SOPEEEEE (👀بعضیاشون خونده نشده)
42 stories
Abandoned, next line!_ by mahdis89
mahdis89
  • WpView
    Reads 47,815
  • WpVote
    Votes 8,326
  • WpPart
    Parts 82
_تمام شده_ یونگی خوب نفس نمیکشه و یونگی از اتیش و دود وحشت داره، پسر بچه اگه دقیقه‌‌ای از اسپری آسمش دور بمونه گریش میگیره و توی یتیم‌خونه‌ی یانگ‌، هیچکس نیست که دوستش داشته باشه و بهش اهمیت بده، مطلقا، هیچکس! حالا حالا، کی مقصر حال الانشه؟! - از وقتی چشم باز کردم تو الهه‌ی من بودی، و من هربار تورو باختم! - یه قدم دیگه جلو بیاین همین شیشه رو توی گردن خودم فرو میکنم! - برقص! - بلد نیستم. - دروغ نگو، برقص! کاپل فصل اول: ویکوک کاپل فصل دوم: سپ/ویکوک کاپل فرعی: نامجین اومدم اسماشونو عین هم بزارم اما نشد، به هر حال اگه شما رها شده رو سرچ کنین یه فیک دیگم بالا میاد فقط کاورش فرق داره و منو نکشین، اون مال خودمه توی اکانت قبلیم که پرید و دیگه بهش دسترسی ندارم:) پارت توضیحاتو بخونید، متوجه میشید گوگولیا♡
Is it mine?! by mahdis89
mahdis89
  • WpView
    Reads 10,530
  • WpVote
    Votes 1,814
  • WpPart
    Parts 27
همه چیز از اونجایی شروع شد که یونگی، تنها امگای نازپرورده‌ی خاندان جانگ درحالی که آخرین دسته گل روزش رو به سفارش داییش پیچیده بود و با دوچرخه‌ی کیوتش تا خونه میرفت با اون آلفای عنق تصادف کرد! - این دسته گل مال منه؟! - تو که چیزیت نشده بود، همین الانشم که اینجا نشستی از همه سالم‌تری! - نخیر کی گفته؟ خونریزی داخلی کردم معلوم نیست! -برادرم بهم گفت از همه‌ی آلفاها دوری کنم، منم همین کارو کردم، اما تو پشت سرم دوییدی، تو اسیرم کردی! Couple: Sope/vkook
Hallucination by Miinyoonjiii
Miinyoonjiii
  • WpView
    Reads 12,251
  • WpVote
    Votes 1,325
  • WpPart
    Parts 42
میگن زمان همه‌چیو درست می‌کنه... ولی زمان نتونست اسم "یونگی" رو از لب‌های هوسوک پاک کنه... هر شب با بوی سیگار و صدای بارون می‌خوابه، با خیالش بیدار می‌مونه... با خاطراتش حرف می‌زنه... چی میشه اگه برگرده؟... با اون چشمای خسته و صدای خاموشش با تنِ لرزونی که دیگه طاقت آغوشو نداره... هوسوک باید چیکار کنه؟ دلشو بغل بگیره یا گذشته‌شو؟ اون هنوز همون عشقه... فقط شکسته‌تر، ساکت‌تر، دورتر. و هوسوک هنوز همون دیوونه‌ست، که با شنیدن نفسش، یادِ "خونه" می‌افته... کاپل:سپ(هوسوک تاپ)،نامجین،(***) ژانر: انگست،رومنس،اسمات،امپرگ 🚫(ژانر امپرگ این بوک کمی متفاوته و نزدیک به امگاورسه...پس خوندنش بر حسب سلیقه‌ی خودتونه)
ولیعهد سرکش by samirabagha
samirabagha
  • WpView
    Reads 39,200
  • WpVote
    Votes 4,036
  • WpPart
    Parts 48
بوی خون و مرگ در اطرافم پیچیده بود، دشمن از هر طرف محاصره شده بود، سربازان و ژنرال‌های قدرتمند همگی برای نجات جانشان زانو زده و تسلیم شده بودند و من به او خیره شده بودم؛ جسم زخمی و عصیان‌گری که همچنان در برابر فوج عظیم سربازانم می‌جنگید. شاید در نگاه سربازانم تنها رقص ماهرانه شمشیرش به چشم می‌آمد اما من میتوانستم ناامیدی، خستگی و حتی ترس را از چشمانش بخوانم. محبوب سرکش و عاصی من.... در بحبوحه جنگ شیلا و بکجه، یونگی ولیعهد بکجه مجبور به انتخابی سخت می‌شود؛ قربانی شدن مردم و سربازانش یا قربانی شدن سرنوشتش و البته که ولیعهد سرکش ما مقام خود را در راه نجات مردمش فدا می‌کند. امپراطور شیلا شرط سختی پیش پای یونگی میگذارد؛ قتل‌عام سربازان و مردم بکجه یا واگذاری ولیعهدی و ازدواج با برادر کوچکتر امپراطور شیلا.... داستان در دنیای امگاورس اتفاق می‌افته و البته که این اولین فیک و تجربه من هست.
