من براشون میمیرمممم
16 stories
«𝐂𝐎𝐍𝐒𝐔𝐌𝐄𝐑|مصرف‌کننده✔» by Mtt_12
Mtt_12
  • WpView
    Reads 92,434
  • WpVote
    Votes 10,297
  • WpPart
    Parts 38
[ پایان یافته⛔] 𝐅𝐢𝐜 𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐂𝐨𝐧𝐬𝐮𝐦𝐞🥃 𝐆𝐞𝐧𝐞𝐫: 𝐨𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬، 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚، 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐬𝐭، 𝐑𝐨𝐦𝐞𝐧𝐜𝐞, 𝐩.𝐥 𝐥𝐢𝐟𝐞, 𝐬𝐦𝐮𝐭🔞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯🧑‍🤝‍🧑 𝐔𝐩𝐓𝐢𝐦𝐞:- 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: _𝐑𝐞𝐝𝐐𝐮𝐞𝐞𝐧⚜️
Captain Jeon, since 1894 by rkive_taekook94
rkive_taekook94
  • WpView
    Reads 19
  • WpVote
    Votes 0
  • WpPart
    Parts 4
"آن‌گاه که جنگ به پایان برسد، با تو ازدواج خواهم کرد. گل‌هایی درست همانند زیبایی تو پرورش خواهم داد و قصه‌ی عشقمان به یکی از زیباترین روایت‌های عاشقانه‌ی این جهان بدل خواهد. " - نامه‌ای یافت شده در جیب یک سرباز جان‌باخته؛ کاپیتان جئون جونگکوک، ۱۸۹۵
REVERA by HUBERT97JK
HUBERT97JK
  • WpView
    Reads 3,977
  • WpVote
    Votes 326
  • WpPart
    Parts 11
⸝⸝ ریورا / REVERA ⸝⸝ هفت سال پیش جونگکوک با یک سکوت، پسری رو از خودش گرفت که زمانی همه‌ی دنیاش بود. حالا بعد از سال‌ها، سرنوشت دوباره این دو نفر رو سر راه هم قرار داده؛ اما نه به عنوان عشق‌های قدیمی، بلکه به عنوان هدف یک مأموریت. جونگکوک از چیزی که پشت گذشته‌ی خانواده‌اش پنهان شده خبر نداره و نمی‌دونه چرا مردی که حالا بیشتر از هر کسی ازش متنفره، حاضر نیست ازش چشم برداره. تهیونگ هم فقط یک چیز رو خوب می‌دونه؛ این بار قرار نیست بذاره جونگکوک دوباره از دستش فرار کنه. حتی اگه برای نگه داشتنش مجبور بشه به خودش یادآوری کنه که هنوز ازش متنفره. اما وقتی نفرت قدیمی کنار عشق فراموش‌شده قرار بگیره، دیگه معلوم نیست کدومشون قراره جون سالم به در ببره. ⌁ 𝖼𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾 : 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄, 𝖸𝗈𝗈𝗇𝗆𝗂𝗇 ⌁ 𝗀𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖢𝗋𝗂𝗆𝗂𝗇𝖺𝗅, ‌𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺 ⌁ 𝗐𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : 𝖧𝗎𝖻𝖾𝗋𝗍
𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌) by RAHILRad2
RAHILRad2
  • WpView
    Reads 1,800,361
  • WpVote
    Votes 76,232
  • WpPart
    Parts 56
_اسـلـحـه_ نویسنده: راحیل کاپل: ویکوک ژانر: جنایی، دارک، اکشن، انگست، ماجراجویی، اسمات، رمنس خلاصه: فرمانده تهیونگ، عاشق دل شکسته ای که برای گرفتن انتقام قتل دوست‌پسرش تراشه ای رو می سازه که عاقبت همه‌اشون رو نامعلوم میکنه و جئون‌ جونگ‌ کوکی که ادعا میکنه فقط یک کافه‌داره و دوست دبیرستان تهیونگه وارد زندگیش میشه اما آیا واقعا جونگ‌کوک همونیه که نشون میده یا چیزهای دیگه ای توی فکرش داره؟
Seoul City|سئول سیتی by writerokiko
writerokiko
  • WpView
    Reads 6,930
  • WpVote
    Votes 499
  • WpPart
    Parts 16
درحال آپ📌 -موتور سواریت حرف نداره جونگکوک! -سواریمو روی پاهات ندیدی فرمانده. تهیونگ توی یکی از خطرناک‌ترین ماموریت‌هاش که داخل کره‌شمالی بود، مدام خواب جونگکوکی رو می‌بینه که آخرین بار به اصرار خواهرش، باهاش سر قرار رفته بود. درحالی که خودش اون قرار رو بهم زده بود، خواب‌هایی که می‌دید، باعث شد از اون کار پشیمون بشه. چی باعث شد فرمانده کیمی که رغبت به رابطه‌ی جدید رو نداشت، به محض برگشتنش به کره‌جنوبی، بره سر مسابقه‌ی اون پسر و از اون رایدر مسابقه درخواست کنه وارد رابطه بشن؟ خواب سکس با جونگکوک؟ ولی احساسات تهیونگی که قبلا عاشق یک نفر دیگه بود، به عشق با جونگکوک ختم می‌شدن؟ و آیا جونگکوکی که ادعا می‌کنه مدت‌هاست عاشق فرمانده‌ست، داره راست می‌گه؟ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: mafia, action, angst, crim, kink, smut, sci-fi. 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: VkooK
𝗦𝘁𝗼𝗰𝗸𝗵𝗼𝗹𝗺 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 805,484
  • WpVote
    Votes 95,981
  • WpPart
    Parts 33
