lulicutt_
- GELESEN 31,420
- Stimmen 3,270
- Teile 58
رانی درد های زیادی رو تحمل کرده. در شش سال اول زندگیش مجبور به تحمل دعواهای خانواده اش بوده، مادرش جلوی چشمش از بین رفت، با کسی غریبه بزرگ شد و هیچ دوستی کنارش نداشت.
حالا پانزده سال از قتل مادر ش گذشته، اون لندن اومده و جایی میخواد کار کنه که روی پرونده مادرش و کسایی که به وسیله یک نفر کشته شدن تمرکز دارند...
(اینو وقتی یه هویج بودم نوشتم!!)
MATURE CONTENT