Jeon_Lanaa's Reading List
36 storie
L'Ange Déchu  di YiHyerin
YiHyerin
  • WpView
    Letture 2,718
  • WpVote
    Voti 536
  • WpPart
    Parti 16
- پوچ و بی‌ارزشی، یه موجود کثیف و هرز؛ لکه‌ی ننگی هستی که هیچ جایی توی زندگی من نداره! قطره اشک‌هایی که ناخواسته روی گونه سرخ از سیلی‌ای که خورده بود می‌نشست، درد و سوزش مضاعفی به وجود رنجورش می‌بخشید. + پس تمام اون حرفات، قول و قرارهایی که گذاشتیم و حس بینمون... بین حرف پسر پرید و با صدای خشداری غرید: - واسم تموم شدی و حالا فقط یه دستمال استفاده شده‌ای که قراره به بدترین شکل ممکن دورش بندازم! ....... کیم تهیونگ عضو طرد شده‌ خانواده بعد از چندسال از زندان آزاد میشه و به دنبال پس گرفتن جایگاهش و انتقام از مسبب دردهاشه چی‌ میشه اگه توی این راه، برای پیش بردن اهدافش به پسری متوسل بشه که گذشته تاریکی داره و راز‌های تلخی رو پنهان می‌کنه!؟ احساساتی ممنوعه بر پایه عشق، هوس و انتقام چه سرنوشتی قراره داشته باشه؟ L'Ange Déchu || فرشته سقوط کرده Main Couple: Vkook Side couple: Sope, Boy × girl, secret Genre: Forced marriage, Angst, Psychological, Smut, Thriller, Romance, Drama, Mystery, Criminal Start: 2026/ 7/ 24
Royal Omega di zakiehj
zakiehj
  • WpView
    Letture 84,954
  • WpVote
    Voti 10,185
  • WpPart
    Parti 16
Multi Shot Couple: Vkook Gener: historical, omegavers , romance, angst, smut "تهیونگ، امگایی سلطنتی که به جای نشستن روی تخت امپراتوری بعد از مرگ پدرش، مجبور به ازدواج با پسرعموی زورگوش می‌شه و لقب ملکه رو به دوش می‌کشه. با ورود جونگ‌کوک، ندیمه‌ی امگایی که بوی بدنش هوش از سر ملکه می‌بره، ممنوعه‌ترین عشق تاریخ شکل می‌گیره!"
|| زندان عشق  | Prison of love || di llAlourall
llAlourall
  • WpView
    Letture 126,457
  • WpVote
    Voti 14,147
  • WpPart
    Parti 29
داستان از این قرار بود که ، پدر تهیونگ طی اتفاقی اونو مجبور با ازدواج اجباری با مرد انیگمایی میکرد که فقط اسمش رو میدونست و ازش 12 سال بزرگتر بود ! اون برای فرار از ازدواج هرکاری میکرد ولی نمیدونست که .. • Ganer 🐺: Omegavers . Romance . Au . Smut . Fakechat . Couple✨: KookV Writer🪄: Aloura
Stalker's Enigma di Kookv_Jk_V
Kookv_Jk_V
  • WpView
    Letture 6,559
  • WpVote
    Voti 1,085
  • WpPart
    Parti 11
Genre:Hybrid / Enigma,AU, Romance,Smut Couple:Kookv,YoonMin Up:Ongoing تو دنیایی که هایبریدهای روباه و گرگینه‌ها سال‌هاست که نسبت به هم کینه‌ی عمیقی دارن، اگه یه هایبرید روباه سر راه یه گرگ انیگما قرار بگیره چه اتفافی ممکنه بی‌افته؟ این به معنای واقعی کلمه یه فاجعه‌ بود..یه فاجعه‌ی عاشقانه‌ی مضحک!.. ~~~~~~~~~ «چرا انقدر پیگیر منی، جئون؟چند بار باید بلاکت کنم تا دست از سر این موهای بیچاره‌ی من برداری؟» «می‌تونی هر چند دفعه که اون دل کوچولو و لجبازت می‌خواد من رو بلاک کنی خوشگله اما من؟ هیچ‌وقت ازت نمی‌گذرم!» Start:1405/4/19 End:~~
𝐀𝐥𝐨𝐫𝐚 di Vkookphoria-9597
Vkookphoria-9597
  • WpView
    Letture 60,696
  • WpVote
    Voti 7,552
  • WpPart
    Parti 30
خلاصه: کوک امگای خاصِ خاندان جئون، این راز که از رده‌ی امگاهاست رو از همه پنهون میکنه. چی میشه‌ اگه کیم‌تهیونگ همون آلفای اصیلِ دانشکده، بویی از این ماجرا ببره و بخواد طی یک مسابقه و شرط گذاری روی جئون، رازِ بزرگ پسر رو بین همه لو بده؟ ------------------ -آلورا، از من نپرس چقدر دوست دارم و نترس از ترک شدن. تو باور منی آلورا، چطور میتونم ترکت کنم؟ ------------------ 𝗡𝗮𝗺𝗲: Alora 𝗚𝗲𝗻𝗲𝗿: Omegavers, Romance, Comedy 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: Nila
