Midnight Memories
34 historias
Different (L.s) (completed) por Larryfanfic_HL
Larryfanfic_HL
  • WpView
    LECTURAS 175,918
  • WpVote
    Votos 19,845
  • WpPart
    Partes 99
+اين داستان عشق نيست +داستان اعتياده
Vibes por Lellsy
Lellsy
  • WpView
    LECTURAS 97,200
  • WpVote
    Votos 2,496
  • WpPart
    Partes 1
Five year old Harry has been blind since birth. He has no confidence and finds the world boring. That is, until he meets Louis – another kid, two years older than him, with difficulties. They’re polar opposites and on paper it should be a disaster in the making, but they soon find it’s not the case.
Oblivion (Larry AU Stylinson MSBK Finale) por booandhazzababe
booandhazzababe
  • WpView
    LECTURAS 377,868
  • WpVote
    Votos 19,255
  • WpPart
    Partes 46
This story Oblivious (Larry AU) (Book 3) is part of the Msbk and Mbkff series, continued of the second book. -My Step Brothers Keeper (Book 1) -My Brothers Keeper (Book 2) in my library.
illegal|l.S por nilostylinson
nilostylinson
  • WpView
    LECTURAS 125,247
  • WpVote
    Votos 24,806
  • WpPart
    Partes 63
عشق؛یک اتحاد دونفره‌ای است،علیه جهان. در سال [۱۹۴۰] و در پی شروع جنگ جهانی دوم، خانواده لوییِ نوزدَه ساله جلوی چشمانش به دست سربازان نازی به قتل می‌رسند. تلاش‌های لویی برای انتقام بی‌فایده‌ست! سرانجام، دستگیر شدنش سرنوشت او را با سرنوشت ژنرال هری استایلز گره می‌زند. Genre// War, Romance
Got The Sunshine On My Shoulders [L.S](Persian Translation) por PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    LECTURAS 140,130
  • WpVote
    Votos 30,097
  • WpPart
    Partes 52
[Completed] پنج سال پیش، هری استایلز برای تبدیل شدن به یک خواننده و هنرمند، زادگاهش رو ترک کرد. هری به اون چه که پشت سرش به جا گذاشت توجه زیادی نکرد- یک زندگی، یک خانواده، و یک همسر... کسی که روزی از خواب بیدار شد و فهمید هری ترکش کرده. و حالا، هری همه چیز داشت: پولدار و معروف بود و همه ستایشش می کردند، از جمله دوست پسرش. اما وقتی حرف جدی شدن رابطه به میان اومد، هری مجبور شد با تمام واقعیت های ناراحت کننده ی گذشته اش رو به رو بشه - و لویی. کسی بود که تمام برگه های طلاقی که هری در طي پنج سال گذشته براش فرستاده بود رو پس فرستاد. ------ H a p p y E n d i n g ------ Written by: @Hattalove (AO3) Translated by: Persian Gay Vodka Team
True Mates [L.S] por blouten
blouten
  • WpView
    LECTURAS 26,455
  • WpVote
    Votos 4,512
  • WpPart
    Partes 13
[Persian Translation] [complete✔] لویی تاملینسون، بدترین امگایی هست که هر کس به چشم دیده. اون امگایی هست که خودش رو‌ موظف به تسلیم شدن و اطلاعت کردن از بقیه نمی‌بینه، و به نوعی اون توانایی مقاومت در برابر دستوراتِ تقریبا هر فردی رو داره. هری استایلز پسری که از زمان تولدش یه آلفای واقعی بوده، اون به زودی میتونه جایگاه پدرش رو دریافت کنه، دقیقا به محضِ اینکه جفت شود. اما چه اتفاقی رخ میده اگر هری یقین داشته باشه که لویی جفتِ حقیقیش هست؟ و چه اتفاقی می‌افته اگر لویی نخواد با اون جفت بشه؟ یا اینکه در طرف دیگر، جایی که هری و لویی عاشق همدیگر هستند ولی تمام تلاششون رو میکنن تا اون رو نشون ندن؟ جایی که لویی از هری دوری میکنه، در حالی که بقیه افراد به آلفاهاشون احترام میزارن؛ در این زمان هری نیز سعی میکنه خودش رو به لویی نزدیک نکنه تا به تصمیمات اون پسر احترام گذاشته باشه. ژانر : امگاورس، عاشقانه، دبیرستانی #1 - shortstory #1 - harrytop #1 - louisbottom #2 - teenagers #3 - werewolf
ฯMaRsHmaLLow wiTh CoFFee por Don_Mute
Don_Mute
  • WpView
    LECTURAS 67,607
  • WpVote
    Votos 11,771
  • WpPart
    Partes 17
៛Larry Stylinson Cute MPREG Short story៛ +تو قهوه تلخِ منی! ×تو ام مارشمالوِ صورتی منی! 🚫(Smut,Mpreg) θθθθθθθθθθθθθθθθθθθθθθ #1_gaylove #1_shortstory #2_cute
Mr taster  [Larry.Stylinson]  por kimo_blue
kimo_blue
  • WpView
    LECTURAS 55,696
  • WpVote
    Votos 12,221
  • WpPart
    Partes 23
[{کامل شده}] برای این که تو مسابقه بزرگ آشپزی ایتالیا شرکت کنی نیاز داری یه سر آشپز موفق تمام فوت و فن پاستا پختن رو بهت یاد بده و چه سر آشپزی میتونه بهتر از لویی تو یک ماه از هری یه ستاره برای آشپزی ایتالیا بسازه؟؟ Lou, top Happy ending °°^^{Cover by notoriouse} °°^^ تاریخ شروع : 22 اسفند هزار و سیصد و نود و نه. 1 #boyxboy 1 #harry
Rooms [L.S] por CoralineJs
CoralineJs
  • WpView
    LECTURAS 8,465
  • WpVote
    Votos 2,157
  • WpPart
    Partes 11
Completed ✓ زمانی که چشم هاشون رو باز کردند،گیج و سرگردان بودند و با آشفتگی به اطرافشون نگاه انداختند. تنها درکی که همگی تو اون لحظه داشتند تو یک واژه خلاصه میشد: ترس. ترسی که هرچی بیشتر میگذشت، بیشتر در وجودشون رخنه میکرد و انگار اون مرد از همین ترس اون ها تغذیه میکرد و لذت میبرد‌. اون ها هراس داشتند از اینکه نفر بعدی ای که قراره بمیره کیه؟ شاید خودشون بودند و بی خبر بودند. این قرار بود که فقط یه بازی معمولی باشه یا بازی با جونشون؟! [اخطار: برای کسانی که روحیه‌ی حساسی دارند‌ توصیه نمیشود.] 「Started: January 2021 Ended: April 2021」 Harry Top.༄
داستانی که هری توش واقعا ده تا گربه نداره. por se_ne200
se_ne200
  • WpView
    LECTURAS 7,332
  • WpVote
    Votos 606
  • WpPart
    Partes 2
یه دنیای دیگه که توش هری برای افراد پولدار و معروف حیوون نگه داری میکنه و لویی پولدار و معروفه. ترجمه ی این http://archiveofourown.org/works/997974