???
20 قصة
𝐃𝐄𝐋𝐈𝐁𝐀𝐋 بقلم Dr_Runin
Dr_Runin
  • WpView
    مقروء 195,666
  • WpVote
    صوت 27,796
  • WpPart
    فصول 66
لب‌های خیس مرد بوسه‌ی آرومی روی گردنش نشوند و باعث شد تمامِ سیستم‌ عصبی بدنش مختل بشه. چنگی به دست‌های چفت شده دور کمرش زد و سعی کرد خودش رو آزاد کنه که با‌ صدای آلفا از حرکت ایستاد. _تقلا نکن جونور، تا وقتی من نخوام نمی‌تونی از دستم خلاص بشی. . . . خلاصه: آدمی را دلیبال صدا میزنند که نه توان تحمل دوریش را دارند و نه توان نزدیکی بیش از حد به او را. ستاره‌ی مشهور و به نام قرن بیست و یکم، کیم ساموئل، امگایی با چشمهای آبی و موهای طلایی رنگ، اونقدر زیبا و پرستیدنی بود که می‌تونست هر انسانی رو فارغ از جنسیت ثانویه مجذوب خودش کنه! اما ماجرا زمانی شروع به ترسناک شدن کرد، که توسط معشوقِ سابقش تهدید به مرگ شد. سزار، آلفایی زخم خورده که برای گرفتن انتقام خانواده‌اش برگشته، چی میشه اگر تهیونگ برای نجات شهرت و اعتبارش دست به دامن این مرد بشه؟! تقابل بازیگر مشهور هالیوود و مافیای شهر هیوستون، هیچ‌وقت قرار نبود آخر و عاقبت خوبی داشته باشه.
Need · [ Ziam ] · بقلم ziampalik_ir
ziampalik_ir
  • WpView
    مقروء 4,695
  • WpVote
    صوت 570
  • WpPart
    فصول 5
تو دقیقا انقدر مهمی تو زندگیم که کشیدن ماشه اسحله روی به روی پیشونیم مهمه !
Behind the mask(ziam AU)  بقلم setidarcy
setidarcy
  • WpView
    مقروء 78,055
  • WpVote
    صوت 13,763
  • WpPart
    فصول 35
وقتی که اون ماسکش رو برداشت اتفاقات زیادی افتاد. اما تنها چیزی که لیام میتونست ببینه چشمای عسلی اون بود و از همون موقع همه چیز عوض می‌شد. لیام مطمئن بود زندگیش قراره عوض بشه.
The Curse •ziam• بقلم ziamisamorous
ziamisamorous
  • WpView
    مقروء 7,994
  • WpVote
    صوت 715
  • WpPart
    فصول 7
"اسمه من زين ماليكه ! عشق زندگيم ليام پينه ! " زين نفس عميقى كشيد و دوباره توى آينه به خودش نگاه كرد . " اسم من زينه ماليكه .... اسم من زينه ... اسم من .... " دست روى صورتش گذاشت و عميق تر به تصويرش نگاه كرد " اسم من ..... من نميدونم ؟!؟ "
light it up and fall in love •|ziam|• COMPLETED بقلم mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    مقروء 397,589
  • WpVote
    صوت 44,462
  • WpPart
    فصول 84
Highest ranking : #1 in fanfiction +بیا نور ها رو روشن کن اینجا خیلی تاریکه -نترس بپر +تاریکه -نترس نورت میشم بپر +بپرم اونجایی تا منو بگیری? -درست همینجام همیشه
Me,You,Him! (Ziam) بقلم p_k_z_m38
p_k_z_m38
  • WpView
    مقروء 336,351
  • WpVote
    صوت 42,093
  • WpPart
    فصول 41
[COMPLETED] *لیام من میترسم... تو عاشق کدومشونی؟ اون پسر پانک عوضی ای که روزا زندگیتو جهنم میکنه؟ یا... اون پسر بچه افسرده ای که شبا به بغلت پناه میاره؟ +اگه بگم جفتشون,فکر میکنی دیوونم...نه؟
Golden |°•Ziam Mayne•°| بقلم ToMmoMayne
ToMmoMayne
  • WpView
    مقروء 47,918
  • WpVote
    صوت 9,104
  • WpPart
    فصول 24
اشتراک بین آدم‌ها میتونه ناچیز باشه...یا عجیب یا بی‌ربط یا مرموز اشتراک اون‌ها ایستگاه اتوبوس و آفتاب سر صبح بود...
Servant Of Love  (Ziam_fanfic) بقلم miss_mayne
miss_mayne
  • WpView
    مقروء 67,758
  • WpVote
    صوت 5,016
  • WpPart
    فصول 53
ز_"خدمت" کلمه جالبیه نه ؟ من خدمت میکنم فقط برای "پول" چیزی که تو این سال ها نتونستم بدستش بیارم برای شاد کردن خواهرم اما به چه قیمتی ؟ ل-"دستور دادن " چیزیه که بهم یاد دادن برام فرقی نداره اون فرد چه کسی باشه انقدری پول دارم که هرچی بخوام بدست بیارم اما به چه قیمتی ؟
Trouble mark •|L.S•|•Z.M|• COMPLETED بقلم mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    مقروء 359,994
  • WpVote
    صوت 59,370
  • WpPart
    فصول 79
Highest ranking : #1 in fanfiction -خدای من... تو بلدی خفه شی? -باور کن نه!
NO LIMIT •|ziam|• COMPLETED بقلم mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    مقروء 705,058
  • WpVote
    صوت 94,521
  • WpPart
    فصول 122
Highest ranking : #1 in fanfiction For more than four continuous months -داری محدودم میکنی! +نه... فقط دارم عاشقت میکنم. -نمیخوامش! +دست تو نیست... دست هیچکس نیست.