برای تو هیچوقت اینطوری نبود که بتونم بگم:«اگه من فردا اذیتت کنم، از زندگیت بیرونم میکنی.»
تو بههرحال جلوی من دراز میکشی و منم روبهروی تو؛ دستم میاد جلو تا بپیچه دور گردنت، کمرت، رون پات.
نگاهم میکنی. بهم میگی اسمم رو دوست نداری و من برام مهم نیست اما، اجازه نمیدم دوباره رویاهام چین و چروک ببندند و تو از این مزه خسته بشی.
با یه عالمه خامه و قهوه و شکلات روی بدنم، دوستت دارم.
فیکشن:غلظت.
ژانر:رمنس،انگست،جنایی.
محدودیت سنی:داره.
کاپلها:کایهون،کایبک،چانبک.
" پـارانوئیــــد "
اما هیچکس بیگناه نبود. نه سهون که عاشق دوست صمیمیش شد: «به سایهات نگاه کن. نزدیکتم. در حالی که هرگز نمیتونم لمست کنم. من سایهی توام جونگین!»
و نه جونگین که با اسلحهاش قلب دوستِ عزیزش رو نشونه گرفت و بیدرنگ، شلیک کرد.
«کسی که شلیک کرد تو بودی، اما کسی که مُرد هم تو بودی.»
. MAIN COUPLE: SEKAIHUN.
. SIDE COUPLE: KAISOO.
. GENRE: ANGST. CRIMINAL. ROMANCE.
. RATE: +18
. COMPLETED FAN FICTION
. SINCE: 15 JUL 2021
. TO: 4 SEP 2024
"مـرد کوچـک من"
سهـون، پسری که با قدرت خاصی از کمای پونزده سالهاش بیـدار میشه و معشوقـی رو که در بُعـد قبلیِ زندگیـش به طرز دردناکی از دست داده، ملاقات میکنه. فکر میکنید سهـون میتونه از معشوقش در این بُعـد از زمان محافظت کنه یا باید این بُعـد رو هم رها و برای محـافظت از معشوقش به بُعـدهای دیگهای از زندگیش سـفر کنه؟
. MAIN COUPLE: SEKAI.
. SIDE COUPLE: CHANBAEK.
. GENRE: ROMANCE. FANTASY. ANGST.
. RATE: +18
. COMPLETED FAN FICTION
. SINCE: 5 JUL 2020
. TO: 6 FEB 2022
" شلوغی آدم ها ، از کشیدن تیغ روی پوستش آزاردهنده تر بود؛ این درست مثل اُپِرایی بود که توسط جیغ بچه های یک ساله خونده میشد و شیشه های مغزش رو به لرزه در میورد؛ تنها هدف سهون این بود که اجازه شکسته شدن رو به اون جنس ظریف نده. اما درک همه چیز سخت تر میشه زمانی که مرز بین واقعیت و توهم از بین میره."
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐒𝐞𝐤𝐚𝐢-𝐇𝐮𝐧
𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐨𝐥𝐨𝐠𝐲 . 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭 . 𝐏𝐡𝐢𝐥𝐨𝐬𝐨𝐩𝐡𝐢𝐜 . 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚
❃ژانر: Romance.Angst.Dram.Smut
❃کاپل: کایهون ✯ چانبک
نگاه پیرزن روی کاسه ی آب...
جریان های آشفته رنگ و خون...
کلمه ها بین بوی عود...
عشق می بینم...درد می بینم...و ستاره...ی ستاره ی براق...
COMPLETED
✾ژانر: BDSM.Angst.Dram.Smut
✾کاپل: کایهون ✯ چانبک
✾خلاصه: سهونی که از روی تفریح کیف کیم جونگین معاون مدیر عامل رو می دزده حتی یک درصد هم احتمال نمیده که به اون مرد گره بخوره...
بکهیون از جانب خانواده ش طرد میشه و به دشمن خانواده ش پناه میبره...چی میشه اگه زندگی ی داستان هیجان انگیزتر براشون در نظر بگیره؟
"این عشقیه که درد داره..."
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
"من هیچ وقت آدم خوبی نبودم...هیچ وقتم نمیخوام خوب باشم...چون خوب بودن باعث میشه آدم اون بخش تاریک وجودشو نادیده بگیره... در همه ی آدما از دو قسمت خوب و بد شخصیتشون ساخته شدن...ولی درمورد تو...اشتباهم این بود ک نیمه تاریک وجودتو ندیدم...در واقع نخواستم که ببینم...تو منو بالا بردی...و خودت از همون بالا منو پرت کردی پائین..."
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~