☆' 𝖵𝖪 𝖬𝖺𝗌𝗍𝖾𝗋𝗉𝗂𝖾𝖼𝖾𝗌
8 stories
𝖲𝗅𝗒 𝖡𝗎𝗇𝗇𝗒 𝖣𝗎𝗆𝖻 𝖥𝗈𝗑 ⬩ 𝖵𝖪 by Hinami-01
Hinami-01
  • WpView
    Reads 4,100
  • WpVote
    Votes 1,037
  • WpPart
    Parts 15
ׅ 𝗇𝖺𝗆𝖾 : #Sly_bunny_dumb_fox ᯓ𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾 . 𝖲𝗅𝗂𝖼𝖾 𝗈𝖿 𝗅𝗂𝖿𝖾 . 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾 . 𝖢𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒 . 𝖲𝗆𝗎𝗍 . 𝖬𝗉𝗋𝖾𝗀 . ᯓ𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : 𝖧𝗂𝗇𝖺𝗆𝗂 ᯓ𝖯𝖺𝗋𝗍 : 𝖥𝗎𝗅𝗅 ᯓ𝖲𝗎𝗆𝗆𝖾𝗋𝗒 : جئون جونگ‌کوک، امگای رهبری که ریاست برند بزرگ وسپرا رو به‌عهده داشت، برای اولین بار توی زندگیش از یه آلفا خوشش اومد و برای به دست آوردنش پا پیش گذاشت. اما با رد شدنش از سمت آلفا، تمام معادلاتش بهم خورد‌. این اتفاق برای امگایی که همیشه به هرچی که خواسته رسیده، ضربه خیلی سنگین بود. حالا که اون آلفا دوباره برگشته بود و از جونگ‌کوک کمک می‌خواست، امگا هم دو دستی این فرصت و می‌چسبید و انتقامش و از اون آلفای علفی می‌گرفت. روباه احمق داستانمون بالاخره دم به تله داده بود! کاری از چنل ↝ @omegakoo_vk
⌠ Apocalypse¹, آخرالزمان ⌡ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 206,997
  • WpVote
    Votes 19,794
  • WpPart
    Parts 74
« آخرالــزمان; مردگان برمی‌خیزند » ‌| کامل شده | _تو از موتورم سواری گرفتی، درحالی که می‌تونستی خیلی راحت با صاحبش انجامش بدی، جوجه‌پلیس! _فکر می‌کنم به‌عنوان یک موتور سوار، بتونی راحت‌تر سواری بگیری، کیم! - _بهتره حواست به زبونت باشه، وگرنه توی بد دردسری میفتی. _من عاشق دردسرم عوضی، من رو از چی می‌ترسونی؟ -‌ جئون‌جونگکوک، افسری بی‌تجربه اما جسور که زیر غبار شهر جنگ‌زده و بمب‌خورده، هدفی جز مبارزه کردن نداره، خودش رو مقابل سردسته‌ی جیب‌برهایی می‌بینه که ‌به هیچ‌چیز جز موتورِ زیر پاهاش و سیگارهایی که دود می‌کنه، اهمیت نمی‌ده. اون‌ها نفرت رو داخل رگ‌هاشون حس می‌کنن، حتی با اینکه جنازه‌ها و ساختمون‌های درحال فروپاشی، زندگی‌شون رو تهدید می‌کنه. غرور، از نگاه‌های تند و تیز هردو مثل سایه‌ای روی شهر افتاده؛ اما درنهایت نگرانی‌ها و اتفاقات مرگبار، جنگ و گریز از دست جنازه‌های پوسیده، هردو پسر رو میون چنگالِ ناآشنای عشق گیر می‌ندازه. حالا جدالِ واقعی، بین قلبِ شیفته‌ی خلافکار و دلدادگی افسر، اتفاق میفته. ژانر ⤶ اکشن، انمیز تو لاورز، هیجان‌انگیز، عاشقانه، اسمات!
