Nana
153 stories
Back To Life (ZAYN) by love1diran
love1diran
  • WpView
    Reads 44,877
  • WpVote
    Votes 7,707
  • WpPart
    Parts 53
+چرا زندگی انقدر مزخرفه؟ -نمیدونم درباره ی چی حرف میزنی، خیلی وقته زندگی نمیکنم! • زمستان فرا میرسد و با سرمای سوزناک خویش راه چاره ای برای پناه گرفتن را زمزمه ی بادها میکند..باید پناهگاهی ساخت •
Death shadow by gemma0_0styles
gemma0_0styles
  • WpView
    Reads 31,837
  • WpVote
    Votes 3,736
  • WpPart
    Parts 60
زیر دست قاتل هزار چهره و ناشناس تقلا برای زنده ماندن میکرد اشک برای نفس کشیدن و منصرف کردن اون از مرگش میریخت... اما قربانی نمیدونست ک اون تنها کسی نیست در بین دستان او تقلا زنده ماندن کرده! اون هم همانند قربانی های دیگر..... صدای شلیک منظم سه گلوله پیچید.... مثلث خونی با شلیک گلوله ها روی بدن قربانی حک شده بود. یک قربانی دیگر ب چندین قربانی دیگر سایه مرگ اضافه شد...اما این کشتار تا کی ادامه خواهد یافت؟ تا کی همه تک ب تک قربانی او خواهند شد؟ آیا میتواند دختر روانی داستان قربانی ها را نجات دهد؟ یا شاید هم خود یکی از هزار اهداف سایه مرگ برای گلوله هایش است؟!
Lost Girl (A Zayn Malik Fanfiction) by lunasfictions
lunasfictions
  • WpView
    Reads 5,151
  • WpVote
    Votes 375
  • WpPart
    Parts 7
فقط ادامه بده و هیچ اهمیتی نده که بقیه چی میگن و چی فکر میکنن هر کاری میکنی فقط بخاطر خودت بکن این که یکبار سقوط کردی به معنی این نیست که قراره دوباره شکست بخوری تو دختر گم شده ای این موقعیه که سکوت, زیادی پر سر و صدا میشه ••••••••••••••••••••• کتاب نوشته خودمه خوشحال میشم اگه حمایتم کنین
Criminal [Z.M] by nil_rz
nil_rz
  • WpView
    Reads 184
  • WpVote
    Votes 17
  • WpPart
    Parts 1
*ZAYN MALIK (AU) STORY* "از اول نباید وارد این بازی میشدی تیانا." "مهم نیست آخرش چی میشه، برد یا باخت فرقی نداره. کنار همیم و فعلا همین مهمه."
Little Things [Z.S] by hazz_stylik
hazz_stylik
  • WpView
    Reads 1,493
  • WpVote
    Votes 199
  • WpPart
    Parts 3
- اوه تو... ازم خوشت نمیاد هنوز؟ عیبی نداره شاید... شاید به اندازه کافی برات گل نیاوردم که... که بخای دوسم داشته باشی... عـ- عیب نداره من... فردا برات... رز سفید میارم، اونا... خوشگلن قـ- قول میدم بعدش... حس بهتری میگیری با لحن دست و پا شکستش گفت درحالیکه لبخند نسبتا تلخی رو لبش بود. دستشو تو موهاش کشید و عقب زدشون: - بـ- ببین من... متاسفم... متاسفم بابت اینکه آدمِ... آدم معمولی ای نیستم که مث قهرمانای داستانای شکسپیر که تو سرکلاسات میخونی بیاد و... عاشقت بشه... کمکت کنه... کاری کنه بخندی یا هـ- هرچی ولی من... با همه ی این نقصام... د- دوست دارم... و... حـ- حتی اگه تو از یه آدم ناقص... خوشت نیاد... سعی کرد لبخند بزنه و زود دستاشو رو چشماش کشید که اشکاش پایین نریزه: - مـ- من اینو بهت... قول میدم... مـ- من شاگرد خوبی عم... * شروع یادداشت: ۱۳۹۸/۱/۲
Best Mistake(Zayn Malik) by zkingfanfic_
zkingfanfic_
  • WpView
    Reads 15,275
  • WpVote
    Votes 1,057
  • WpPart
    Parts 56
شاید با انتخاب تو بزرگترین اشتباه زندگیمو مرتکب بشم ولی برام مهم نیست.من دیگه نمیتونم جلوی قلبم رو بگیرم و فراموشت کنم.تو انتخاب قلب منی!
LOVE OR DEMON by fanfic_1ddd
fanfic_1ddd
  • WpView
    Reads 2,713
  • WpVote
    Votes 316
  • WpPart
    Parts 9
امیلی بعد از ۷ سال پسری رو ملاقات میکنه که همبازی بچگیاش بوده! اما اون پسر تغییر کرده ! نه یه تغییر کوچیک ! تغییری که باعث شده زندگی اون خراب بشه ! fanfiction about zayn malik
Benefit//zayn malik by yasaminbn
yasaminbn
  • WpView
    Reads 2,779
  • WpVote
    Votes 352
  • WpPart
    Parts 6
فكر كردم از اين جهنمى كه توشم خلاص شدم اما حالا دوباره توى يه جهنم ديگه دارم ميسوزم...
✌🏻Fun story 1D✌🏻 by masii_malik
masii_malik
  • WpView
    Reads 1,170
  • WpVote
    Votes 79
  • WpPart
    Parts 5
شخصیت ها: زین نایل هری لویی لیام (در داستان شخصیت هایی اضافه میشن) این یک ف.ف طنز هست از زندگی پسرا از جاهایی ک میرن حرفایی ک بهم میزنن و... اگه می خوای از خنده منفجر شی بیا این جا 😉 پشیمون نمیشین❤️.
زین مالیک داستان by selebfjnsj
selebfjnsj
  • WpView
    Reads 3,129
  • WpVote
    Votes 112
  • WpPart
    Parts 4
زین مالیک