_loserx's Reading List
8 stories
Locker 17 by StylesRoyalty
StylesRoyalty
  • WpView
    Reads 31,639,776
  • WpVote
    Votes 935,336
  • WpPart
    Parts 161
"It's hard letting go. I'm finally at peace but it feels wrong." {Under going editing. It's being rewritten from the beginning, grammatical errors are being fixed. Should be completely edited and polished by December}
+13 more
My Little Psychotic by REVEN-13
REVEN-13
  • WpView
    Reads 148,140
  • WpVote
    Votes 15,062
  • WpPart
    Parts 37
***تو کل زندگیش پوچ بوده،بی معنی بوده،یه عوضی بوده! اگه بخواد حساب کنه با چند تا دختر خوابیده و بدبختشون کرده،حساب از دستش در میره! حالش از رابطه با دخترا بهم میخوره ولی دیگه عادت کرده هرشب با یکی بخوابه! پدرش یه سرمایه دار خیلی بزرگه که میخواد پسر 20 سالشو یه کم عاقل کنه!چجوری؟به عنوان نماینده ی خودش تو یه بیمارستان روانی!! لویی حالش از اون جا بهم میخوره تا اینکه... اتفاقی به یه پسر بر میخوره! یه پسر 18 ساله با یه عالمه آرزو... پسری که لویی اسمشو میذاره《روانیه کوچولو》... صحنه های +18 زیاد داره! اگه نمیتونین من اون قسمتا هشدار میدم ردش کنین،اگه هم دوست دارین... here u GOOOOOOO!!!!!!! ^_____^ . . Instagram : @theropeholdtheanchor
strong(persian translation) by larents_fanfics
larents_fanfics
  • WpView
    Reads 96,045
  • WpVote
    Votes 10,790
  • WpPart
    Parts 35
"ه-هری لطفا" گریه میکردم و دستامو به حالت دفاع جلو صورتم نگه داشتم.چشماش تیره شده بود مچ دستامو محکم گرفت به چسبوند به دیوار نفسش به صورتم میخورد و بوی گند الکل از دماغم بالا میرفت "خفه شو!" ناخونای کوتاهشو تو بازوم فرو کرد و از درد لرزیدم ولم کرد و به جاش یه مشت از موهامو گرفت..پرتم کرد رو زمین و از درد فریاد زدم اشک توی چشمام داشت جمع میشد و من محکم پلکامامو رو هم فشار دادم... "پاشو..." سریع چشمامو باز کردم و به زحمت روی پاهام وایسادم... تی-شرتمو گرفت تا منو به خودش نزدیک تر کنه و خم شد که همسطحم بشه چشاش مستقیم تو چشمای من خیره شده بودن و داشتن اتیششون میزدن حس کردم سرما از ستون مهره هام پایین رفت،لبمو از ترس گاز گرفتم "چند بار باید بهت بگم؟ تو.مال.منی"
This House No Longer Feels Like Home (Persian Translation) by larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    Reads 163,193
  • WpVote
    Votes 16,400
  • WpPart
    Parts 18
هرى و لويى ٢٠ ساله كه باهمن، كه هرى خيانت ميكنه، و لويى ميشكنه، و هرى يك سال مهلت داره تا ازدواجشون رو درست كنه.
SIN(LarryStylinsonAU) by S_Larry_S
S_Larry_S
  • WpView
    Reads 251,962
  • WpVote
    Votes 29,136
  • WpPart
    Parts 40
Original Larry Stylinson (persian AU) for Iranian Larry shippers
Married To A Larry Shipper || Larry Stylinson (Complete) ✔️ by LouAndI_Larry
LouAndI_Larry
  • WpView
    Reads 10,347,231
  • WpVote
    Votes 711,388
  • WpPart
    Parts 143
"I love you my beautiful wife." "Shut up, Harry. You're gay and that's that." ~Or~ Harry is married and his wife swears he's in love with Louis. || Ranked: 2nd place in the Popular Larry Stories category of the Bromance Awards ||
17BLACK by obeylarry
obeylarry
  • WpView
    Reads 7,568,245
  • WpVote
    Votes 262,552
  • WpPart
    Parts 92
17Black: a gay strip club in London known for hot strip teases, a talented dj, and matchmaking? Harry is moving to London as a new addition to 17Black - new penthouse, hot job, amazing pay - sounds great. Sure it is a clear violation of Harry's sexuality, but it's not gay unless you make it gay, right? Plus it's only for a month anyway. And of course, time flies when you meet a cute bloke named Louis. Who knows? A lot can happen in a month.