«امپراتوریِ هیچ»
-«تو فکر کردی کی هستی بدبخت؟ یه قهرمان؟ قهرمانها یا پا به توپ دارن، یا دست به میکروفون یا چشم به دوربین! قهرمانهایی از جنس تو هیچی نیستن! تو تبدیل میشی به نیم خط توی کتاب تاریخ دبستان!»
-«برام مهم نیست کسی اسمم رو به خاطر نیاره. همین که بدونم یه قطره از یه دریا بودم نه یه مرداب، برام بسه...»
A Harry Styles Fanfiction
«آزادی گناه»
من یک انسان آزادم!
من اجازه دارم تمام قوانین انسانیت رو درهم بشکنم...
از مخالفانم بهرهکشی کنم...
هر کس سر راهم بایسته رو بکشم...
اعتقاداتی که از نظر خودم غلطه رو نابود کنم...
چون من یک انسان آزادم!
A Harry Styles Fanfiction