1D
35 kuwento
How to steal: someone's boyfriend [Persian Translation] ni harold_iran
harold_iran
  • WpView
    MGA BUMASA 40,161
  • WpVote
    Mga Boto 7,464
  • WpPart
    Mga Parte 20
[Completed] هری قاعدتا باید یه سال خیلی ملایم و بی دردسر توی کالج میداشت ، ولی یه نفر اونو ازین قاعده دور کرد کسی که حتی اونو به یاد نمیاورد...
Trouble mark •|L.S•|•Z.M|• COMPLETED ni mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    MGA BUMASA 359,994
  • WpVote
    Mga Boto 59,370
  • WpPart
    Mga Parte 79
Highest ranking : #1 in fanfiction -خدای من... تو بلدی خفه شی? -باور کن نه!
Cigarettes After Sex ni mah_sr
mah_sr
  • WpView
    MGA BUMASA 22,438
  • WpVote
    Mga Boto 3,953
  • WpPart
    Mga Parte 27
[COMPLETED] همه سیگارهایی که مرهم حقیقت‌های سمی بودن و سکس‌های خاموشی که خاطرات رو، غده کردن. زیام. ۲۶ ژانویه ۲۰۱۹ تا ۳۰ می.
Being Tutored | L.S Persian translation ni _MySoul
_MySoul
  • WpView
    MGA BUMASA 241,468
  • WpVote
    Mga Boto 22,680
  • WpPart
    Mga Parte 43
هری به معلم نیاز داره وگرنه در غیر اینصورت نمیتونه کلاس سال بعدشو قبول بشه، اما آموزش قرار نیست درمورد یاد دادن درسهای مدرسه بهش باشه یا داستانی که توش لویی به هری یاد میده چطور به فاک بره. #2 in fanfiction all rights reserved to LarryGeneration. this story contain sexual tension
DADDY (Mpreg) - L.S (Persian translate) ni Whoyougonnacall_
Whoyougonnacall_
  • WpView
    MGA BUMASA 102,998
  • WpVote
    Mga Boto 7,884
  • WpPart
    Mga Parte 40
لویی توی یه رستوران کوچیک به اسم جیجی تو دانکستر کار میکنه. هری هم معلم جدید کلاس دومه. ملاقاتشون زندگیه لویی رو زیر و رو میکنه اما اون عاشقه هر قسمت از این تغییره +هری تاپه اسمات هم زیاد داره و اینکه حاملگی مرد و اینا هم داره اگه بدتون میاد نخونید
EXPERIMENT (L.s) ni story_1d_larry
story_1d_larry
  • WpView
    MGA BUMASA 326,332
  • WpVote
    Mga Boto 45,517
  • WpPart
    Mga Parte 75
تنها گذاشتن فقط کاره یک انسان است.....اما من که انسان نیستم.....پس اینو تا آخرین روزی که نفس میکشی با خودت تکرار کن " من هیچ وقت تنهات نمیزارم". Finished✅✅ _________________ #experiment1#
light it up and fall in love •|ziam|• COMPLETED ni mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    MGA BUMASA 397,589
  • WpVote
    Mga Boto 44,462
  • WpPart
    Mga Parte 84
Highest ranking : #1 in fanfiction +بیا نور ها رو روشن کن اینجا خیلی تاریکه -نترس بپر +تاریکه -نترس نورت میشم بپر +بپرم اونجایی تا منو بگیری? -درست همینجام همیشه
His Hazza (mpreg)(persian translation) ni _yamna_
_yamna_
  • WpView
    MGA BUMASA 126,245
  • WpVote
    Mga Boto 18,203
  • WpPart
    Mga Parte 30
[Completed] " تو خیلی ریزه میزه و شکننده ای. من میخوام همونطور باهات رفتار کنم" لویی با یکی از فرهای هری بازی میکنه و لبخند میزنه " پسر پرفکت من. هزای من" " میگن تو مثل یه خدا راه میری. نمیتونن باور کنن من تو رو ضعیف کردم" .... لویی یه پانکه. معروف برای بی ادب و آزاردهنده بودن نسبت به همه. به استثناء هری استایلز.
Raising Harry [L.S ][ Persian Translation ] ni ff_translation
ff_translation
  • WpView
    MGA BUMASA 17,800
  • WpVote
    Mga Boto 2,355
  • WpPart
    Mga Parte 8
"گاهی نیمه ی گمشده ی شما همون شخصیه که کل زندگيتون میشناسیدش" هری از وقتی بچه بود، توسط جی به سرپرستی گرفته شد و لویی برادر بزرگه ی جدیدش شده بود. درباره زندگیشون بخونین همونطور که اونها بزرگتر و عاقلتر میشن. درباره لویی و مادرش که هری رو بزرگ میکنن بخونین. written by @Harrysvelvetybumhole