[ completed ]
(لويى يه بچه مثبت به تمام معنا هستش)
سلام اسم من لويى تاملينسون هستم حتى شک دارم که فاميليم اين باشه 18 سالمه و تا چند ماه پيش تو پرورشگاه لندن بودم ولى چون به سن قانونى رسيدم ديگه اونجا نموندم
الان تو زير زمين ساختمونى که ٣ واحد بيشتر نداره زندگى و کار ميکنم و تغرييبا دو ساعت تا لندن فاصله داره
حقوق زياد نميگيرم چون اين اين سه خانواده وضشون جالب نيست ولى من مشکلى ندارم
چون يه جا براى خوابيدن دارم :)
......
(هرى يه منفى بين به تمام معناست زياد نميتونه سالم فکر کنه و زود عصبى ميشه)
سلام اسمه من هرى استايلزه 20 سالمه
پسره دور دونه مامان و بابام
که يکى از ثروتمند ترين هاى لندنن
که هرچى بخوام همون لحظه برام براوردش ميکنن
ماشين ها ،خونه ها، خدمت کارايى که ٢۴ ساعته اطرافه منن
ولى من از اين زندگى خسته که نه ولى يه جورايى تکرارى شده .
گى بودن گناهه.
تتو كردن گناهه.
سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه.
بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه.
اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره.
اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه.
***
*this book is translate by page and its not allowed to copy*
[Completed and Edited]
《او یک تمایز آبی بود...》
اون آبی بود ، من مشکی چه بد که ترکیب این دو رنگ چیز جدیدی خلق نمیکنه!
Highest Rank #1
سومین نوشته
Thanks for Perfect cover : @IWONTBETHEONE
«احمقها»
من معمار نیستم ولی میدونم پیش از این که قصر بسازی باید آلونکت رو خراب کنی. نمیتونی روی همون زمینی که آلونک داری قصر رو هم بخوای.
قبل از این که برجت دهها متر بالا بره... اول باید چند ده متری رو پِی بکنی و پایین بری.
من معمار نیستم ولی زیاد تو حرفهی این و اون سرک میکشم : )
A Zayn Malik Fanfiction
«آزادی گناه»
من یک انسان آزادم!
من اجازه دارم تمام قوانین انسانیت رو درهم بشکنم...
از مخالفانم بهرهکشی کنم...
هر کس سر راهم بایسته رو بکشم...
اعتقاداتی که از نظر خودم غلطه رو نابود کنم...
چون من یک انسان آزادم!
A Harry Styles Fanfiction
هیچ کس هیچ وقت نمیفهمه تو گذشتت با چه چیزایی روبرو شدی
هیچ کس هیچ وقت نمیفهمه چقدر درد تو سینت داری
هیچ کس هیچ وقت نمیفهمه چقدر شبا تو خلوت خودت اشک ریختی
هیچ کس هیچ وقت نمیفهمه که همه چیزت رو از دست داری
هیچ کس هیچ وقت نمیفهمه یه کلمه سادش چه تاثیری روت میذاره
هیچ کس هیچ وقت نمیفهمه برای هر روز زندگیت داری مبارزه میکنی
اما
.
.
.
.
چه اتفاقی میفته وقتی یه نفر پیدا میشه که همه چیز رو میفهمه؟!