My special omega
تهیونگ یه امگای کیوته که مجبور میشه از خونه فرار کنه و بخاطر اینکه کسیو نداره میره توی یه پادگان و برخلاف قوانین مشغول به کار میشه....
کوک الفای مغرور و بی اعصابی که فرمانده اون پادگانه و از امگاها حالش بهم میخوره و از جفت داشتن متنفره....
چی میشه تهیونگ جفت این الفای مغرور باشه؟ایا کوک قبولش میکنه یا اونو رد میکنه؟
.
.
جیمینی که هیچکس نمیدونه زندست و بعد از سال ها برمیگرده..کسی حرفشو باور میکنه؟
کیوتیا اگه از فیک فلاف خوشتون میاد به سرزمین کوکوی خوش اومدین💜💙💛
کاپل:کوکوی(اصلی)،یونمین،نامجین،چانبک
ژانر:امگاورس،امپرگ،اسمات،انگست،فلاف،کمدی،یه کوچولو درام،هپی اند..
شروع:۱۴۰۰/۱۰/۱۴
اپ:پنجشنبه ها ساعت ۱۱شب
چی میشه اگه دامپزشک وظیفه شناس یه گذشته تاریک داشته باشه؟اون باعث یه اتفاق بزرگ شده،شاید اگه اون روز اشتباه نمیکرد هیچوقت ردی از دورگه ها وجود نداشت...
حالا باید تاوانشو بده،با کی؟با یه دورگه از همون نژاد...قراره درد بکشه،دردی که اخرش اونو توی دام عشقی میندازه که تصورش رو نمیکرد...
دورگه داستانمون اقای دکتر رو میپذیره؟عشقش رو قبول میکنه؟
بیاید با هم داستان قشنگ اقای دکتر و دورگه عزیزش رو بخونیم...
ژانر:فلاف،فانتزی،عاشقانه،اسمات..
کاپل:کوکوی،یونمین و نامجین...
فیک پر از لحظات الکلیلی هست و قرار نیست قلبتون به درد بیاد،عاشقانه های دکتر مهربونمون با دوست پسر کوچولوشو بخونین🌱🥹
نگاهی به چهره ی غرق در خوابش انداخت.دست ظریفش را در دست گرفت وبوسه ای بر کف آن زد
"الان دیگه همه ی وجودمو به تو سپردم،میشه همین جا نگهش داری؟"ومحکم دست را مشت کردو روی قلبش گذاشت.
"میشه همین جا نگهشون داری و پسش ندی؟وقتی همه ی وجودم اینجاست،تو سینت، حالم خوبه...از پس همه چیز برمیام"
نم یدانست چندبار آن مشت کوچک را بوسیده بود
"اگه نتونم هیچوقت داشته باشمت قول میدم اینقدر دوباره متولد بشم تا ببینمت،اون وقت دیگه نمیبازمت"
و رفت تا گوشه ای ببارد.
جنایی...انگست...عاشقانه
هپی اند...جان تاپ
چه در آغوشم بگیری چه مرا پس بزنی تنها شاهزاده ی قلبم تویی
...جان دل در گرو شاهزاده ی کشور ،وانگ ییبو دارد اما این عشق...
.تاریخی.انگست،عاشقانه.
ییبو تاپ
یک داستان پر چالش و پر ماجرا
این داستان احساسات زیادی دربردارد،عشق،نفرت،حسادت،سردرگمی،پشیمانی،که شخصیت ها با همین احساسات عمیق رشد میکنند و بزرگ میشوند.
ییبو سال های زیادی ست که نفرت عمیقی را در قلبش می پروراند،نفرت از شخص غریبه ای که تصور میکند همه ی توجه و محبتِ تنها خانواده یعنی مادرش را از او دزدیده.اما هیچ چیز آنطور که او فکر میکند نیست
حتی ممکن است پشیمان شود که سال ها خود را از دیدن آن پسر شیرین و عجیب محروم کرده
عشق خبر نمیکند...
گفتم این آغاز پایان ندارد
عشق اگر عشق است آسان ندارد
ییبو تاپ
انگست_عاشقانه
هپی اندینگ
وقتی این قصر برات قفسی شد که کلیدش دست تو نبود، وقتی اسم شاهزاده، باری شد که دوشتو خم کرد، وقتی تاج طلایی، روی پیشونیت سنگینی کرد و نگاهها خنجری شدن توی تنت، وقتی سایهی قدرت پناهت نه، بلکه زنجیرت شد، منو یادت بیار ...
وقتی از سرنوشتت فرار کردی و هر بار به درهای بسته رسیدی، وقتی توی تاریکی، فقط صدای قدمهای خودتو شنیدی، وقتی جنگل تنها پناهت شد، منو یادت بیار.
من همونیام که تو رو دید، وقتی بقیه ترجیح دادن چشماشونو روت ببندن. من اونیام که اسمتو صدا زد، وقتی همه از ترس خاموش موندن. من اونم که کنارت موند، وقتی همه رهات کردن.
پس اگه یه روز، بین احساس و منطق، بین اونچه که هستی و اونچه که باید باشی، راهتو گم کردی ... اگه بین موندن و رفتن، بین تسلیم شدنو جنگیدن گیر کردی، فقط منو یادت بیار ... منو به یادت بیار و بجنگ
به یاد بیار و به خاطر من بجنگ
main Couple: yoonmin
Other Couples : namjin , kookv
Gnre: omegaverse - Historical