خيليا تا وقتي فن فيك كامل نشه نميخوننش
نميدونم اين چقدر به دردتون ميخوره
اينجا پيج و اسم فن فيك های لری كه پابليش شدن رو ميگيم
🌟⚠️🌟:
خب اینجا خیلی از فن فیکشن هارو گذاشتم که برای سه چهار سال پیش ان! طبیعیه خیلی ازینا پاک شده باشن یا آیدی هاشون رو عوض کرده باشن. به هرحال پیدا شون نمیکنید ؛ پیشنهادم اینه که از آخرین قسمت که گذاشتم شروع کنید که فف ها جدیدترن و امکان اینکه پیداشون نکنید خیلی کمه
@nmsh_larry
ممنون برای زحمتِ آپ کردن این بوک💚💙
ممنون برای کاور صــــــــــبو 💚🍏🍭🍬
@iwontbetheone
"ه-هری لطفا"
گریه میکردم و دستامو به حالت دفاع جلو صورتم نگه داشتم.چشماش تیره شده بود
مچ دستامو محکم گرفت به چسبوند به دیوار نفسش به صورتم میخورد و بوی گند الکل از دماغم بالا میرفت
"خفه شو!"
ناخونای کوتاهشو تو بازوم فرو کرد و از درد لرزیدم
ولم کرد و به جاش یه مشت از موهامو گرفت..پرتم کرد رو زمین و از درد فریاد زدم
اشک توی چشمام داشت جمع میشد و من محکم پلکامامو رو هم فشار دادم...
"پاشو..."
سریع چشمامو باز کردم و به زحمت روی پاهام وایسادم...
تی-شرتمو گرفت تا منو به خودش نزدیک تر کنه و خم شد که همسطحم بشه
چشاش مستقیم تو چشمای من خیره شده بودن و داشتن اتیششون میزدن
حس کردم سرما از ستون مهره هام پایین رفت،لبمو از ترس گاز گرفتم
"چند بار باید بهت بگم؟ تو.مال.منی"
dear fellows
لانگ تایم نو سی ، هااا ؟
امیدوارم حالتون باشه ، با ایده ی یه داستان متفاوت میخوام ذهن همه تون رو به بازی بگیرم .
جایی دور از فانتزی های عاشقانه
دور از روابط های رنگی
و دور از " انتظار "
به تک تک تون قول میدم بخاطر هیجان بالای این کتاب ، هیچوقت نتونین ادامهی پارت های این داستان رو حدس بزنین.
کتاب حدودا 73 چپتر داره ، و بخاطر ارزشی که برای وقت تون قائلم ، حتما داستان رو تا اخرش پست میکنم .
بوک شیپ های متفاوتی داره اما برای اسپویل نکردن فقط میگم که منتظر Larry stylinson باشید .
شرط آپ لایک یا کامنت نیست ، اما دلیل نمیشه بهم انگیزه نده
تاریخ آپ اولین چپتر ، 98.5.17
sincerely yours ;
Əhsan
هدف از یه مدرسه ادب و تربیت چه کوفتی میتونه باشه؟! چیزی که من توقع داشتم نبود! اینو باید بگم!
اساساً یه فیک BDSM.
شامل لری/نیام/زیام/زاستین/.
تمامی حقوق متعلق به boybands77@ هستش. این کار با دریافت « اجازه » داره ترجمه میشه!!
all rights reserved to @boybands77
نایل از همسایش زین مالیک متنفره. و کل بدنش پر از تتوست وبیشتر از هرکسی که نایل میشناسه سیگار میکشه و اونا بیشتر وقتشونوسرهم داد میزنن. تا اینکه به خاطر یه سری اتفاقات نایل عاشق زین میشه و....
من همیشه اعتقاد داشتم یه روزی یه شخصی توی زندگی هرکسی میره و عوضش میکنه...
و بالاخره اون "شخص" برای لیام رسید
.
.
.
اوه ببخشید "شخص" نه "اشخاص"
اونا دوقلو هستن...دوقلو دوست داشتنی لیام...
فقط بیشتر تو فاز کلاب و رابطه های جنسیه?
باید میگفتم ولی اگه باهاش مشکلی ندارین از دستش ندین?
Cover by @ghazxl
داستانى كه لويى توش پسره رييس جمهوره انگليسه...
ولى چه اتفاقى ميوفته بعد از اينكه هواپيماهى كه لويى توش بوده سقوط ميكنه و لويى خودش رو توى يه جزيره پيدا ميكنه؟؟
داستانه خودمه گايز