشی انگار در بوی اقیانوس مرد غرق شد .... و زندگی که برای همیشه تغییر کرد. ;;;; کیم تهیونگ پسر ۲۵ ساله‌ی مجسمه‌سازی که رهبر پک تیگو هست و بقیه پک ها به عنوان قدرت اصلی قبولش ندارن و جئون جونگ‌کوک بتای ۳۷ ساله‌ای که مشاور پک جئون‌ها با قصد قبلی به پک تیگو میره. اما چرا آخرش هم برای فرار به اونجا پناه می‌بره ؟ ؛؛؛؛ کاپل: تهکوک ، یون‌مین ، چانبک ژانر : امگاورس ، اسمات ، عاشقانه نویسنده: WriterMisha این فیک داخل چنل تلگرام هم به صورت کامل هست
رمان کوکوی(رمان بیبی کوچولو)  by vkookkkkkoook
vkookkkkkoook
  • WpView
    Reads 5,470
  • WpVote
    Votes 294
  • WpPart
    Parts 11
ژانر☆عاشقانه🍧کیوت🍼مافیایی🍭 تهیونگ یروز داره قدم میزنه ولی میدزدنش و به عنوان برده به جونگکوک میفروشن 🍬کاپل🍡 کوکوی 🎀سپمین🍧نامجین👾 صورتش خیس، لبش می‌لرزید، نفساش بریده‌بریده... هق هق معصوم تری زد و دستای کوچولوشو گذاشت رو چشمای درشت اشکیش جونگکوک قدم‌هاشو تند کرد. دندوناشو روی هم فشار داد. با صدای گرفته و عصبی گفت: جونگکوک: "بس کن دیگه..." اما تهیونگ بی‌صدا دوباره اشک ریخت، سرشو روی سینه ی جونگکوک افتاد گفت: تهیونگ (آروم و پر بغض): "چرا منو آوردی؟ من کاری نکردم..."جونگکوک وارد اتاق شد. تهیونگو انداخت روی تخت، نه محکم، ولی عصبی. دستاشو مشت کرده بود. جونگکوک (با صدای بلندتر، نفس‌نفس‌زن): "تا کی می‌خوای گریه کنی؟!" تهیونگ از شدت ترس، خودش رو جمع کرد. شونه‌هاش لرزید، و لب صورتی کوچولوشو گاز گرفت. جونگکوک جلو رفت، خم شد، نگاهش رو صورت اشکی تهیونگ قفل کرد. دستشو برد سمت صورت سفیدش و محکم چونه ی نرمشو گرفت تهیونگ هق هقی زد و میون هق هقش اخی گفت جونگکوک(با صدای نسبتا بلند): "ببین بچه خفه شو دیوونه‌م می‌کنی وقتی اینجوری گریه می‌کنی..." تهیونگ چیزی نگفت. فقط دستاشو دور زانوی کوچولوش حلقه کرد و با هق هق معصوم گفت: تهیونگ: "می خوام برگردم... هق ولم کن..."