Red Camellia by Senior_yuheng
Senior_yuheng
  • WpView
    Reads 3,167
  • WpVote
    Votes 426
  • WpPart
    Parts 6
جانگ هوسوك رئیسِ جوان مافیاـس و یونگي هم دست راستشه... یا حداقل قرار بوده که این‌طور باشه.اما واقعیت؟ هوسوك یه آلفاست با کلی راز و یونگی هم امگاییه که عاشقشه. ⭑ " داری برای رئیست حاضر جوابی میکنی؟" هوسوک سیگار رو از بین لبهاش بیرون کشید و بهش نگاه کرد. از جوابی که امگا بهش داده بود ناراضی به نظر می‌رسید. یونگی قبل از اینکه سرشو برای عذرخواهی پایین بندازه با عصبانیت نفسش رو رها کرد:"نه قربان، معذرت میخوام." هوسوک پکی به سیگارش زد. دود دیگه‌ای از بین لبهاش به هوا برخاست و به امگا دستور داد:"لخت شو." ⭑ کاپل:سپ(هوسوک تاپ) ژانر:مافیایی، امگاورس، بزرگسال نویسنده:Malingshu مترجم و بازگردان:یوهنگ
Tasty Dad by NiloofarRs
NiloofarRs
  • WpView
    Reads 2,125
  • WpVote
    Votes 457
  • WpPart
    Parts 10
همه چیز از اونجایی شروع میشه که می‌یونگ متوجه میشه پدر مجردش، همجنسگراست و تصمیم میگیره از سینگلی نجاتش بده. و اینجاست که با یه حرکت ناگهانی و غیرقابل پیش بینی چوب حراج میزنه به آبروی یونگی. آبرویی که پدرش سال ها براش عرق ریخته بود و می‌یونگ، شکل آبِ خوردن، همه اش رو به باد داده بود. Sope(Hopegi)/Namjin Comedy/Slice Of Life/Fluff HappyEnd تایم آپ: دوشنبه ها
My Indigo || SOPE°•✮ by min_arson
min_arson
  • WpView
    Reads 12,067
  • WpVote
    Votes 1,373
  • WpPart
    Parts 22
[completed]🦋 دنیایی که آلفای نقاش روی بوم سیاه رنگ زندگیش، رنگ نیلی ملایم و آرامش‌بخشی رو کشید، و امگای ظریف و زیباش اون رنگِ نیلی بود. _نیلی؟ تو که می‌دونی برای به دست آوردنت چقدر درد کشیدم، چرا باید زندگیم رو انقدر راحت از دست بدم؟! دست‌های سرد امگا رو نوازش کرد و بوسه‌ای با لب‌های خونی‌رنگش روی لب لرزونش گذاشت. _ تو تا ابد نیلیِ من باقی میمونی هوسوک و هیچکس نمیتونه وجود آرامش‌بخشت رو از زندگیم دور کنه؛ اینو با تمام وجودم قسم میخورم. ----- "یونگی می‌دونی که چقدر دوستت دارم؟" "تو هم خوب می‌دونی که قلبِ منی نیلی." 𝑀𝑖𝑛𝑖 𝐹𝑖𝑐𝑡𝑖𝑜𝑛^ : ᴍʸ ɪⁿᵈⁱᵍᵒ •✮༻ ◤𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒:" Sope ◤𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒:" Omegavers_Fantasy_Romance_Fluf_Mpreg ◤𝑊𝑟𝑖𝑡𝑒𝑟:" min arson -🥇#Yoonseok -🥇#Hoseok _🥈#Suga _🥈#J-hope
Cafe caramel [sope] by Sope_lovz
Sope_lovz
  • WpView
    Reads 916
  • WpVote
    Votes 126
  • WpPart
    Parts 8
