[completed]
8پسری که خیلی اتفاقی توی دانشکده باهم هم اتاقی میشن و این همراهی باعث رخ دادن یک سری اتفاق های مشکوک میشه.
همه چیز مجهوله و هیچکس نیست که بتونه ابهاماشون رو برطرف کنه، و درنهایت تصمیم میگیرن صبر کنن...
اون پسر ها چی دارن که یک نفر به همه سپرده تا هواشون رو داشته باشن و ازشون محافظت شه؟! اونا چین که یه نفر از بدو تولد حواسش بهشون بوده و هدایتشون کرده تا در نهایت، به خودش برسن...
شاید اونها یک نفر باشند و اون یک نفر، خدا!
پدر دستان خود را به آسمان برد و هفت ستاره از آن برچید و هر یک از آنها را یک به یک بر پیشانی هفت پسر خود نهاد و برای هریک تاجی درخشان ساخت.✨👑
و همین بسنده بود برای اینکه پدر، پسران خود را در نطفه ی آدم به میان آورد...
شاید با نیت انتقامی به عمر هزاران سال...
______________________________________________
ℂ𝕠𝕦𝕡𝕝𝕖:𝕍𝕜𝕠𝕠𝕜^ 𝕜𝕠𝕠𝕜𝕧 (𝕤𝕨𝕚𝕥𝕔𝕙)
ℕ𝕒𝕞𝕛𝕚𝕟- 𝕪𝕠𝕠𝕟𝕞𝕚𝕟
✴️سوپرنچرال، جنایی، فنتسی، برومنس، طنز، اسمات، درام✴️
قبل از شروع آماده شید برای سوپرایز های بزرگ، به بزرگی یه جهان جدید!
‼️𝘼𝙜𝙚 𝙬𝙖𝙧𝙣𝙞𝙣𝙜‼️
( Completed )
«جایگزین»
_ من مجبور بودم ...مجبور بودم اون خودکار لعنتی رو بین انگشتهام بگیرم و اون سند ازدواج رو امضا کنم ...
من مجبور بودم که برای تک تک لحظه هایی که کنارت بودم بترسم ...
حتی همین الان هم مجبورم ...
مجبورم روبروت بشینم و تو چشمهات که عاشقانه به من نگاه میکنه و لبخندت که رو لبهای خطی و ارومت میشینه و دستت که دستمو محکم فشار میده رو ببینم و بدونم هیچکدوم از اینا متعلق به من نیستن ..
من درست شبیه یه گل فراموشم نکن کنار یه جاده وسط زندگی تو دارم به خودم میلرزم ...
میترسم بدون اینکه من رو ببینی از روم رد بشی ...
میترسم فراموشم کنی ...
من از اینکه تو فراموشم کنی میترسم جونگکوک ...
________________________
•. #REPLACE💍⃤ ️
↳Genre↬Romance_ Mystery_smut +18
↳Couple↬ kookv .Yoonmin
نُوا یعنی چی؟...
زندگی اون چند نفر وسط شهر تاریک و بد بو میشه نوا!
وقتی که مجبوری عشقت رو با لبای خونیش ببوسی و مزه اشکش رو از روی پوستش بچشی.
وقتی که تک تک لحظات تفنگ رو با ترس لمس میکنی و نا امنی تموم بدنت رو به لرز انداخته.
نُوا لمس دستای یخ زده همونیه که وسط این جهنم میتونه بهشت رو برات به ارمغان بیاره...
.
.
سیاه...صفت زندگی سه نفره. سه نفری که از وسط خاکستر خونه سوختشون ، بلند شدن.
سه نفری که هر ثانیه از حال رو با یادآوری گذشته تلخ زندگی میکنن و از فکر کردن به آینده واهمه دارن.
سه نفری که در اوج تنهایی مجبورن ادامه بدن.
مجبورن
تموم زورشونو بزنن تا به بقیه ثابت کنن هنوز میتونن حرکت کنن.
هنوز میتونن حرف بزنن
ثابت کنن که هنوز زندن!
این داستان در ادامه ی BARCODE نوشته خواهد شد...
ژانر: نقد اجتماعی - روانشناسی
کاپل: VKOOK / SECRET
+دختر پسری
๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Bᴀʀᴄᴏᴅᴇ 」
• بارکد ~ Complete
• کاپلی° ویکوک - یونمین
• ژانر : عاشقانه | روزمره | نقد اجتماعی | انگست
❥•↿#Sevil 💜
#بارکد
-•ᴛᴇᴀѕᴇʀ~
یک نفر پشت میله های زندان/ پدری که مرده بود.
یک نفر زیر دود و سیگار / خواهری که رفته بود.
مرگ هم به سراغشان نمی آمد~
راهش را کج می کرد...
پشت چشمی می آمد و می رفت.
بارکد تیره ...
پشت گردنشان~
سرنوشت نحسشان را رقم می زد، پر رنگ تر از دیروز.
ایدی تلگرام: @kimsevil