من دختری،با احساس و خندون و مهربان بودم
ولی منو شکستن،از عزیزترینهام گرفته تا کسایی که حتی نمیشناختم.
ولی میگن که فردا بهتر خواهد شد،
یعنی فردایی هم وجود داره؟
سلام. من جیلیان لی مستر (Leemaster ) ،متاسفانه یک پسرخاله دارم.یک پسر دست و پاچلفتی خنگ وصدالبته بچه ننه... نمیدانم من چه گناهی کرده ام که اولا خانه شان دیواربه دیوار ماست.دوما ،هم کلاسی هستیم و هرروز قیافه مسخره اش را می بینم. لعنتی .. ازاین بدتر هم می شود؟ ○_○
یه فن فیکشن طنز راجب وقتی که هریه پانک اتفاقی سر از ایران در میاره
اون تو ایران با جواد(زین)و نایب(نایل)و جمال(لیام) و جلال(لویی) اشنا میشه
هرکدوم از اونا یه اتفاق جدید برای هری درست میکنن
ممکنه هری تغییر کنه
ممکنه بدتر بشه:)
از دست ندید
«طبقهی بالا»
من تنهای تنها بودم! یادم نبود چند وقته...
سالها...
خاطرات کمکم پاک شدن. حتی اسمم رو به سختی به یاد میآرم.
شب و روزها میگذرن. یادم نیست به چه گناهی این جا حبس شدم. هیچی یادم نیست...
تنهایی، تنهایی، تنهایی...
...و بعد، یه روز در صدایی کرد و من به جای صورت روانپزشک، چهرهی یه دختر جوان رو توی چارچوب در دیدم!
...که وحشتزده به من خیره شده!!!
A Niall Horan Fanfiction
هیجانی ، عاشقانه و درتی +18
"همه چیز بایه تصادف شروع میشه که اول خیلی تلخ به نظر میومد !"
داستانه یه دختره فقیره که یه روز توی خیابون با یه ماشین تصادف میکنه و از اونجایی که توانایی مالی برای پرداخت خسارت ماشین طرف مقابل رو نداره قبول میکنه هرچیزی که صاحب ماشین گفت رو قبول کنه..
و وقتی صاحب ماشین،یا همون لیام پین ازش میخواد که توی خونش به عنوانه خدمتکار مخصوص خودش مشغول به کار شه چاره ای جز قبول کردن نداره...و خودتون حدس بزنید که بین این دو نفر که نقش ارباب و برده رو دارن چه اتفاقایی زیره یه سقف میفته،اونم در صورتی که خدمتکار،یه دختره زیبا و جذابه و اربابش یه پسر معروف و پولدار
فقط کافیه ۳ قسمت از فن فیک رو بخونین تا معتادش بشین
از شخصیت های جذاب فنفیک :
Liam Payne
Taylor Hill
Zayn Malik
Ian Somerhalder ❤
Sara Sampio
Best rate : #41 fanfictions
گناه هایی برای زنان درکتاب مقدس:
1.سوار کاری برای زنان عیب است.
2.کار کردن زنان بیرون از خانه عیب است.
3.طلاق گرفتن زن عیب است.
و..
تنها کاری که دراین جامعه از زنان میخواهند.نگه داشتن نجابت خود تا وقتی که با کسی ازدواج کنن است.و گوش کردن دستورات شوهر شان است و بدنیا اوردن فرزند.
و البته که مردان هم همین توقع از همسرشان دارند1.با آن هم بسطر شود2.از دستوراتش پیروی کند3.برای او بچه بدنیا بیاورد
!
امیلیا باون
مردسالاری درکل جهان پا بر جا بود ولی من با این طرز فکرها و عقیده ها کاملا مخالفم پس ترجیح میدهم مجرد بمونم تااینکه برده مردی بشوم ولی شانس همیشه با آدم یار نیست و من بخاطر سلح بین چشایرو مانس به اجبار باید همسر مردی بی ادب،عصبی و تند خو به نام هری ادوارد استایلز شوم
!
آدم نمیفهمه کی مغزش به قلبش میبازه.بدون اینکه بخواد قلبش رو میده به یکی و من اونو به مردی دادم که حتی نمیتونه بگه دوستم داره .ولی برام مهم نیست.چون میتونم از چشماش عشق رو ببینم.همین برام کافیه.ولی بازم باور دارم که یه روز این حرف روبه زبون میاره.
و حس میکنم اون روز زیاد دور نیست
(+18)
دستشون و از دهنت مى برن پايين و پايين تر و وقتى به قلبت رسيدن دم گوشت آواز سوگواريت و مى خونن.وقتى لا به لاى زمان گمشدى واقعا چى كار مى كنى تا دقيقه ها رو سريع طى كنى و به حال برسى؟
داستان را جع به دختريه كه يه باند خلافكار خانوادشو به قتل ميرسونن و اونم به سختي فرار ميكنه و ميره با تنها دوست و اشنايي كه داره زندگي ميكنه و كم كم يه سري رازها راجع به خانوادش ميفهمه و تصميم ميگيره انتقام بگيره و......