خلاصه داستان: وقتی یونگی، دانشجوی هنر خونسرد و گوشه‌گیر، به‌طور اتفاقی وارد یه کافه‌ی کوچیک اما خاص می‌شه به اسم "کافه کارامل"، اصلاً فکرش رو هم نمی‌کرد که با یه باریستای فوق‌العاده پرانرژی و عجیب‌غریب آشنا بشه: «جانگ هوسوک». هوسوک با اون لبخند همیشه‌گیش، شوخی‌های بی‌وقفه‌ش و عاشق ماکیاتو بودنش، یه جور خاصی دنیای یونگی رو به‌هم می‌ریزه. یونگی می‌خواست فقط یه قهوه بگیره و بره. ولی حالا... هر روز بدون اینکه بخواد، سر از همون کافه درمیاره. نه فقط برای قهوه، بلکه برای اون باریستایی که انگار یه قاشق شکر اضافه‌ست توی زندگی‌ش! ژانر: کمدی، عاشقانه، روزمره، طنز، فلاف ⭕️توجه⭕️ این داستان ساخته ذهن نویسنده میباشد و هیچ ربطی به زندگی روزمره اعضا ندارد؛کپی از این اثر ممنوع می باشد. زمان آپ: پایان یافته #یونگی #هوسوک #سپ #کافه #کمدی #عشق_کاراملی
Unwelcome [SOPE] by Anna_Aphrosilk
Anna_Aphrosilk
  • WpView
    Reads 54,754
  • WpVote
    Votes 7,636
  • WpPart
    Parts 14
"فقط یه بار! فقط یه بار تو زندگی فاکیم باتم شدم و حدس بزن چی؟ فاکینگ شت!!!! ازت حاملم جانگ هوسوک! چی میشد اون شب به جای این که من برم زیرت، تو میرفتی زیرم؟ چی میشد؟" "ولی من یه آلفام. و تو یه بتایی یونگی!" "کیرم تو این زندگی که هم باید به خاطر بتا بودنم برم زیرت، هم از شانس بدم ازت حامله شم. فاک یو." "به من ربطی نداره که تو یه موجود عجیب الخلقه‌ای. هیچ جای دنیا بتا های مذکر حامله نمیشن!" " ازت متنفرم متنفرم جانگ هوسوککککک!!!! " ژانر: ام‌پرگ👨‍🍼 امگاورس🐺 اسمات💦 طنز🤣 روزمره✨ کاپل: سپ ( هوسوک تاپ) 🚨این فنفیک با دو ورژن کایسو و سپ عاپ میشه. اگر به کاپل کایسو بیشتر علاقه دارید، میتونید از قسمت Stories by Anna Aphrosilk که داخل همین اکانته، ورژن دیگه رو بخونید🚨 ‼️ فیک متوقف شده تا اطلاع ثانوی ‼️ میتونید تو لایبرری‌هاتون ادش کنید که هرموقع آپ کردنشو ادامه دادم باخبر شید
ʜᴏᴜꜱᴇ ᴏꜰ ᴍɪɴ | ꜱᴏᴘᴇ by Jhope_Dimple
Jhope_Dimple
  • WpView
    Reads 1,066
  • WpVote
    Votes 241
  • WpPart
    Parts 7
جانگ هوسوک شبی رو که قرار بود شب ازدواجش باشه، توی دستشوییِ یه بار با یه مرد جذاب و مرموز می‌گذرونه؛ مرد غریبه‌ای که بهش اطمینان میده، دیگه هرگز قرار نیست دیدار دوباره‌ای بینشون رخ بده. ولی درست روز بعد، وقتی برای یه سفر دو هفته‌ای راهی یه جزیره‌‌ی دورافتاده میشه، می‌فهمه باید تمام مدت اقامتش رو توی عمارت همون کسی بگذرونه، که شب قبل، یه سکس کوتاه، ولی لذت‌بخش و پرهیجان رو همراهش تجربه کرده. و البته، این سفر قرار نیست فقط یه سفر عادی باشه؛ اسرار وحشتناکی میون اون جزیره و عمارت اون مرد پنهان شدن که شاید باعث بشن زندگی هوسوک برای همیشه دست‌خوش یه تغییر بزرگ و باورنکردنی بشه. ɴᴀᴍᴇ:ʜᴏᴜꜱᴇ ᴏꜰ ᴍɪɴ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ:ꜱᴏᴘᴇ ɢᴇɴʀᴇ:ɢᴏᴛʜɪᴄ, ꜱᴜᴘᴇʀɴᴀᴛᴜʀᴀʟ, ᴅᴀʀᴋ ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, ᴛʜʀɪʟʟᴇʀ ꜱᴛᴀᴛᴜꜱ:ᴏɴɢᴏɪɴɢ