hduxjsgdkfjl
زندگی یه بیلاخ بزرگ مخصوصا برای یونگی
کاپل اصلی تهگی، کریسهو،، نامجین، کوکگی
کاپل فرعی، کوکمین، کایلی،
ژانر، خانوادگی، عاشقانه،،
پدر بزرگ برگشت سمت در یونگی با صدای که خودش هم از شجاعت توش تعجب کرد صداش کرد
_پدر بزرگ
کریس ایستاد ولی برنگشت
-اگه حق با من باشه چی؟
سکوت، یه سکوت طولانی که یونگی حس کرد قلبش توی همون چند ثانیه چند بار زد و ایستاد
-اون موقعه تو آزادی تا از این زندان فرار کنی
پدر بزرگ این گفت همچنان بدون برگشتن و بعد از اتاق بیرون رفت