،
33 stories
Lost In Your Eyes by kimtinaw
kimtinaw
  • WpView
    Reads 23,977
  • WpVote
    Votes 7,176
  • WpPart
    Parts 35
کامل شده "احساسات توی کلمه ها جاری میشن. من هیچ وقت گوینده ی خوبی نبودم ولی عشق رو فهمیدم و همین برام کافی بود. سال ۱۹۴۶، وقتی تمام مردم درگیر شلوغیا و به هم ریختگی کشور بودن. دیدمش! و توی قهوه ای خالص چشماش گم شدم. فرشته ی شیطون من" یه عشق خالصانه...شیرین...ممنوعه! ☆☆☆☆ ژانر:رمنس، فلاف، اسمات، تاریخی کاپل:چانبک
🌺Blooms Melody🌺 by Black_Angel_2020
Black_Angel_2020
  • WpView
    Reads 483,426
  • WpVote
    Votes 85,303
  • WpPart
    Parts 91
کیم تهیونگ توی دنیای سیاه و سفیدی زندگی می‌کنه که فقط افرادی که نیمه‌ی گمشده‌شون رو پیدا کردن، قادر به دیدن رنگ‌ها هستن! دو نیمه فقط با لمس همدیگه و جریان الکتریسیته‌ی خوشایندی که بهشون موهبت رنگی دیدن می‌بخشه، از وجود هم خبردار می‌شن و جمعیت به قدری زیاده که پیدا کردن نیمه‌ی گمشده مدت‌ها طول می‌کشه. تهیونگ بعد از سال‌ها تلاش و ناکام موندن، قید پیدا کردن نیمه‌ش رو می‌زنه و ترجیح می‌ده کنج چهاردیواری خونه‌ش سینگل به گور بپوسه و تا آخر عمرش فن‌بوی شماره یک آیدول مورد علاقه‌ش بمونه و هر روز دست به دامن کائنات خودخواهانه آرزو کنه اون پسر نیمه‌ش رو پیدا نکنه! اما همه‌ی زندگی ساده‌ش با پا گذاشتن به فن‌میتینگ آیدولش زیر و رو می‌شه... 🥀 _اون روز برای اولین‌بار رنگ‌ها رو لمس کردم، همون روزی که شکوفه‌های عشق و بیماری، همزمان جسم و روحم رو در بر گرفت! 🥀 •••••••••••••••••••••••••• 🌺کاپل اصلی:کوکوی (متمایل به ورس«>~•») 🌺کاپل‌های فرعی: ❓❔❓ 🌺ژانر:هاناهاکی/ تاریخی / فانتزی / انگست / معمایی [Completed]
Lost in the Dream ☁️ [YOONMIN]✔️ by aysherlific
aysherlific
  • WpView
    Reads 4,527
  • WpVote
    Votes 602
  • WpPart
    Parts 11
🔚کامل شده~جیمین هر ثانیه به طناب دار نزدیک تر میشد و با هر قدمی که برمیداشت قلب یونگی از درد فشرده میشد سرعتش رو بیشتر کرد و به شدت آدم ها رو پس زد تا خودش رو بهشون برسونه همه ی کسایی که اونجا بودن با دیدنش اسمش رو پچ‌ پچ میکردن و شایعه هایی که شنیده بودن رو به زبون میاوردن "اون ولیعهد نیست؟؟اینجا چیکار میکنه؟؟" به زور سربازی که از بازوش گرفته بود رفت روی چهارپایه ی چوبی ایستاد به طنابی که از روی چارچوب آویزون بود خیره شد آب دهنش رو به سختی قورت داد یاد حرف اون پسر افتاد "اگر اینجا بمیری وارد برزخ میشی و دیگه نمیتونی به دنیای خودت برگردی!" . 🩰فیک:گمشده در رویا 🎻کاپل اصلی :یونمین،نامجین 🫧کاپل فرعی: ،ویکوک ✨ژانر:تخیلی،درام،معمایی،رازآلود،عاشقانه
fool for you(book2&3) (ziam) by setidarcy
setidarcy
  • WpView
    Reads 208,556
  • WpVote
    Votes 32,071
  • WpPart
    Parts 63
اونا تا ابد به خوبی و خوشی زندگی کردن اما به این آسونی هام نبود
