Herstories🦢
2 stories
𝐁𝐞𝐫𝐠𝐥𝐚𝐧𝐝, 𝐌𝐢𝐜𝐡𝐢𝐠𝐚𝐧  by moonchild__29
moonchild__29
  • WpView
    Reads 7
  • WpVote
    Votes 2
  • WpPart
    Parts 1
[𝐎𝐧𝐠𝐨𝐢𝐧𝐠] ★★★ ☆↝ 𝐧𝐚𝐦𝐞: 𝐁𝐞𝐫𝐠𝐥𝐚𝐧𝐝, 𝐌𝐢𝐜𝐡𝐢𝐠𝐚𝐧 ☆↝ 𝐦𝐚𝐢𝐧 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 ☆↝ 𝐬𝐮𝐛 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: _ ☆↝ 𝐠𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐒𝐥𝐢𝐜𝐞 𝐨𝐟 𝐥𝐢𝐟𝐞 / 𝐚𝐦𝐧𝐞𝐬𝐢𝐚 / 𝐚𝐧𝐠𝐬𝐭 / 𝐚 𝐥𝐢𝐭𝐭𝐥𝐞 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 ☆↝ 𝐖𝐚𝐭𝐭𝐩𝐚𝐝: 𝐦𝐨𝐨𝐧𝐜𝐡𝐢𝐥𝐝__29 ☆↝ 𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐦𝐨𝐨𝐧𝐜𝐡𝐢𝐥𝐝 ★★★ ☆↝ 𝐬𝐮𝐦𝐦𝐚𝐫𝐲: راز هایی فراموش شده در محله برگلند شهر انتوناگون ایالت میشیگان. رازهای پدری که با آشنا شدن با دوست فرزندش دونه به دونه فاش میشه و این بین دو پسری هستن که چیزی از حقیقت فراموش شده نمی‌دونن. اما اگر تمام حقیقت در مورد همون دو پسر باشه چی میشه؟ ★★★ ☆↝ 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲: _چرا فقط خفه نمیشی جئون؟ با کشیدن موهاش همون‌طور که سعی می‌کرد از ریختن اشک هاش جلوگیری کنه، ادامه داد _اگر الان اینجا وایستادم، اگر الان یه پدر بی عرضه نشون داده میشم همه‌اش، همه‌اش تقصیر توئه جونگ‌کوک... با ریختن اولین قطره‌ی اشکش زمزمه کرد _این بلایی بود که تو توی زندگیمون انداختی، الان چی می‌خوای؟ بهم بگو اینجا چه غلطی میکنی! اومدی اینجا که چی رو به رخم بکشی ها؟ ★★★ ☆↝𝐭𝐢𝐦𝐞 𝐮𝐩:𝐖𝐞𝐝𝐧𝐞𝐬𝐝𝐚𝐲
scarecrow﴾mini fic﴿ by moonchild__29
moonchild__29
  • WpView
    Reads 372
  • WpVote
    Votes 50
  • WpPart
    Parts 10
[ 𝐜𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞 ] ★★★ ☆↝ 𝐧𝐚𝐦𝐞: 𝐬𝐜𝐚𝐫𝐞𝐜𝐫𝐨𝐰 ☆↝ 𝐦𝐚𝐢𝐧 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤 ☆↝ 𝐬𝐮𝐛 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: _ ☆↝ 𝐠𝐞𝐧𝐫𝐞:𝐜𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜 / 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 /𝐚 𝐥𝐢𝐭𝐭𝐥𝐞 𝐚𝐧𝐠𝐬𝐭 ☆↝ 𝐖𝐚𝐭𝐭𝐩𝐚𝐝: 𝐦𝐨𝐨𝐧𝐜𝐡𝐢𝐥𝐝__29 ☆↝ 𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐦𝐨𝐨𝐧𝐜𝐡𝐢𝐥𝐝 ★★★ ☆↝ 𝐬𝐮𝐦𝐦𝐚𝐫𝐲: اون زیبا ترین تعریفی بود که از یک مترسک شنیده بود. مردی که دست داشت اما نمی‌توانست اشک هایش را پاک کند ★★★ ☆↝ 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲: _از این به بعد صدات میزنم مترسک. سمت پسری که حالا بهش نگاه می‌کرد چرخید و با نگاه کردن به قهوه‌ی داغ درون چشم هاش لب زد _مترسکی آقای ناآشنا؛ نه حرفی، نه لبخندی، نه حتی حرکتی برای روندن این کلاغ پر سر و صدا که هی مزاحم خلوت تو کتابت میشه. قدمی از مرد دور شد و با پشت کردن بهش با هر سختی بود لب زد _اگر مترسک مزرعه ما اینقدر توی سکوت و سکون خودش غرق نمی‌شد شاید هنوز هم پیش ما بود. ★★★ ☆↝𝐭𝐢𝐦𝐞 𝐮𝐩: 𝐜𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞 📜