sogand_akh's Reading List
31 stories
Dealing by BTSxHanHan
BTSxHanHan
  • WpView
    Reads 13,328
  • WpVote
    Votes 1,089
  • WpPart
    Parts 21
همه چیز از یه قرارداد شروع شد
The pregnant lou(larry stylinson) by saba_stylinson
saba_stylinson
  • WpView
    Reads 105,285
  • WpVote
    Votes 9,509
  • WpPart
    Parts 34
[ completed ] (لويى يه بچه مثبت به تمام معنا هستش) سلام اسم من لويى تاملينسون هستم حتى شک دارم که فاميليم اين باشه 18 سالمه و تا چند ماه پيش تو پرورشگاه لندن بودم ولى چون به سن قانونى رسيدم ديگه اونجا نموندم الان تو زير زمين ساختمونى که ٣ واحد بيشتر نداره زندگى و کار ميکنم و تغرييبا دو ساعت تا لندن فاصله داره حقوق زياد نميگيرم چون اين اين سه خانواده وضشون جالب نيست ولى من مشکلى ندارم چون يه جا براى خوابيدن دارم :) ...... (هرى يه منفى بين به تمام معناست زياد نميتونه سالم فکر کنه و زود عصبى ميشه) سلام اسمه من هرى استايلزه 20 سالمه پسره دور دونه مامان و بابام که يکى از ثروتمند ترين هاى لندنن که هرچى بخوام همون لحظه برام براوردش ميکنن ماشين ها ،خونه ها، خدمت کارايى که ٢۴ ساعته اطرافه منن ولى من از اين زندگى خسته که نه ولى يه جورايى تکرارى شده .
Sin (persian translation) by larry_fanfic_iran
larry_fanfic_iran
  • WpView
    Reads 367,931
  • WpVote
    Votes 51,836
  • WpPart
    Parts 58
گى بودن گناهه. تتو كردن گناهه. سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه. بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه. اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره. اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه. *** *this book is translate by page and its not allowed to copy*
Colors by warnox
warnox
  • WpView
    Reads 32,476
  • WpVote
    Votes 3,704
  • WpPart
    Parts 36
[Completed and Edited] 《او یک تمایز آبی بود...》 اون آبی بود ، من مشکی چه بد که ترکیب این دو رنگ چیز جدیدی خلق نمیکنه! Highest Rank #1 سومین نوشته Thanks for Perfect cover : @IWONTBETHEONE
Stupids by atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    Reads 117,550
  • WpVote
    Votes 16,764
  • WpPart
    Parts 49
«احمق‌ها» من معمار نیستم ولی می‌دونم پیش از این که قصر بسازی باید آلونکت رو خراب کنی. نمی‌تونی روی همون زمینی که آلونک داری قصر رو هم بخوای. قبل از این که برجت ده‌ها متر بالا بره... اول باید چند ده متری رو پِی بکنی و پایین بری. من معمار نیستم ولی زیاد تو حرفه‌ی این و اون سرک می‌کشم : ) A Zayn Malik Fanfiction
Dangerous Love(Larry Stylinson) by S_Larry_S
S_Larry_S
  • WpView
    Reads 67,180
  • WpVote
    Votes 5,948
  • WpPart
    Parts 18
اولين فن فيك من!! وقتي در زندگي لويي و هري يك اتفاق غير منتظره ميوفته!
black  angel by saarrraaaahhhh
saarrraaaahhhh
  • WpView
    Reads 1,155
  • WpVote
    Votes 53
  • WpPart
    Parts 1
Freedom of Sin by atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    Reads 72,635
  • WpVote
    Votes 11,503
  • WpPart
    Parts 51
«آزادی گناه» من یک انسان آزادم! من اجازه دارم تمام قوانین انسانیت رو درهم بشکنم... از مخالفانم بهره‌کشی کنم... هر کس سر راهم بایسته رو بکشم... اعتقاداتی که از نظر خودم غلطه رو نابود کنم... چون من یک انسان آزادم! A Harry Styles Fanfiction
Wronged [مظلوم] by bookiegirlhere
bookiegirlhere
  • WpView
    Reads 33,442
  • WpVote
    Votes 2,246
  • WpPart
    Parts 44
هیچ کس هیچ وقت نمیفهمه تو گذشتت با چه چیزایی روبرو شدی هیچ کس هیچ وقت نمیفهمه چقدر درد تو سینت داری هیچ کس هیچ وقت نمیفهمه چقدر شبا تو خلوت خودت اشک ریختی هیچ کس هیچ وقت نمیفهمه که همه چیزت رو از دست داری هیچ کس هیچ وقت نمیفهمه یه کلمه سادش چه تاثیری روت میذاره هیچ کس هیچ وقت نمیفهمه برای هر روز زندگیت داری مبارزه میکنی اما . . . . چه اتفاقی میفته وقتی یه نفر پیدا میشه که همه چیز رو میفهمه؟!