Lost in the Dark (گمشده در تاریکی) by shivashz
shivashz
  • WpView
    Reads 1,708
  • WpVote
    Votes 339
  • WpPart
    Parts 21
جئون جونگکوک جراح مغز و اعصاب است که پس از جراحی کِیس بی نام و نشانی که حافظه اش را از دست داده به روانشناس برای حل مشکل بیمارش نیاز پیدا میکند. رویارویی جونگکوک با روانشناس درهای قفل شده گذشته را باز میکند. کاپل: تهکوک ژانر: درام، رومنس، انگست، اسمات، روانشناسی
The Lost in the Winter ∥ گمشده در زمستان {VKook, HopeMin} by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 112,661
  • WpVote
    Votes 15,831
  • WpPart
    Parts 36
🔴 #Full 🔴 جونگ‌کوک، پسری که برای هیچ‌کس هنوز پیدا نیست که اژدهایی درون وجودش داره یا نه، کوچکترین پسر خاندان سلطنتی دایاست؛ سرزمینی که سال‌هاست نیمی از رنگ سرسبز خودش رو به سپیدی زمستان سپرده. حالا جونگ‌کوک برای تشخیص هویت واقعی خودش، مجبوره ممنوعه‌ترین قانون سلطنت دایا رو زیر پا بذاره و از مرز زمستانی عبور کنه؛ جایی که قلمرو منفورترین و ترسناک‌ترین موجود هفت‌آسمانه: تهیونگ، پادشاه مرز زمستانی. - اسمت چیه؟ - اسم؟ من خیلی وقته که دیگه اسمم یادم نمیاد. - چطور می‌شه؟ مگه ممکنه؟ - ممکنه. اگر مدت زیادی کسی اسمت رو صدا نکرده باشه. ༺ Liberté Novels ༻ Name: The Lost in the Winter نام داستان: گمشده در زمستان Couple: VKook, HopeMin کاپل‌ها: ویکوک، هوپمین Romance, Smut, Hybrid, Fantasy عاشقانه، اسمات، هایبرید، فانتزی ■ A MiniNovel By Nella ■
گمشده بدون تو by Zizi7787
Zizi7787
  • WpView
    Reads 406
  • WpVote
    Votes 100
  • WpPart
    Parts 1
بکهیون دانش آموزی که تقریبا حضورش توی کلاس به حدی کمرنگ بود که گاهی به طور کامل به فراموشی سپرده میشدبا حضور همکلاسی جدیدش زندگیش به طور کامل تغییر کرد،چه اتفاقی میفته اگر بکهیون بدون چانیول احساس سردرگمی کنه؟ ~ وقتی تصمیم گرفته بود بکهیون رو از حصاری که به دور خودش کشیده بیرون بیاره هرگز فکر نمیکرد بکهیون انقدر فوق العاده باشه،بدون اینکه دلیلش رو فهمیده باشه هر روز بیشتر سعی کرده بود تا لبخند رو روی لب های بکهیون بیاره و بدون اینکه فهمیده باشه عاشق پسر روبه روش شده بود. با فهمیدن آخری درد بدی توی قلبش پیچید،چانیول دستش رو روی قلبش گزاشت و سعی کرد نفس های عمیق .بکشه،میخواست که قلب دیونه اش رو آروم کنه ژانر: ROMANCE,SCHOOL,SMUT, ANGEST,
MISTAKE by angila123
angila123
  • WpView
    Reads 82,499
  • WpVote
    Votes 7,116
  • WpPart
    Parts 19
اون شب تهیونگ بزرگترین اشتباه زندگی اش را انجام داد ، اون با وجودی که می‌فهمید جفتش کیه ، بازم باهاش خوابید ! و با وجودی که می‌فهمید نوه جئون ها رو بارداره بازم فرار کرد و پنهون شد اما هیچوقت فکرش رو هم‌ نمی‌کرد که تو یه روز رندوم وقتی در خونه شو باز میکنه با جفتش یا همون بابای بچش رو به رو بشه ! " برام مهم نیست باهام میای یا نه ولی قطعا بچم باهام میاد " " تو نوه جئون ها و وارث پک " فرزند ماه " هستی !" نام : اشتباه کاپل : کوکوی ژانر : امگاورس ، عاشقانه ، درام ، امپرگ ، هپی اند (:
+20 more
Wild heart by tata_tt
tata_tt
  • WpView
    Reads 205,648
  • WpVote
    Votes 15,246
  • WpPart
    Parts 34
--- کیم تهیونگ، امگاییه که پدرش برای جور کردن پول شرکت در حال ورشکستگی، اونو به یه آدم سادیسمی می‌فروشه. تهیونگ بعد از اون معامله‌ی تلخ، توی یه انبار متروکه زندانی میشه و روزای سخت و پر از شکنجه رو پشت سر می‌ذاره. اما سرنوشت یه نقشه‌ی دیگه براش داشت. جئون جنگکوک، الفای اصیلی که توی یکی از مأموریت‌هاش سر از همون انبار درمیاره، تهیونگ رو پیدا می‌کنه. امگایی که شکسته و بی‌جون، دیگه هیچ امیدی به زندگی نداره. بعد از تلاش نافرجام تهیونگ برای خودکشی، جنگکوک تازه می‌فهمه که نبودنش چه خلأ بزرگی توی زندگیش درست کرده. از همون لحظه، تهیونگ تبدیل میشه به چیزی فراتر از یه نفر برای کوک؛ میشه دلیلی برای نفس کشیدن و حالا، جنگکوک حاضر میشه همه‌چیزشو وسط بذاره، تا فقط یه چیزو مطمئن کنه؛ تهیونگ زنده بمونه... و هیچ‌وقت دیگه آسیب نبینه. --- • ژانر:عاشقانه+انگست+هیجانی+امگاورس+اسمات. • کاپل: کوکوی، یونمین •وضعیت: درحال آپ
𝐁𝐢𝐭𝐭𝐞𝐫 𝐀𝐥𝐦𝐨𝐧𝐝 [𝐓𝐚𝐞𝐡𝐤𝐨𝐨𝐤] by mahi_kk
mahi_kk
  • WpView
    Reads 16,043
  • WpVote
    Votes 1,604
  • WpPart
    Parts 17
تقریبا تمام بچه های دنیا با عشق بزرگ میشن، عشقی که از پدر و مادرشون میگیرن ولی این وسط هستن بچه هایی که تا یه سنی عشق دریافت میکنن و بعدش ... خب بعدش وقتی پدر و مادرشون دیگه عشقی نسبت به هم ندارن محبتی هم به نوزادی که یه روز با عشق تو اغوش گرفتن و براش اسم گذاشتن ندارن و یادشون میره که چقدر اون بچه بدون اونا تنها میشه این وسط کیه که دلش برای بچه ای که فقط بخاطر ته کشیدن عشق دو نفر به نابودی کشیده میشه بسوزه؟ شاید هیچکس، شایدم سرنوشت یه روز یکی رو بزاره سر راهش تا بهش نشون بده راه درست چیه و نزاره توی تنهایی و افکار منفی غرق بشه نمیدونم چی به سرشون میاد، فقط اینو میدونم که.. "منم یکی از همون بچه هام " برشی از فیک: "میدونم داری گریه میکنی، بجای من اشکاتو پاک کن" "فرشته ها نباید گریه کنن " "من فرشته نیستم نونا " "هستی :) ، میدونی چرا اینو میگم؟ " "؟؟؟" روی تخت دراز کشیدم و بعد یه دیقه یه ویدیو برام فرستاد بازش کردم و دیدم از بیرون پنجره اتاقش فیلم گرفته و دارو بارون میباره "مادرم میگفت وقتی فرشته ای تنهایی گریه میکنه یه جای این کره خاکی بارون میباره ، کوک هر وقت تو گریه میکنی روی سقف خونه ما بارون میاد پس تو یه فرشته تنهایی " "حالا میشه اشکاتو پاک کنی فرشته کوچولو؟! " 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : 𝐭𝐚𝐞𝐡𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