می خوام بخونم
21 stories
Eros by Yukino_fic
Yukino_fic
  • WpView
    Reads 332,130
  • WpVote
    Votes 26,477
  • WpPart
    Parts 50
(vkook) genre: dark romance, angest, action, thriller, smut خلاصه: نوازنده باری که بزرگ ترین قاچاقچی عتیقه استاکرش میشه! میتونه با این موضوع کنار بیاد؟ یا رز های مشکی که هرشب کنار تختش پیدا میشه چی؟ سرنوشت چی براشون رقم میزنه؟... ~~~~~~~~~ _این حرفارو به هرکسی که تعقیبش میکنی میگی؟ _ نه چون تاحالا کسیو اندازه تو نخواستم. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ _ ازم چی‌ میخوای لعنتی!؟ _ خودتو...من تمام وجودتتو میخوام. ~~~~~~~~~~~ _ تو خود شیطانی! _ و تو تنها کسی هستی که این شیطان جلوش زانو میزنه
𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 198,183
  • WpVote
    Votes 16,982
  • WpPart
    Parts 83
• خـلاصـه: او نیمه‌ی دوم من در جسمی دیگر بود و از روزی که برای اولین بار چشم‌هایش را دیدم، می‌دانستم او را «قلب خارج از جسم» صدا خواهم زد. البته، اولین باری که تنها من، خیال می‌کردم اولین است! • بـرشی از داسـتان: - دوستت دارم، جئون تهیونگ. - منم دوست دارم، قلبِ جئون تهیونگ. - عاشقمم هستی؟ - عاشقت هم هستم، برات هم می‌میرم. ▸ 𝐍𝐚𝐦𝐞: AKOYA ▸ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: VKook ▸ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Romanse, Drama, Angst, Smut ▸ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: @lSilvanal 🏅Fiction 🏅Drama 🏅Mystery 🏅رمنس 🏅فنفیکشن 🏅معمایی
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    Reads 287,012
  • WpVote
    Votes 16,971
  • WpPart
    Parts 94
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
fox by sara199911
sara199911
  • WpView
    Reads 413,354
  • WpVote
    Votes 36,276
  • WpPart
    Parts 39
جانگکوک کوچیکترین پسر رئیس باند خلافکار سئول که برعکس جایگاهش پسری معصوم و ساده ست که برای تولدش برده ای وحشی و خطرناک کادو میگیره برده ای که نه کسی می‌دونه کیه و نه می‌دونه اسم واقعیش چیه فقط میون تاریکی وجودش و چشم های ترسناکش یه لقب براش وجود داره فاکس... ● نام فیک ~> روباه ○ ژانر ~> اسمات ،مافیا، رمنس، معمایی ● نویسنده ~> sara ○ کاپل اصلی ~> ویکوک ● هپی اندینگ
VENATOR|VKOOK by Avaasavelia98
Avaasavelia98
  • WpView
    Reads 34,341
  • WpVote
    Votes 1,949
  • WpPart
    Parts 37
𒆜• 𝑽𝑬𝑵𝑨𝑻𝑶𝑹 ➴ دام افـکـن •𒆜 🃁 کاپل↫ ویکوک 🃜 ژانر↫ جنایی، معمایی، دلهره آور، عاشقانه، اسمات 🃖 روزهای آپ ↫پنجشنبه ها ( ساعت 21:00) 🃚 نویسنده↫ 𝑨𝒗𝒂𝒂𝒔𝒂𝒂 ╭━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╮ خلاصه: توی دنیای تاریک و بی رحمی که قانونِ جنگل حکم فرماست؛ شنیدن اسم " شکارچی اعظم" کافیه که لرز به تن انسان نماها بیوفته. صیادی که برای دست نیافتنی ترین آدم ها دام پهن می کنه و خطرناکترین انسان ها رو به بند می کشه. کیم تهیونگ، مثل یه سایه توی تاریکی ها پنهان شده و فقط وقتی بیرون میاد که بخواد شکارش روبه چنگ بگیره. اما چی میشه اگه یه شب، یه پرونده ی سرخ ، از یه شکار جدید ،سرنوشت شکارچی شب چشم رو تغییر بده؟ شکاری که جنس قهوه ای چشم هاش، شبیه به شکارهای قبل نیست... شکار سپیدپوشی که قراره به جنگ صیاد سایه زاد بره ... ╰━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╯ ╔════════════════════╗ برشی از داستان: _ دیدن یه شکارچیِ مجنون منظره ایه که به هیچ وجه از دستش نمیدم! _ به جنون کشیدن یه شکارچی عاقبت خوبی نداره پزشک جئون! _ "از حقیقت نمیشه فرار کرد شکارچی، لب هات "بوسه خواهه! _ "و لب های تو "بوسه فریب! ╚════════════════════╝
Lorenzo | لورنزو by seven7purple
seven7purple
  • WpView
    Reads 168,440
  • WpVote
    Votes 21,923
  • WpPart
    Parts 38
" فصل دوم " لورنزو | Lorenzo _‌ من کشتمش ... منِ حرومزاده کشتمش ! _ اون خیلی تنهاست ... _ لورنزو کِی انقدر بزرگ شد که بخواد برای استرانو خط و نشون بکشه؟ " بازی زمانی خطرناک میشه که اون کسی که باخته دوباره وارد بازی بشه! " داستان یک عشق ، یک نفرت ، یک ترس ... گناهکار اصلی کیست؟ نجات دهنده اینبار در آینه نیست. اینبار نجات دهنده در گوشه ای از این شهر، زیر سایه ی مافیا پنهان شده ... و اینبار داستان لورنزو باز می‌گردد تا ذهن و قلب شما را به دست گیرد . کاپل اصلی : یونمین کاپل فرعی : کوکوی ، جیهوپ ، نامجین و ... ژانر : درام ، مافیا ، اکشن ، طنز ، اسمات ، دارای صحنه های خشن ( از لحاظ جنگ و خونریزی) نکته : این فیک صحنه های خون و خونریزی و خشنی داره که برای همه توصیه نمیشه " #eli " #lorenzo " #YOONMIN "#KOOKV
