zayn
22 histórias
dastardly de _shadi_
_shadi_
  • WpView
    Leituras 2,046
  • WpVote
    Votos 220
  • WpPart
    Capítulos 21
پوزخند زدم و اشکامو پاک کردم.... _نمی خوای چیزی بگی؟
protecting him ꗃ ziam ✓ de mary_rider
mary_rider
  • WpView
    Leituras 89,618
  • WpVote
    Votos 11,097
  • WpPart
    Capítulos 28
آتشی که سوزوند و آبی که درد داشت #Ziam_Mayne
Subway girl de Queen-R
Queen-R
  • WpView
    Leituras 56,230
  • WpVote
    Votos 4,494
  • WpPart
    Capítulos 46
وقتی گذشته ای داشته باشی که باعث ترس و وحشتت بشه ، جوری که بدترین کابوست گذشتت باشه اون موقع میشه که به یه دوراهی بر میخوری ، فرار کردن از گذشتت یا جنگیدن باهاش ؟ سرینا هم توی این دو راهی میفته و هیچ وقت نتونست انتخاب درست و بکنه تا اینکه ....
The Cliff de btaline
btaline
  • WpView
    Leituras 4,404
  • WpVote
    Votos 726
  • WpPart
    Capítulos 17
...ساده بگم، حتی لباستم بوی دروغ میده.
zayn leaving stunt de zonedsecrets
zonedsecrets
  • WpView
    Leituras 2,502
  • WpVote
    Votos 210
  • WpPart
    Capítulos 2
"همه چی نمایشی و صحنه سازی بود چون اونا کلی دروغ گفتن, واقعیتو دستکاری کردن برای اینکه کسی شک نکنه کلی داستان دیگه وارد ماجراشون کردن کلی آدم قربانی شدن :( بعضیا خودشون بعضیا هم شخصیتشون..." ◆◇◆◇ بارها ثابت کردیم که رفتن زین از وان دایرکشن صحنه سازی بوده اما اتفاقای اخیر باعث شده که بیشتریا به این موضوع شک کنن برای همین تصمیم گرفتم براتون یه جمع بندی کنم بهتون پیشنهاد می کنم حتمااااا بخونید و به دوستاتونم معرفی کنید چون زحمتش کم نبود ‾ ‿ ⁀ xoxoxo
Dark heart de BTSxHanHan
BTSxHanHan
  • WpView
    Leituras 10,223
  • WpVote
    Votos 897
  • WpPart
    Capítulos 27
اون یه فرشته بود...یه فرشته با بالهای سوخته...
Speed (Zayn Malik Fanfiction) de ZZZAAANEGIN
ZZZAAANEGIN
  • WpView
    Leituras 3,855
  • WpVote
    Votos 322
  • WpPart
    Capítulos 73
وقتی کلمه حسادت رو میشنوین،چی به ذهنتون میاد؟؟ شاید بگید حسادت بده؛ولی زمانی خوبه که ازش به عنوان یه انگیزه برای بهتر کردن خودت استفاده کنی. رقابتمون،رقابت نبود.حسادت بود! متاسفانه با حسادت توی درد سر افتادم... از من میشنوید جای حسادت ، خودتونو بهتر کنید! **** اره.... من قدرشونو ندونستم....... چون من به هیچکس اهمیت ندادم.... متاسفم زک.....معذرت میخوام....هیچ وقت قدرتو ندونستم.... هیچ وقت نتونستم مثل یه برادر خوب باهات باشم.... همش تقصیر منه!..... - میخوای بشینی گریه کنی تا اخرش؟..... - نه میخوام انتقام بگیرم.... ●○○○○○●○●●□●●●○○● یه پسر بی اهمیت..... که عاشق سرعت و هیجانه.... به خاطر بی اهمیتیش برادرشو میکشن.... حالا اون دنباله انتقامه..... انتقام از کسی که مایه همه بدبختی هاس..... اخطار! این یک فن فیکشن متفاوته.... سلام،من با یه فن فیک جدید اومدم... اسم این فن فیک سرعته.. و دوباره درباره ی زینه. ;-) داستانم رو بخونید اگه دوستش داشتید لایک و کامنت را فراموش نکنید
Dealing de BTSxHanHan
BTSxHanHan
  • WpView
    Leituras 13,332
  • WpVote
    Votos 1,089
  • WpPart
    Capítulos 21
همه چیز از یه قرارداد شروع شد
Return (Zayn) de BTSxHanHan
BTSxHanHan
  • WpView
    Leituras 22,979
  • WpVote
    Votos 2,157
  • WpPart
    Capítulos 35
اون فقط میخواست از همه چی دور باشه...