Larry
21 stories
𝖣𝗎𝗇𝗐𝗂𝖼𝗁 by Reminiscesists
Reminiscesists
  • WpView
    Reads 127
  • WpVote
    Votes 31
  • WpPart
    Parts 5
نمی‌دونم چرا، ولی وقتی بهت نگاه می‌کنم حس می‌کنم یه چیزی رو یادم رفته... چیزی که خیلی مهم بوده.
𝐖𝐢𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐈𝐜𝐞 𝐂𝐫𝐞𝐚𝐦 | 𝐋.𝐒 by KimiKimiii5
KimiKimiii5
  • WpView
    Reads 13,207
  • WpVote
    Votes 2,430
  • WpPart
    Parts 25
_ تو لالی؟! هری با سری پایین افتاده، بعد از چند ثانیه تعلل، تایید کرد... پسری که از سر ناچاری برای پیدا کردن کار وارد یکی از مشهور‌ترین هتل‌های نیویورک شد؛ اما هیچ‌وقت تصور نمی‌کرد توی اون شب زمستونی، سرنوشتش با مردی گره بخوره که صاحب همون هتله! مردی با چشم‌های آبی و سرد، که قرار بود تمام زندگیش رو تغییر بده... " یک داستان عاشقانه پُر از سکوت_ شبیه برف زمستون! " ژانر: عاشقانه، درام، اجتماعی کاپل: لری، لو تاپ وضعیت :در حال اپ نویسنده: کیمیا شروع از:20/4/404
fucking Art [z.m/l.s] by imfuckingshadow
imfuckingshadow
  • WpView
    Reads 482,584
  • WpVote
    Votes 41,583
  • WpPart
    Parts 60
welcome clowns bdsm zouis top
•Fading• [L.S]  by SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    Reads 224,505
  • WpVote
    Votes 31,922
  • WpPart
    Parts 48
[Complete] لویی زیبایی رو، ترکیب رنگ‌ها و جنس‌های مختلفی که حس ظرافت رو درون آدم‌ها به‌وجود میارن، میشناسه. اون درحالی که داره توی دانشگاه فشن میخونه، هر روز این ترکیب‌ رو میبینه. برش لباس‌ها، رنگ پارچه‌ها، پیچیدگی‌ طرح‌ها، همهٔ این‌ها کنار هم قرار میگیرن تا یه‌چیز زیبا رو بسازن. ولی وقتی که یه دانشجوی علوم با پاهای بلند و لبخندی که چال‌ گونه‌هاش رو به نمایش میزاره قبول میکنه که مدل لویی بشه، لویی میفهمه که تازه زیبایی رو پیدا کرده. هری فکر میکنه لویی فقط به کسی نیاز داره که بهش ثابت کنه چقدر زیباست. °Persian Translation°
Change My Mind~L.S [Completed] by gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    Reads 126,641
  • WpVote
    Votes 17,682
  • WpPart
    Parts 63
"یکم صبر داشته باش، همه‌چیز تغییر میکنه..." "همه‌چیز؟! نه...هیچ چیزی عوض نمیشه، مگه اینکه اون لعنتی تغییر کنه..." "پس انجامش بده...نظرش رو تغییر بده..." پابلیش مجدد کتاب کامل شده‌ی change my mind. نوشته شده در اول فوریه‌ی 2018. پایان، پنجم سپتامبر2018.
His Hazza (mpreg)(persian translation) by _yamna_
_yamna_
  • WpView
    Reads 126,398
  • WpVote
    Votes 18,213
  • WpPart
    Parts 30
[Completed] " تو خیلی ریزه میزه و شکننده ای. من میخوام همونطور باهات رفتار کنم" لویی با یکی از فرهای هری بازی میکنه و لبخند میزنه " پسر پرفکت من. هزای من" " میگن تو مثل یه خدا راه میری. نمیتونن باور کنن من تو رو ضعیف کردم" .... لویی یه پانکه. معروف برای بی ادب و آزاردهنده بودن نسبت به همه. به استثناء هری استایلز.
Look at me [L.S] by barry__s
barry__s
  • WpView
    Reads 188,718
  • WpVote
    Votes 34,981
  • WpPart
    Parts 53
تو قلب دردِ منی تو باعثِ درد منی ولی من لذت میبرم از این درد.. منِ مازوخیسمِ لعنتی!! *Completed
holding the man by Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    Reads 31,958
  • WpVote
    Votes 3,867
  • WpPart
    Parts 23
*داستان برگرفته از صحنه هایی از فیلم holding the man..* ای گلهای زیبا.. من هم امشب همانند شما فرومیپاشم.. امشب که خانه اش از خاک و سنگ شده..من هم در میان آبهای دریا.. _صبرکن.. برگشتم سمت داوری که پشت میز کج و کوله اش لم داده بود.. _میتونی با احساس تر باشی هری؟!
Me After You [L.S] by Lo28is
Lo28is
  • WpView
    Reads 12,004
  • WpVote
    Votes 2,517
  • WpPart
    Parts 25
بعضی وقتا به این فکر میکنم که دیگه نه میتونم بودنتو تحمل کنم نه نبودنتو...
Prince [Persian Translation] by harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Reads 142,521
  • WpVote
    Votes 23,401
  • WpPart
    Parts 43
[Completed] «اونی که استخون گونه داره میدونه ک پرنس عاشقشه؟» جایی ک هم لویی و هم هری پرنسایی هستن که سرنوشتشون اینه که با هم ازدواج کنن