panteahoran's Reading List
11 cerita
Miserable [ziam] {• completed •}✔ oleh Free_LGBT
Free_LGBT
  • WpView
    Membaca 135,684
  • WpVote
    Vote 16,999
  • WpPart
    Bab 40
+اسم؟ _زین مالیک +خانواده؟ _یه بابای اعصاب شخمی و 3 تا خواهر +مشکل؟ _افسردگی شدید +خب...همین؟ _اره همین!اون اصلا حرف نمیزنه! +چرا؟ _من چه گوهی میدونم پسر؟اون فقط خیلی ضعیف و احمقه! °°°°°°°°°°°°°°°°° چی میشه اگه زین افسرده و ساکت باشه و به مدرسه ی شبانه روزی ای بره که باعث ایجاد تغییری تو روند فلاکت بار زندگیش بشه؟ خب البته... بدبختی اسم وسط زینه... فک نکنم به این راحتیا ولش کنه... ___________ یه داستان کاملا متفاوت! #Zouis #Ziam نوشته شده توسط: @kay-rh {• completed •}✔
The Empire of Nought oleh atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    Membaca 33,939
  • WpVote
    Vote 5,806
  • WpPart
    Bab 55
«امپراتوریِ هیچ» -«تو فکر کردی کی هستی بدبخت؟ یه قهرمان؟ قهرمان‌ها یا پا به توپ دارن، یا دست به میکروفون یا چشم به دوربین! قهرمان‌هایی از جنس تو هیچی نیستن! تو تبدیل می‌شی به نیم خط توی کتاب تاریخ دبستان!» -«برام مهم نیست کسی اسمم رو به خاطر نیاره. همین که بدونم یه قطره از یه دریا بودم نه یه مرداب، برام بسه...» A Harry Styles Fanfiction
freak(narry)(persian) oleh niallssm
niallssm
  • WpView
    Membaca 29,312
  • WpVote
    Vote 4,193
  • WpPart
    Bab 23
"اون کیه؟" "نایل ،یا یه همچین چیزی،اون عجیب غریبه" "عجیب؟" "اره ،اون حرف نمیزنه"
Stupids oleh atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    Membaca 117,618
  • WpVote
    Vote 16,764
  • WpPart
    Bab 49
«احمق‌ها» من معمار نیستم ولی می‌دونم پیش از این که قصر بسازی باید آلونکت رو خراب کنی. نمی‌تونی روی همون زمینی که آلونک داری قصر رو هم بخوای. قبل از این که برجت ده‌ها متر بالا بره... اول باید چند ده متری رو پِی بکنی و پایین بری. من معمار نیستم ولی زیاد تو حرفه‌ی این و اون سرک می‌کشم : ) A Zayn Malik Fanfiction
It started with a selfie (persian translation) oleh fayolitab
fayolitab
  • WpView
    Membaca 18,640
  • WpVote
    Vote 2,667
  • WpPart
    Bab 17
صبر کن، چی؟! همین الان لوییس تاملینسون سلفیمو لایک کرد! این یه داستان متفاوت از لریه. و من واقعا از ترجمه کردنش لذت بردم. امیدوارم شما هم همون اندازه از خواندنش خوشتون بیاد.
Me & You(persian) oleh Tallanstyles
Tallanstyles
  • WpView
    Membaca 4,760
  • WpVote
    Vote 848
  • WpPart
    Bab 34
فن فیکه هری استایلز ... دوتا کله شَـــق دوتا مغرور دوست ندارن ببازن.... ... فن فیک فوق العاده طنزه امیدوارم از خنده بِترکین;-)
Clean (Liam Payne & Harry Styles) oleh 5direction_fanfic
5direction_fanfic
  • WpView
    Membaca 4,080
  • WpVote
    Vote 499
  • WpPart
    Bab 14
Upstairs oleh atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    Membaca 114,819
  • WpVote
    Vote 15,132
  • WpPart
    Bab 50
«طبقه‌ی بالا» من تنهای تنها بودم! یادم نبود چند وقته... سال‌ها... خاطرات کم‌کم پاک شدن. حتی اسمم رو به سختی به یاد می‌آرم. شب و روزها می‌گذرن. یادم نیست به چه گناهی این جا حبس شدم. هیچی یادم نیست... تنهایی، تنهایی، تنهایی... ...و بعد، یه روز در صدایی کرد و من به جای صورت روانپزشک، چهره‌ی یه دختر جوان رو توی چارچوب در دیدم! ...که وحشت‌زده به من خیره شده!!! A Niall Horan Fanfiction