Cicada3301 | سیکادا ۳۳۰۱ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 70,366
  • WpVote
    Votes 12,167
  • WpPart
    Parts 19
«کامل شده🔻» </ سیکادا 3301، مرموز ترین معمای تاریخ اینترنتی که توسط کاربر ناشناسی در صفحه وبسایت ناشناخته و اکانت توییتر به اشتراک گذاشته شد. معمایی که در ظاهر شاید یک سرگرمی ساده بود، اما همه چیز تنها به اینجا ختم نمی‌شد چرا که سیکادا رمز و راز فراتری پشت خودش داشت. رازی نهفته بین اعداد و ارقام که از بین هزاران نفر کاربر کنجکاو برای حلِ معما، تنها جونگکوک تونست اون رو به پایان برسونه و معمای معروف و اسرارآمیزِ سیکادا 3301 رو حل کنه. _بهت تبریک می‌گم‌ جئون جونگکوک، تو موفق شدی تا اینجا معمای پیچیده‌ی من رو به اتمام برسونی؛ برای ادامه‌ی مراحل بعدی آماده‌ای؟ کاپــل: ویکوک ژانــر↵ معمایی، رومنس، رمزآلود، جنایی، اسمات
THE CROW | VKOOK 'Completed  by toskafic
toskafic
  • WpView
    Reads 742
  • WpVote
    Votes 73
  • WpPart
    Parts 3
وضعیت؛ اتمام یافته✓ گورستان بر او می‌گریست. ارواح بر جانِ بی‌پناه گریسته و به جسم برهنه‌اش چنگ می‌زدند، تا جان‌پناهش را ترک نکند. در آن شبِ بارانی و تیره، هیچ‌کس، حتی ساختمان‌های نزدیک به گورستان هم نمی‌توانستند خروج یک شبح را از آن مکانِ سقوط کرده، ببینند! "این داستان از فیلم the crow اقتباس شده؛ اما با پایان، پلات‌بندی و دیالوگ‌های متفاوت" Genre: Crime, Dark-Fantasy, Action, Thriller, Romance Writer: Dmitri
ÁSVALDUR | VKOOK 'Completed  by toskafic
toskafic
  • WpView
    Reads 7,468
  • WpVote
    Votes 1,013
  • WpPart
    Parts 25
وضعیت؛ پایان یافته✓ _همین‌جا بمون، نزدیک به من، کنارِ من. می‌خوام به هرجایی‌که قدم برمی‌دارم عطرت رو حس کنم. _تا کجا می‌خواید ادامه‌اش بدید ولیعهد؟! نزدیک نگهداشتن دشمنتون رو... نگهداشتن من رو، تا کجا پیش می‌برید؟ _انقدر که حس کنم از رگ گردنم هم بهم نزدیک‌تری! ~☆ نمایندگانی به‌ آوازه‌ی "شاه" از سوی خدایان با پرندگان بزرگی به زمین آمدند و راه و رسم زندگی را به مردم آموختند... آن‌ها وارث اژدها بودند و قدرت در رگ‌هایشان می‌جوشید! «مهم نیست چند کالبد و چند زندگیِ جدید رو تجربه کنم. انتهای تمامی داستان‌های من، به زندگی و مرگ همراه با تو گره می‌خوره.» این افسانه، یک تاریخچه‌ی کوچک از مردمانی‌‌است که بر سر وارثانِ خون، دلدادگی‌های ممنوعه، نفرت و جنون جنگیدند. _چشمهات عجیبن سیَه‌مو. جمله‌ای کوتاه با قصه‌ای بلند. چشمانش را پیش کشید، سکوت کرد و به تماشا نشست. مردِ مشکین‌مو قائده را با پیش کشیدن چشم‌های آران، پیش برد: _و تو... چشم‌های یک اژدها رو داری آران. -ÁSVALDUR- ازوالدور Epic-Fantasy, Adventure, Romance, Action, Angst, Smut. Written by.Dmitri
KAIZEN | VKOOK  by toskafic
toskafic
  • WpView
    Reads 43,299
  • WpVote
    Votes 5,528
  • WpPart
    Parts 32
