hey
6 stories
𝑳𝑶-𝑵𝑶𝑹𝑨(اِلئونورا) by lakiral_7
lakiral_7
  • WpView
    Reads 73,043
  • WpVote
    Votes 4,129
  • WpPart
    Parts 36
کیم سوکجین، افسر ارشد سئول بخاطر اتفاقات تلخ و وحشتناکی که توی گذشته خانوادش رو از هم پاشوند حالا با تراژدی های زیادی مواجهه و وارد دنیای انتقام سخت خودش میشه و به سمت خانواده ای کشیده میشه که منشا تمام بدبختیارو دربر میگیره... اما جونگ کوک تنها دارایی و خانواده کیم سوکجین ناخواسته وارد محور اصلی این بازی خطرناک شده و ما بین تمام این سیاهی و جنایت ها مسبب طلوع درخشان عشق مقدسی بین خودش و پسری که دیواری از تناقض ها مانعشونه یعنی، کیم تهیونگ میشه و این شروعِ پایان آرامشه...! "_تو اِلئونورای منی، نور زندگیم... _الئونورا؟ اولین باره همچین چیزی میشنوم" اما مسئله اینه؛ آیا واقعیت چیزیه که به چشم میاد؟ یا پیچیده تر از یک دیدگاه ساده ی پلیسیه؟ Writers: Lunika & Talia Main couple: Taekook / Kookv Sub couple: Namjin, Sope, Yoonmin Genre: criminal, romance, police, psychological
Devil husband |TK|  by MINIJKlover
MINIJKlover
  • WpView
    Reads 42,205
  • WpVote
    Votes 3,818
  • WpPart
    Parts 21
(کامل شده)✔ "حالا چیزایی که میگم رو تو کله پوکت فرو کن عزیزم: ۱. حق لمس کردنم رو نداری. ۲. حق فضولی تو کارام رو نداری. ۳. فقط حق داری تاییدم کنی. ۴. از درس خوندن خوشم نمیاد و قصدی براش ندارم، حق مجبور کردنم بهش رو نداری‌‌." کیم جونگکوک هشدار های جدیش رو به شوهر شیطان صفتش کیم تهیونگ داد؛ کسی که بیتوجه به خشم همسرش با چشم هایی مجنون، خیره نگاهش میکرد و تو دلش قربون صدقه اش میرفت. ▪︎ داستان زندگی مشترک جونگکوکی که به خواست پدرش ازدواج کرده و تهیونگ دلباخته ای که در نظر همسرش شیطانی ظالمه چه طور قراره پیش بره؟ 《ترجمه شده》 کاپل~> ویکوک ~فلاف~ رمنس~کمدی~ -پاور باتم کیوت^^ -ازدواج از پیش تعیین شده . . . باید بگم که همون طور که میدونین فیک ترجمه شده ست ولی بعضی از قسمت هاش رو خودم بازنویسی کردم و یا پروبال دادم که کمدی ماجرا حفظ و داستان جذاب تر بشه.... پس دوسش داشته باشین^^ شروع-> 1403/7/27 پایان -> 1403/12/7 -- A translated version of book《Sometimes chaotic》 Thanks to main author: @kimbarbiedolljk
Sultor  by Soull_Healer
Soull_Healer
  • WpView
    Reads 4,558
  • WpVote
    Votes 728
  • WpPart
    Parts 8
کیم تهیونگ، رئیس شرکت فورج برای پیشرفت شرکتش تصمیم به ازدواج با یک دختر می‌گیره. همه‌چیز به بهترین نحو پیش می‌ره؛ اما تا زمانی که انیگما با برادر اون دختر آشنا می‌شه و متوجه می‌شه اون آلفا جفت حقیقیشه! Genre: Omegavers, Romance, Smut Couple: VKook ( Enigma & Alpha) Channel: @Ovela_TK Up: یکشنبه‌ها در چنل و چهارشنبه‌ها در واتپد
mi.. sin♡[Kookv]  by kianankouiin
kianankouiin
  • WpView
    Reads 461,892
  • WpVote
    Votes 37,468
  • WpPart
    Parts 56
~♡~ -ژنرال؟ هدف، موقعیت درجه‌ات یا... دوردونه‌ات؟ -شده قانون هم دور میزنم ولی..! از دور دونم نمیگذرم. ـــــــــــــــــــــــــــ بخشی از داستان: «میگی که تموم رفتارات علاقه‌است از روی دوست داشتنه! ولی چرا حتی یکبار بهم نگفتی[دوستت دارم]؟» «حق نداری بدون من نفس بکشی» «من تو عمرم فقط تورو دوست داشتم، دارم، خواهم داشت» «تو بودی خیانت کردی... نابود کردن من انقدر برات راحته؟» «برای داشتن به آغوش کشیدن عطرت.. کُشتن که هیچی! کل دنیارو به آتیش میکشم!» ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ _برمیگرده! دوردونه ماله منه! مال من.. گفته بودم اگه کسی به اموالم دست بزنه.. با خونش زمین رو نقاشی میکنم! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ☆پایان یافته+افتر استوری☆ Kookv♡ ••GENRE:romance _harsh _Samt _fluff _infatuation_amperg.
