arilaziya's Reading List
84 stories
Different (L.s) (completed) by Larryfanfic_HL
Larryfanfic_HL
  • WpView
    Reads 175,593
  • WpVote
    Votes 19,844
  • WpPart
    Parts 99
+اين داستان عشق نيست +داستان اعتياده
My Little Psychotic by REVEN-13
REVEN-13
  • WpView
    Reads 148,158
  • WpVote
    Votes 15,062
  • WpPart
    Parts 37
***تو کل زندگیش پوچ بوده،بی معنی بوده،یه عوضی بوده! اگه بخواد حساب کنه با چند تا دختر خوابیده و بدبختشون کرده،حساب از دستش در میره! حالش از رابطه با دخترا بهم میخوره ولی دیگه عادت کرده هرشب با یکی بخوابه! پدرش یه سرمایه دار خیلی بزرگه که میخواد پسر 20 سالشو یه کم عاقل کنه!چجوری؟به عنوان نماینده ی خودش تو یه بیمارستان روانی!! لویی حالش از اون جا بهم میخوره تا اینکه... اتفاقی به یه پسر بر میخوره! یه پسر 18 ساله با یه عالمه آرزو... پسری که لویی اسمشو میذاره《روانیه کوچولو》... صحنه های +18 زیاد داره! اگه نمیتونین من اون قسمتا هشدار میدم ردش کنین،اگه هم دوست دارین... here u GOOOOOOO!!!!!!! ^_____^ . . Instagram : @theropeholdtheanchor
 Always there| (Persian Translation) *Completed* by blueVaruna
blueVaruna
  • WpView
    Reads 4,862
  • WpVote
    Votes 581
  • WpPart
    Parts 1
لویی تاملینسون از وان دایرکشن تقریبا به طور کامل از زمان تولد نابینا بوده، استثنائا اون میتونه هاله ای از اجسام و سایه ها رو ببینه و این فقط برای اینکه بتونه صاف بایسته و نیفته کافیه، اون قراره یه مصاحبه راجب نابینا بودن توی معروف ترین بوی بندجهان انجام بده ولی به جای اون یه بار دیگه تموم جواباش به هری استایلز برمیگرده "همیشه اونجاست" Persian Translation (Larry Stylinson AU) "OneShot" "just 1 part" Orginal Fiction : On Tumbler (Fati , Stylinson_ff , 2015)
Soulmates or Soul enemies? || Ziam  by fake_liam_zayn
fake_liam_zayn
  • WpView
    Reads 142,795
  • WpVote
    Votes 15,066
  • WpPart
    Parts 35
[COMPLETED] [ ابديت يا بى نهايت ... ؟ ] ∞ داستان دو پسر جوان كه رابطه خوبى با هم ندارن اما به كمكـ هم براى نجات مهم ترين آدماى زندگيشون تلاش ميكنن ، و احتمالا اونجاست كه همه چيز عوض ميشه ........
Unknown number(persian translation)*Completed* by Bts_fics_Ir
Bts_fics_Ir
  • WpView
    Reads 103,576
  • WpVote
    Votes 14,980
  • WpPart
    Parts 36
شماره ی ناشناس: دوستت دارم. هری:باشه. شماره ی ناشناس:عزیزم فکر کردم تو هم دوستم داری. هری:باشه منم دوست دارم عجیب غریب. شماره ی ناشناس:وات د فاز نایل این بازی رو بس کن هری:تو کی هستی؟ شماره ی ناشناس: وایسا ببینم..تو کی هستی؟ هری:من هریم و تو؟ شماره ی ناشناس:اوه ببخشید رفیق شماره ی اشتباهی بود. ---- وقتی لویی موقع اس ام اس دادن به دوست پسرش اشتباهی به جای هشت صفر میزاره همه چی تغییر میکنه.گاهی وقتا اشتباهایی که می کنی به نفعتن 12 Aug 2016 Highest rank: #5 in fanfiction
married to a larry shiper/persian translation by larry_shiiper
larry_shiiper
  • WpView
    Reads 38,925
  • WpVote
    Votes 7,895
  • WpPart
    Parts 73
"من دوستت دارم همسر قشنگم"(wife) "شات آپ هری، تو گیی و همینه که هست." ~یا~ هری ازدواج کرده و زنش قسم میخوره اون عاشق لوییه. ~translate by ãvin~
Prince [Persian Translation] by harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Reads 142,110
  • WpVote
    Votes 23,360
  • WpPart
    Parts 43
[Completed] «اونی که استخون گونه داره میدونه ک پرنس عاشقشه؟» جایی ک هم لویی و هم هری پرنسایی هستن که سرنوشتشون اینه که با هم ازدواج کنن