💛❤️
160 cerita
Phantom|Ziam|..COMPLETED.. oleh PurPlescorPioo
PurPlescorPioo
  • WpView
    Membaca 58,404
  • WpVote
    Vote 12,824
  • WpPart
    Bab 44
°•°یه جایی دور از این خونه،این شهر،این آدم ها،دنیای دیگه‌ای وجود داره.دنیایی که شب،روز رو ملاقات میکنه و خورشید،دلباخته‌ی ماه میشه°•° Cover by: @deborah_me
Hymn for the missing Love 'ZM' oleh ssralp
ssralp
  • WpView
    Membaca 137,022
  • WpVote
    Vote 21,572
  • WpPart
    Bab 53
𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝 "Tried to walk together But the night was growing dark Thought you were beside me But I reached and you were gone" "خواستم با هم قدم بزنیم اما شب تاریک و تاریکتر میشد فکر می کردم کنارمی اما وقتی رسیدم تو رفته بودی"
[ The Fault In Our Stars ➳ Z.M ] oleh oned_fanfic
oned_fanfic
  • WpView
    Membaca 185,904
  • WpVote
    Vote 28,560
  • WpPart
    Bab 53
لیام از طبقه ی پایین داشت صداش میکرد، اما زین نمیتونست نگاهش رو از ستاره های بالای سرش ، توی آسمون تیره جدا کنه .برای ساعتها بهشون خیره شده بود تا شاید بفهمه ستاره راهنماش چرا داره اشتباه میکنه؟ زین خیره شده بود تا بفهمه چرا عاشق برادرش شده! -این داستان محارم نیست- ❌-Warning: you may think it's an Incest love story but it's not. Be at ease. -COMPLETED-
Bruised Fingers oleh NargesMayne
NargesMayne
  • WpView
    Membaca 76,676
  • WpVote
    Vote 11,666
  • WpPart
    Bab 39
عشق بهش بال داد اما اون زیادی نزدیک به خورشید پرواز کرد.
far from love [Z.M]°•°[L.S] oleh sunLAYower
sunLAYower
  • WpView
    Membaca 112,985
  • WpVote
    Vote 17,088
  • WpPart
    Bab 75
- الان موقعیتش رو داری اونو بکش، اون قابل بخشش نیست + من نمیکشم چون کشتن بلد نیستم... ولی زجر دادن؟ این چیزیه که بیشتر از نفس کشیدن یادش گرفتم الانم میخوام صدای فریادتو موقع شکستن استخونات بشنوم... این همون موقعیتیه که از دستش نمیدم ------------- ♡ ژانر : عاشقانه، درام ♡ کاپل : زیام، لری ♡ روزهای آپ : یکشنبه ها
Plein de vie [ziam] oleh -niawyesh
-niawyesh
  • WpView
    Membaca 69,310
  • WpVote
    Vote 12,975
  • WpPart
    Bab 47
[Completed] plein de vie ~ full of life وقتی که دروغ جای باور رو گرفته و ترس مثل پیچک دور پاهات جوونه زده و قدرت برداشتن قدم بعدی رو ازت گرفته، قلبی که به درد خو گرفته تورو به کدوم سمت میکشونه؟
My Princess [ZIAM] oleh moonbyksj
moonbyksj
  • WpView
    Membaca 78,677
  • WpVote
    Vote 9,007
  • WpPart
    Bab 29
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ "تو پرنسس منی،لیام" ‌ ‌ ‌ ‌[persian translation]
Themesses oleh Artazaj2005
Artazaj2005
  • WpView
    Membaca 1,783
  • WpVote
    Vote 464
  • WpPart
    Bab 11
زین انقدر برات از خونه مینویسم تا برگردی.
،،Darken/Ziam,, oleh oned_fanfic
oned_fanfic
  • WpView
    Membaca 77,009
  • WpVote
    Vote 12,726
  • WpPart
    Bab 40
اگر قرار به نماندن است؛ بی خداحافظی برو! بگذار انتظار، همان تکه نخی باشد که بعد از تو مرا وصل می‌کند به زندگی ...
《deep in shadows ♤ در عمق سایه ها》 oleh Farapo21
Farapo21
  • WpView
    Membaca 28,287
  • WpVote
    Vote 5,383
  • WpPart
    Bab 60
[ کامل شده] هشدار : این بوک ممکنه شامل صحنه های دلخراش باشه . اما هپی اندینگه. مواظب روحیتون باشید. __________________________________________ _ من چی؟ _ تو؟ تو تماماً سایه ای ... میخوام ببینم پشت این سایه ها چی پنهون کردی ... __________________________________________ [زیام] تاپ: لیام ژانر: معمایی _ هیجان انگیز _ انگست _ عاشقانه _ هپی اندینگ *اسامی ذکر شده در داستان هیچ ارتباطی با اشخاص در دنیای واقعی ندارند و صرفا ، برای درک و لمس بهتر داستان به عاریه گرفته شدند*