[Completed] "- این موضوع به تو مربوط نیست جئون. بکش کنار. ارباب کیم با سردی گفت و قلب تهیونگ با وحشت توی سینه اش کوبید‌. اسلحه مشکی توی دست پدرش پر بود و تنها چیزی که بین اون و مرگ ایستاده بود جئون جونگ کوک بود. - اسلحه رو بزار کنار کیم. جونگ کوک با خونسردی گفت و این بار ارباب کیم با عصبانیت فریاد کشید: - بکش کنار عوضی، توی کار من دخالت نکن! اون پسر منه، بخوام می کشم، بخوام آتیشش می زنم! لحظه بعد، انگشت های قوی دور گلوش پیچونده شد و از زمین بلند شد. جونگ کوک در حالی که با خونسردی ترسناکی چشم های آبیشو به چشم های وحشت زده کیم دوخته بود لب زد: - داری ناراحتش می کنی کیم... هیچ کس امگای منو ناراحته نمی کنه و زنده بمونه." 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐌𝐩𝐞𝐫𝐠, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫
Whiskey[ویسکی] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 3,002,022
  • WpVote
    Votes 262,837
  • WpPart
    Parts 73
Vkook/kookv [completed] 《صد بار بهت گفتم تو کابین خلبان نباید سیگار بکشی...حرف حساب حالیت نمیشه انگاری؟...بلند شو برو بیرون.》 《اه کیم...با این طرز نگاه کردنت فقط اون پایینیه که واست بلند میشه》 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ 《بیاین بریم تو دنیای میلیاردرای دلاری... هوم؟ زندگی سرشار از زرق و برقشون... کسایی که حتی با دلار سر میز دور دهناشون و تمیز میکنن... این یکم هیجان داره و ترسناکه نه؟ دیدن زندگیشون از نزدیک... فاک... میخوام تورو بکنم یه میلیاردر دلاری.》 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ کاپل اصلی: vkook/kookv کاپل فرعی: yoonmin " namjin" ژانر:dram " romence " smat " omegavers نویسنده: biti حمایت یادتون نره 🐻🐰 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
⌠ Apocalypse¹, آخرالزمان ⌡ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 213,071
  • WpVote
    Votes 20,209
  • WpPart
    Parts 74
« آخرالــزمان; مردگان برمی‌خیزند » ‌| کامل شده | _تو از موتورم سواری گرفتی، درحالی که می‌تونستی خیلی راحت با صاحبش انجامش بدی، جوجه‌پلیس! _فکر می‌کنم به‌عنوان یک موتور سوار، بتونی راحت‌تر سواری بگیری، کیم! - _بهتره حواست به زبونت باشه، وگرنه توی بد دردسری میفتی. _من عاشق دردسرم عوضی، من رو از چی می‌ترسونی؟ -‌ جئون‌جونگکوک، افسری بی‌تجربه اما جسور که زیر غبار شهر جنگ‌زده و بمب‌خورده، هدفی جز مبارزه کردن نداره، خودش رو مقابل سردسته‌ی جیب‌برهایی می‌بینه که ‌به هیچ‌چیز جز موتورِ زیر پاهاش و سیگارهایی که دود می‌کنه، اهمیت نمی‌ده. اون‌ها نفرت رو داخل رگ‌هاشون حس می‌کنن، حتی با اینکه جنازه‌ها و ساختمون‌های درحال فروپاشی، زندگی‌شون رو تهدید می‌کنه. غرور، از نگاه‌های تند و تیز هردو مثل سایه‌ای روی شهر افتاده؛ اما درنهایت نگرانی‌ها و اتفاقات مرگبار، جنگ و گریز از دست جنازه‌های پوسیده، هردو پسر رو میون چنگالِ ناآشنای عشق گیر می‌ندازه. حالا جدالِ واقعی، بین قلبِ شیفته‌ی خلافکار و دلدادگی افسر، اتفاق میفته. ژانر ⤶ اکشن، انمیز تو لاورز، هیجان‌انگیز، عاشقانه، اسمات!
𝙈𝙮 𝘾𝙤𝙢𝙢𝙖𝙣𝙙𝙚𝙧 •𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠• by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 677,314
  • WpVote
    Votes 54,247
  • WpPart
    Parts 88
𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐌𝐘 𝐂𝐎𝐌𝐌𝐀𝐍𝐃𝐄𝐑🔞 [Completed] «جونگ‌کوک، سربازی که دو ماه به پایان خدمتش مونده و فکر می‌کنه که می‌تونه به آسونی سربازیش رو تموم کنه؛ اما با انتقال فرمانده‌ی جدید به پادگانشون، تمام معادلاتش به‌هم می‌ریزه.» - اگه این‌قدر علاقه به مردن داری... می‌تونم زودتر از این تمرین‌های کشنده دخلت رو بیارم! جونگ‌کوک که گونه و چونه‌اش توی دست بزرگ فرمانده‌اش تحت فشار بود، ناله‌ی آرومی کرد و جوابش رو داد: - آه...فرمانده... این‌قدر دوست داری من رو با دست‌های خودت بکشی؟ تهیونگ نیشخندی زد و با ول‌کردن چونه‌اش؛ انگشت شستش رو سمت زخم ابروی سربازش برد و نوازشش کرد. - تو این مدت... جز کشتنت به چیز دیگه‌ای فکر نکردم! «اتمام یافته» ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ژانر⤟سربازی-رومنس-اسمات-اکشن-انگست