به صورتش نگاه کردم.دلم میخواد اخمشو از روی صورت بی نقصش بردارم.
"من هرچی تو این مدت تلاش کردم که فراموشت کنم و به ندای قلبم که همیشه دوست داشتن تو رو انعکاس میکرد اهمیت ندم،دیدم نمیشه،اسم تو توی قلب و ذهنم من حک شده و من نمیتونم پاکش کنم. خواهش میکنم برگرد...
This fanfic has pictures and descriptions of actors and singers and whoever I've thought of. Enjoy, and if you have a guy in mind for me to put, feel free to let me know!
وقتی کلمه حسادت رو میشنوین،چی به ذهنتون میاد؟؟
شاید بگید حسادت بده؛ولی زمانی خوبه که ازش به عنوان یه انگیزه برای بهتر کردن خودت استفاده کنی.
رقابتمون،رقابت نبود.حسادت بود!
متاسفانه با حسادت توی درد سر افتادم...
از من میشنوید جای حسادت ، خودتونو بهتر کنید!
****
اره....
من قدرشونو ندونستم.......
چون من به هیچکس اهمیت ندادم....
متاسفم زک.....معذرت میخوام....هیچ وقت قدرتو ندونستم....
هیچ وقت نتونستم مثل یه برادر خوب باهات باشم....
همش تقصیر منه!.....
- میخوای بشینی گریه کنی تا اخرش؟.....
- نه میخوام انتقام بگیرم....
●○○○○○●○●●□●●●○○●
یه پسر بی اهمیت.....
که عاشق سرعت و هیجانه....
به خاطر بی اهمیتیش برادرشو میکشن....
حالا اون دنباله انتقامه.....
انتقام از کسی که مایه همه بدبختی هاس.....
اخطار!
این یک فن فیکشن متفاوته....
سلام،من با یه فن فیک جدید اومدم...
اسم این فن فیک سرعته.. و دوباره درباره ی زینه. ;-)
داستانم رو بخونید اگه دوستش داشتید لایک و کامنت را فراموش نکنید