The Inception Of Nikita | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 126,988
  • WpVote
    Votes 19,271
  • WpPart
    Parts 97
┊Summary: همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیاره‌شون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود! ┊Teaser: _ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد. با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد: _ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه! دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت: _ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد... پیج نویسنده: @sylvie_fic The Inception Of Nikita 🪐💙 genre: Secret Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Writter: Sylvie 🌱 up: Saturday Telegram: @papacita_01
Legato~🤎☕ by madison_vkook
madison_vkook
  • WpView
    Reads 6,313
  • WpVote
    Votes 765
  • WpPart
    Parts 33
عشق ما همیشه فرق داشت نه بخاطر اینکه گناه بود! بلکه بخاطر زبانِ متفاوت ما بود.. زبان عشقِ ما با همه‌ عشقای توی دنیا فرق داشت. ما ساکت بودیم و کلاویه های سیاه و سفید پیانو می‌نواخت، نوایی رو که راوی عشقِ بین ما بود.. . . خلاصه: جئون جونگکوک، پسر یکی از سیاستمداران بزرگ کره جنوبی در دهه های میلادی بود‌. هر روز اون شبیه یک ابر سیاه بی‌ثمر بود؛ نه بارانی از احساسات می بارید و نه سکوتش می شکست. خسته از اجبارها و نگاه‌های نژادپرستانه فرانسوی، زندگیش توی یک بن‌بست سرد گیر کرده بود. تا اینکه ملودی یک هنرمند ناشناس به نام تهیونگ، کلیدی رو توی قفلِ روح خسته‌ش چرخوند. موسیقی اون، پناهگاهی شد که به جونگکوک جرعت نفس کشیدن رو می داد. 𝑪𝒂𝒑𝒍𝒆: Vkook 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: vintage،Romance،Angst،Smut،Classic 𝑾𝒊𝒓𝒕𝒓: Madison ‌ درحال آپ ..
𝖶𝗁𝖾𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝖻𝗈𝗌𝗌 𝗄𝗇𝖾𝖾𝗅𝗌 | 𝖪𝗏 by Hansuoh
Hansuoh
  • WpView
    Reads 2,197
  • WpVote
    Votes 324
  • WpPart
    Parts 5
این بوک رو توی اپ‌های داخلی نشر ندید. ˓˓ Одна часть ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌⋆ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ 𝖭𝖺𝗆𝖾: 𝖶𝗁𝖾𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝖻𝗈𝗌𝗌 𝗄𝗇𝖾𝖾𝗅𝗌 ‌ ‌‌ ‌ ‌𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 ‌‌𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖲𝗅𝗂𝖼𝖾 𝗈𝖿 𝗅𝗂𝖿𝖾, 𝖲𝖾𝖼𝗋𝖾𝗍 کیم تهیونگ مدیرعامل موفق کمپانی مورگان بود که کارمندهاش معتقد بودن باید تاج لوسیفر رو توی جهنمی که ساخته بود روی سرش بذاره؛ اما اون‌ها که راز کوچولوی رئیسشون رو نمی‌دونستن، مگه نه؟ و البته که تهیونگ این رو به دیوارهای عایق صدای اتاقش مدیون بود. Tg channel: @Hansuoh
Memories of Alhambra | Hopemin, vkook by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 4,206
  • WpVote
    Votes 674
  • WpPart
    Parts 8
┊Summary: این فیکشن ساید استوری یا اسپین آف فیکشن در امتداد رود سن هستش بچه ها. فلش فوروارد داره به آینده و زندگی خانواده کیم و دو تا دختر نوجوونشون، این‌بار در کنار زوج کلمنتاین و کورالین نشونمون میده. هر دو کاپل به یه اندازه‌ن اما چون قراره با گذشته هوپمین بیشتر آشنا شیم هوپمین کاپل اوله :) خیلی دوستش دارم و امیدوارم دوستش داشته باشین💫 ┊Teaser: Along the seine river after story _ خوابت نبره ها، شب کار داریم. _ دیوونه ای؟ پیر شدم ولی کم کار نه! جونگکوک باز هم خندید و این‌بار بوسه ای به سرش زد. مرد چشمهاش رو بست و با لبخندی زمزمه کرد: _ مرد میانسالتو دوست داری؟ _ خیلی زیاد! _ مرد میانسالت هم دوستت داره! پیج نویسنده: @sylvie_fic ┊Genres: Romance, Drama, Young adult, smut ┊Couple: Hopemin, vkook ┊Writer: Sylvie☀️ ┊Up: Tuesday