شايد ما مناسب همديگه نيستيم
ميدونم
من با تو
تو با من
يه عالمه فرق داري
اما
اما من
من
من عاشقت شدم
با اينكه ما ابو اتيشيم
مسكن و درديم
خوشالي و ناراحتي ايم
مردن و به دنيا اومدنيم
عشق اين چيزا سرش نميشه
هيچ وقتم سرش نميشه
خیلی وقتا آدم تو اوج آسمونا،سقوط می کنه.دلیلش اینه که انسان خیلی سریع مغرور میشه و به خودش می نازه.منم یه آدمم و همچین خطاهایی ازم سر میزنه.من موقعی که در اوج شهرت بودم،بر اثر یه اشتباه کوچیک سقوط کردم و می تونم بگم که دلیل اصلی این اتفاق غرور مسخره ای بود که از بچگی همراهم بود.غرور مسخره ای که منو از خواهر و برادر و همه ی دوستام جدا کرد.شاید اگه این غرورو نداشتم،هیچ وقت شکست نمی خوردم و این بلاها سرم نمی آمد.کسی که عاشقش بودم و عاشقم بود منو ترک کرد توی دنیا تنهایی رهام کرد.من تنها تنهام.هیچ کس نمی خواد با من دوست باشه چون همه ازم می ترسن.چشمای من باعث میشه که گل ترس تو دل همه جوونه بکنه.من از این چشا خوشم میاد چون باعث میشه حس قدرت بکنم.من همیشه حس غرورو تو قلبم نگه داشتمو و خواهم داشت و نمی زارم کسی باعث شکست دوباره من بشه.
قدرت،تنها چیزیه که من بهش نیاز دارم و خواهم داشت.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
لطفا این فن فیکشن رو دنبال کنید و ازم حمایت کنید.
ممنون
همیشه قرار نیست یه زندگی خوب باشه
مثه زندگی من و هری...
قرار نیست همیشه شاد باشی...
قرار نیست همیشه بخندی...
قرار نیست توی بهترین شرایط ممکن زندگی کنی...
ولی همیشه یه چیزو باید بدونی...
باید قدر شناس باشی...
تا مثه من نشی...
یقه بالا می دهیم
دست ها در جیب
سیگار به ته رسیده میان لب
به دیوار تکیه می دهیم
نه که کاراگاه باشیم یا عضو مافیا
نه
بدبختیم...!
داستان یه دختر یتیم که از معنای خانواده داشتن و یک زندگی نرمال با پایان های خوب رو نمیدانست
و مسیر زندگیش اورا به سمت راهی دشوار کشید و اورا درمیان مردانی ظالم قرارداد
و چیزی جز یک برده نبود در دنیای خودش او متعلق ب ه تاریکی بود هر ضربه اورا سنگ تر از قبل میکرد