وضعیت: فصل یک کامل شده✓ ☆'Summary: اکثر داستانها با پدید اومدن عشق، به پایان می‌رسن. پایان بعضی‌ها آرام و راضی‌کننده‌است و در بعضی یک پایان تلخ، می‌تونه تنها نقطه‌ی آخرِ یک سرگذشت باشه! خط اول داستانِ ما از یک پایان نشات گرفت. پایانی که آمیخته به یک زندگی مشترکِ بی‌روح بود و عشق سردرگم تر از همیشه، دنبال راهی برای نجات از چنگالِ مرگ می‌گشت؛ فرمانده جئون و رئیس کیم، دو مامورِ خبره از NIS که ده‌سال از زندگی مشترکشون می‌گذره و اتفاق تلخی باعث شده تا عشقِ بینشون کم‌کم به نفرت و لجبازی رنگ ببازه! «اون دست ها دیگه به من برنگشتن رئیس. تو اون روز باعث مرگ سه نفر شدی، تو! سه تا قلبو کشتی... من، کایزن و خودت که قلبِ من بودی.» 𓂃🥀៹✦ 'Couple: VKook, wlw [Lesbian] 'Genre: Political, Romance, Angst, Action, Smut 'Writer: Dmitri Ranking 1: 🏅Angst 🏅political 🏅Crime
‌Ashline ‌| VKOOK by toskafic
toskafic
  • WpView
    Reads 4,506
  • WpVote
    Votes 900
  • WpPart
    Parts 12
✦قسمتی از اَشلاین -خطِ خاکستر-: خب "اون"، یه موتورسوار، مبارزِ زیرزمینی، دیوونه‌ی سرعت و هیجان و از همه مهم‌تر... دوستِ صمیمیِ منه؛ کسی که حتی بیشتر از خانواده‌ام بهم اهمیت می‌ده و مراقبمه. من جئون جونگ‌کوک‌ام، "اون" صدام می‌زنه "مِی‌مِی" و توی شانگهایِ چین به‌دنیا اومدم و همون‌جا هم زندگی می‌کنم. یه امگام که به چیزهای زیادی علاقه‌داره، مثلِ لباس‌های بی‌جنسیت، لاک‌های رنگی، لیپ‌گلاس‌های خوش‌رنگ، سایه‌ی چشم، طراحیِ لباس و "اون" ما دوستیم؛ اما شاید "اون" چیزی بیشتر از یک دوست برای منه. آلفاهای زیادی از من خوششون میاد؛ اما هیچ‌کس جز "اون" نمی‌تونه نگاهِ من رو روی خودش خیره نگه‌داره. این قصه‌ی زندگیِ منه، جایی‌که "اون" ازم خواست تا پشت‌ خطِ خاکستر بایستم و من با لجبازی، از مرزی که بین خودمون تعیین کرده بود، عبور کردم... آیا این پایانِ ماست، یا یه شروعِ جدید؟ خب... کی می‌دونه؟ ✦𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘝𝘒𝘖𝘖𝘒 ✦𝘛𝘢𝘨: 𝘖𝘮𝘦𝘨𝘢𝘷𝘦𝘳𝘴𝘦, 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘍𝘳𝘪𝘦𝘯𝘥𝘴 𝘵𝘰 𝘓𝘰𝘷𝘦𝘳𝘴, 𝘈𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯, 𝘐𝘭𝘭𝘦𝘨𝘢𝘭 𝘙𝘢𝘤𝘪𝘯𝘨, 𝘔𝘱𝘳𝘦𝘨, 𝘚𝘮𝘶𝘵. ✦𝘞𝘳𝘪𝘵𝘦𝘳: Dmitri
WENDIGO | VKOOK by toskafic
toskafic
  • WpView
    Reads 3,102
  • WpVote
    Votes 591
  • WpPart
    Parts 31
_میزان آسیب رو نمی‌تونی حدس بزنی کارآگاه! _تو دیوانه‌ای وندیگو. _آره، دیوانه‌ی تو. مبتلا به جنونِ خون، تماشا کردن خونی‌که عضلاتت رو نقاشی کرده، منو مجنون می‌کنه؛ من شیفته‌ی این‌ هستم‌که بشینم و دونه به دونه‌ی زخم‌های عمیق بدنت رو لمس کنم و بعد... تو واسم از اینکه چقدر روح و جسمت به خون آغشته‌است، حرف بزنی. سال ۲۰۳۰؛ سن‌پترزبورگ ظهور یک شیطان و شروع یک قصه‌ی جنون‌آمیز! قاتل سریالی به نام "وندیگو" درحالی که سال‌های زیادی در سایه زندگی کرده و در اون تاریکی قدرت گرفته، با شروع به کشتارِ گناهکاران، پا به عرصه‌ی جرم و جنایت می‌ذاره. قاتلی که وحشت عجیبی رو به دل سیاسیون، مذهبیون، ثروتمندان و گروه‌های جنایت‌کار می‌اندازه... شرِ مطلقی که برای از بین بردن شرارت‌های ریز و درشت افراد جامعه خودش رو نشون می‌ده و نکته‌ی هیجان‌انگیز داستان اینه:«وندیگو کشش عمیق و مرموزی نسبت به کارآگاهِ پرونده‌اش، یعنی جونگکوک جئون داره. کارآگاهی که از جنایت‌های وندیگو بیزار نیست و به دنبال هیجانیه که اون مَرد واسش رقم می‌زنه.» Writer: Dmitri Couple: VKOOK Tag: Crime, Harsh, Dark Romance, Mafia, Smut Up: Sunday این فیکشن پاورباتمه؛ ولی اخلاق جونگ‌کوکش یه‌لیگِ دیگه‌است.