Royal Insult "فحش سلطنتی " KookV  di jyjtjnj
jyjtjnj
  • WpView
    Letture 4,209
  • WpVote
    Voti 612
  • WpPart
    Parti 13
انیگما چشم هاش رو با عصبانیت به هم فشرد و با خشم به طرفش امد و توی صورتش فریاد کشید : "جئون تهیونگ ، دست از این کارهات بردار من جفت توعم فهم_" با عصبانیت هلش داد و وسط حرفش پرید . "تو جفت منی مرتیکه ؟ تو کیر منم نیستی !!!" *** کیم تهیونگ ، اون آیدل و پلی بوی معروف فکرش رو نمیکرد با مسخره کردن یک داستان قدیمی، صبح که از خواب بیدار میشه قراره توی دنیای همون داستان گیر بیوفته و از قضا جفت پادشاه مرخرفشون بشه . ژانر : کمدی _ عاشقانه _ رمنس _اسمات _سلطنتی کاپل : کوکوی _ یونمین _نامجین تاریخ آپ :متغیر وضعیت : در حال آپ FR
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 di MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    Letture 307,614
  • WpVote
    Voti 18,207
  • WpPart
    Parti 98
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
Wine di nana42607
nana42607
  • WpView
    Letture 6,975
  • WpVote
    Voti 904
  • WpPart
    Parti 7
جونگ‌کوک، تک امگای خاندان آلفا پرست جئون بود و زمانی که به درخواست خانواده‌اش، قراری مبنی بر ترک خونه و رفتن به سئول گذاشته شد، همه چیز به هم ریخت. تمام آینده‌اش وابسته به تصمیمی بود که در اون لحظه باید می‌گرفت؛ به سئول می‌رفت و با فردی که پدربزرگش انتخاب کرده بود، تشکیل خانواده می‌داد؟ یا راهی برای بیرون اومدن از زیر سایه‌ی جئون بزرگ پیدا می‌کرد؟ _____________ «این رو خوب توی گوش‌هات فرو کن امگا، تو جزوی از خاندان من نیستی و فقط فامیل و خونم رو به یدک می‌کشی!» حالا که بعداز پنج‌سال دوباره مقابل هم قرار گرفته بودن، آخرین جملات جئون بزرگ، توی گوش‌هاش می‌پیچد و خشم نهفته‌اش رو بیدار می‌کرد. توله‌‌ آلفاهای شیطونش رو به پشتش هدایت کرد و نگاه تیزش رو به مرد مسنی داد که بچه‌های اون رو جزوی از خودش و خاندانش دونسته بود. بی‌توجه به حضور کیم‌ها و هرکسی که نگاهش بهشون زوم بود، فاصله‌‌شون رو به حد نصاب رسوند و نیشخند رضایت‌مندی روی لب‌هاش نشوند. برق نگاهش خبر از حضور گرگش می‌داد و برای حفاظت از توله‌‌هاش، با رایحه‌‌ی سنگینش، آلفاهای اطرافش رو تهدید می‌کرد. _این رو خوب به یاد بیار آلفا جئون؛ من جزوی از خاندان تو نیستم و با تأسف زیاد، فقط خون و اسم بی‌ارزشت رو به یدک می‌کشم! پس بچه‌هام هم به هم
Hella Soldier di WholeLottaKv
WholeLottaKv
  • WpView
    Letture 126,853
  • WpVote
    Voti 13,913
  • WpPart
    Parti 19
فرمانده‌ی انیگمای کشور به دستور ملکه علاوه بر سربازهاش باید حواسش رو به اون امگای زال که دردسر خاصی داخل چشم‌های آبی رنگش موج میزد هم میداد؛ اما قرار نبود به قدری ازش مراقبت کنه که حتی بار رسوایی‌ای که به بار آورده بود رو هم به دوش بکشه! فرمانده جئون نباید انقدر وظیفه شناس می‌بود. تهیونگ در ابتدا قصدش فقط شیطنت بنظر میرسید؛ نباید عاشقش میشد. کاپل : کوکوی ژانر : امگاورس، تاریخی، رمنس، اسمات
Help, Bodyguard! (KookV) di NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Letture 240,972
  • WpVote
    Voti 28,353
  • WpPart
    Parti 36
[ اِنیگما وقتی قرارداد محافظت از کیم تهیونگِ 18 ساله رو با خون امضا کرد، انتظار دیدن یک امگای تخس و هورنی رو نداشت که از سیاست، فقط اسمش رو داخل اخبار شنیده بود. ] دراما/ اسمات/ اِنیگما x امگا کاپل : کوکوی/ کمی یونمین