𝗠𝗲𝗿𝗹𝗼𝘁 by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 7,832
  • WpVote
    Votes 408
  • WpPart
    Parts 3
• خـلاصـه: شراب چندین ساله‌ی مسابقات رالی، قراره به‌محض دیدن پسری چشم‌وابرو مشکی هوس کنه اون رو برای یک شب روی تختش داشته باشه و البته به اینکه جئون جونگ‌کوک دوست‌دختر داره هیچ اهمیتی نمی‌ده؛ اما تمام ماجرا همینه؟! • بـرشی از داسـتان: - ماشین خوشگلی داری. + اگه روی صندلی عقبش برام زانو بزنی، خوشگل‌تر هم می‌شه. ▸ 𝐍𝐚𝐦𝐞: Merlot ▸ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: VKook ▸ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Thriller, Racing, Smut ▸ 𝐔𝐩: Friday ▸ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: Silvana
KUMOREBI - KOOKV by Alaric_Fiction
Alaric_Fiction
  • WpView
    Reads 41,113
  • WpVote
    Votes 5,264
  • WpPart
    Parts 15
≈ Couple ↬ KOOKV ≈ Genre ↬ Romance, Drama, Smut, Fluff, Omegavers ≈ Writer ↬ Alaric کیم تهیونگ در حالی که بخاطر نداشتن داروی کنترل هیت از درد هیت لعنتیش داشت به خودش می‌پیچید، مثل تمام هیت‌های دردناک گذشته‌اش جفت لعنت شده‌ای که هیچ اثری ازش نبود رو نفرین می‌کرد! کی از بازی سرنوشت خبر داره؟! تهیونگ حتی فکرش رو هم نمی‌کرد اون تماس اورژانسی زندگیش رو زیر و رو کنه! شاید پسر سی ساله‌ای که بخاطر یه سانحه رانندگی قراره زیر دست تهیونگ جراحی بشه، همون جفت مقدر شده‌ایه که تهیونگ شش سال تمام برای پیدا کردنش خودش رو به آب و آتیش زده...جراحی‌ای با احتمال موفقیت کمتر از سی درصد؛ برای راننده رالی‌ای که ماشین سواری مثل نفس کشیدن می‌مونه براش! +گفتم تو جفتمی؟! -چی میشه اگه جفتت باشم؟ جونگکوک عصبی خندید و با صدای بلندی گفت:چی میشه؟! فکر کردی قراره اتفاقی بیفته؟؟؟...آخ...هیچ...هیچ کوفتی قرار نیست بشه! فکر نکن حالا که جفت منی می‌تونی خودتو بهم بچسبونی! -خودمو بچسبونم؟! فکر کردی کی هستی؟ چی داری که یکی مثل من بخواد باهات باشه؟! جونگکوک سعی کرد بدنش رو از تخت فاصله بده و عصبی‌تر از قبل جواب داد:من... -بتمرگ! چشم‌های کور شده‌اتو باز کن ببین با کی طرفی جئون! من شبیه امگاهاییم که با دیدن جفتشون خیس میشن؟!