kim_ahriy's Reading List
6 stories
Love me [Yoonmin]~|completed by R_BlueWriter
R_BlueWriter
  • WpView
    Reads 260,391
  • WpVote
    Votes 42,992
  • WpPart
    Parts 100
↴ేخلاصه مهم نبود چند مرتبه براش هدیه بخره، گل ببره و بهش ابراز علاقه کنه. اون امگا با بی رحمی در حالی که پوزخندی از جنس تمسخر روی چهره دوست داشتنی و زیباش بود، این حقیقت رو که یونگی در سطح خودش نیست رو مثل پتک تو سرش می کوبید و تمام هدایا و احساسات پاک و خالصانه اش رو توی سطح آشغال می انداخت..... اما یونگی هنوزم اون امگای سفید با رایحه گرم شیرینش رو دوست داشت.... (پارت ها نسبتا کوتاهه) *-*-*-*-*-*-*-*-* 🐚ే نام ⪼『دوستم داشته باش -- Love me』 🐺ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐰ే کاپل فرعی ⪼ تهکوک 🗞ే ژانر ⪼ رمنس، فاکینگ دراما، امپرگ، امگاورس، به مقدار لازم اسمات، چند لیتر انگست، هپی اند ✒️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏱️ే وضعیت ⪼ پایان یافته
black bell | ناقوس سیاه by seven7purple
seven7purple
  • WpView
    Reads 138,495
  • WpVote
    Votes 15,857
  • WpPart
    Parts 37
( فصل اول ) جونگکوک نگاهی به کلیسا انداخت و سرشو بالاتر برد + ناقوس سیاه؟ تاحالا ندیده بودم یک ناقوس سیاه باشه ! ... اینجا میتونه یه لوکیشن بینظیر برا ضبط فیلم ترسناکا باشه ! شاید یه ویدیوی قنادی اینجا ضبط کردم ... پسر مو سیاه درحال مسخره بازی و فیلم گرفتن بود غافل از اینکه شخص دومی هم توی اون مکان بود ... اون هم نه یک انسان معمولی ... اصلا اون فرد ... انسان بود ؟! کاپل اصلی : ویکوک . کوکوی .( ورس ) کاپل فرعی : نامجین . یونمین ژانر : عاشقانه . دارک . اکشن . هیجانی . طنز . تخیلی . اسمات نکته: فیک از هیچگونه از قوانین دنیای تخیلات و واقعی پیروی نمیکنه و فقط زاده های ذهن مریض نویسندست پس دنبال الگوریتم خاصی نباشید و از سم بودن ماجرا لذت ببرید 🌝🤌
Lorenzo | لورنزو by seven7purple
seven7purple
  • WpView
    Reads 168,112
  • WpVote
    Votes 21,922
  • WpPart
    Parts 38
" فصل دوم " لورنزو | Lorenzo _‌ من کشتمش ... منِ حرومزاده کشتمش ! _ اون خیلی تنهاست ... _ لورنزو کِی انقدر بزرگ شد که بخواد برای استرانو خط و نشون بکشه؟ " بازی زمانی خطرناک میشه که اون کسی که باخته دوباره وارد بازی بشه! " داستان یک عشق ، یک نفرت ، یک ترس ... گناهکار اصلی کیست؟ نجات دهنده اینبار در آینه نیست. اینبار نجات دهنده در گوشه ای از این شهر، زیر سایه ی مافیا پنهان شده ... و اینبار داستان لورنزو باز می‌گردد تا ذهن و قلب شما را به دست گیرد . کاپل اصلی : یونمین کاپل فرعی : کوکوی ، جیهوپ ، نامجین و ... ژانر : درام ، مافیا ، اکشن ، طنز ، اسمات ، دارای صحنه های خشن ( از لحاظ جنگ و خونریزی) نکته : این فیک صحنه های خون و خونریزی و خشنی داره که برای همه توصیه نمیشه " #eli " #lorenzo " #YOONMIN "#KOOKV
لورنزو | Lorenzo by seven7purple
seven7purple
  • WpView
    Reads 315,188
  • WpVote
    Votes 28,705
  • WpPart
    Parts 63
لورنزو | Lorenzo _چطور با لورنزو آشنا شدی فابیو؟ + من یه بوکتروتم * ....زمانی که توی کتابخونه قدم میزدم و کتاب هارو تماشا میکردم انتظار نداشتم که روز بعد یه نسخه نو از هر کتابی که لمس کردم دم در خونم پست بشه و روی اون بسته فقط یه نوشته باشه... " از طرف لورنزو " * بوکتروت : کسی که هم عاشق کتابه ، هم درونگراست و به خوندن کتاب و ادبیات کلاسیک علاقه داره ! کاپل اصلی : یونمین کاپل فرعی : کوکوی ، جیهوپ و ... ژانر : مافیا ، دارک ، اکشن ، طنز ، اسمات ، دارای صحنه های خشن ( از لحاظ جنگ و خونریزی) نکته : این فیک صحنه های خون و خونریزی و خشنی داره که برای همه توصیه نمیشه *فصل ۱ تمام شده . برای خواندن فصل ۲ وارد اکانتم بشید.^^ #lorenzo
My you  by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 557,592
  • WpVote
    Votes 69,835
  • WpPart
    Parts 67
_شانس آوردی آلفا، امگای قوی داری؛ با وجود شدت بالای ضربه، اما آسیب شدیدی بهش وارد نشده و مهم‌تر از همه اگه در حالت انسانی چنین آسیبی می‌دید درجا بچه‌اش رو از دست می داد؛ اما چون در حالت گرگینه... تهیونگ که تا اون لحظه با دقت به حرف‌های ساحره گوش می‌داد با شنیدن قسمت دوم جمله، ابروهاش جمع شد و حرف‌های ساحره رو قطع کرد. _یه لحظه یه لحظه، الان چی گفتی؟ _گفتم امگای قوی داری... _نه نه بعدش، قسمت دوم جمله‌ات... تـ... تو گفتی چی؟ بچه؟! ساحره ابرویی بالا انداخت و پلک زد. _نمی‌دونستی؟ امگات بارداره... Writer: Ashil Couple: Vkook, Hopmin, Taehi Genre: omegaverse, action, fantasy, romance, mpreg, smut
Rebel (AU) by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 194,037
  • WpVote
    Votes 29,189
  • WpPart
    Parts 54
هفت سال پیش وقتی جونگ‌کوک رو از دست داد بابونه‌اش هفت ماهه باردار بود و منتظر تولد دختر کوچولوشون بودن؛ اما حالا اون رو درحالی پیدا کرده بود که شکمش کاملاً صاف بود و توی شرایط جسمانی اسف‌باری قرار داشت! +می‌شه بپرسم چرا من رو جونگ‌کوک صدا می‌زنید؟ _ت... تو... من رو نمی‌شناسی؟ Writer: Ashil Couple: Vkook Genre: Omegaverse, Romance, Fantasy, Mystery, Smut, Angst, Mpreg