dorisa_'s Reading List
18 stories
Colors PT III: Clancy's Destiny  by warnox
warnox
  • WpView
    Reads 486
  • WpVote
    Votes 62
  • WpPart
    Parts 2
《او یک یادگاری سیاه بود...》 رنگ‌ها قسمت سوم: سرنوشت کِلَنسی اون به من یه دستبند دست ساز مشکی رنگ داد و من هدفون قرمزم که حرف اول اسمم روش هک شده بود به نظر منصفانه میاد؟ نه اون خیلی چیز‌ها به من داد که من درقبالش چیزی بهش برنگردوندم.... لطفا اول قسمت اول و دوم این سری از بوک‌ها رو بخونید!
𝗕𝗔𝗕𝗘 (𝗛.𝗦) by callmedonya
callmedonya
  • WpView
    Reads 59,443
  • WpVote
    Votes 4,505
  • WpPart
    Parts 24
دلتنگي هميشه براي كسي نيست كه كنارت نيست. گاهي وقتا دلتنگي براي كسيه كه كنارت هست، اما حواسش بهت نيست.
Before [persian Translation] by Hazzailer
Hazzailer
  • WpView
    Reads 33,905
  • WpVote
    Votes 1,504
  • WpPart
    Parts 21
ترجمه كتاب Before, كتاب چهارم سرى كتابهاى After گذشته هرى و آينده هسا✨♥️
{PUNISH} H.S by Gypsywritingby
Gypsywritingby
  • WpView
    Reads 79,402
  • WpVote
    Votes 6,366
  • WpPart
    Parts 46
میبوسمت و اسلحه ارو رو سرت نشونه میگیرم من رو میکشی و نوازشم میکنی بهم لبخند میزنیم و از هم متنفریم سکس میکنیم و شمع روشن میکنیم نفرین میکنیم و دعا میخونیم امروز هستی و فردا نه فردا دشمن من هستی و امروز جونت رو برام میذاری امروز من و توییم علیه دنیا فردا من علیه توام مقابل دنیا میبازم و برنده میشی هردوی مارو به دار میکشن... دار مکافات مکافات مکافات!
Fuji {Lesbian} by itislavender
itislavender
  • WpView
    Reads 16,136
  • WpVote
    Votes 1,572
  • WpPart
    Parts 17
[Larry child] تاریکی همیشه جای پلیدی،زشتی و گناه نیست. تاریکی میتونه جای تنهایی باشه.. میتونه جای غم های هزارساله باشه.. جایی که تمام خاطرات نداشته اونجا کهنه میشن و حتی وجود نداشتنشون هم از بین میره.. و برای بیرون اومدن از این تاریکی،باید به درون روشنایی رفت. و این روشنایی چه چیزی..یا چه کسی میتونه باشه؟
Secret sexual  Secret gf  Mystery love by Saba1111
Saba1111
  • WpView
    Reads 6,168
  • WpVote
    Votes 510
  • WpPart
    Parts 18
Highest ranking: #4 in romance اسم من دارسیه ، دارسی ویلیام یه دختر ۲۰ ساله اهل انگلیس که تو رشته روانشناسی تحصیل میکنم همین دیروز تو دانشگاه اگهی مربوط به استخدام تو یه شرکت مشاوره رو دیدم که ظاهرا خیلیم مشکل پسندن سرپرست ومسئول اصلی شما خانم ادوارد هستش "جورجیا ادوارد"
Colors PT II: Black and Blue by warnox
warnox
  • WpView
    Reads 14,029
  • WpVote
    Votes 1,607
  • WpPart
    Parts 31
[Completed] 《او یک خاطره‌ی سیاه بود...》 رنگ‌ها قسمت دوم : سیاه و کبود اون پیرهن مشکیش رو برام گذاشت و پیرهن آبیم رو با خودش برد و حالا من موندم و سیاهی‌ها و کبودی‌هام... Thanks for Perfect cover: @IWONTBETHEONE
Colors by warnox
warnox
  • WpView
    Reads 32,476
  • WpVote
    Votes 3,704
  • WpPart
    Parts 36
[Completed and Edited] 《او یک تمایز آبی بود...》 اون آبی بود ، من مشکی چه بد که ترکیب این دو رنگ چیز جدیدی خلق نمیکنه! Highest Rank #1 سومین نوشته Thanks for Perfect cover : @IWONTBETHEONE
~Same Old~ [ZIAM MAYNE][COMPLETED] by ziam_ir
ziam_ir
  • WpView
    Reads 183,309
  • WpVote
    Votes 20,135
  • WpPart
    Parts 62
ليام پين ! تو هيچ وقت نميدونستي شخصيتي رو كه توي داستانت شكل دادي، روزي قراره باهاش زندگي كني!
Slave Of The Darkness by sarehkz
sarehkz
  • WpView
    Reads 108,364
  • WpVote
    Votes 10,260
  • WpPart
    Parts 57
من بهش یه بوسه روی گونه دادم قبل اینکه به گوشش برگردم. من شاهرگی که بهش نیاز داشتم رو دیدم. با بوسیدن پوست ظریفش آمادش کردم برای کاری که قرار بود انجام بشه. دندون های نیشم از همیشه تیز تر بودن. آماده برای دریدن! من دندون هام رو توی شاهرگش فرو بردم و دو سوراخ روی گردنش به جا گذاشتم.. بقل گوشم نفس نفس میزد.. خون خیلی سریع دهنمو پر کرد..مایعی گرم و لذیذ که از گلوم پایین میرفت.. اون از درد شروع کرد به بی طاقتی کردن.. ولی لبامو به هیچ عنوان از تنش جدا نکردم .. تا به حال چیزی مثل این رو نچشیده بودم.. داشتم مثل یه حیوون غرش میکردم.. غریضه ام داشت دیوونه میشد.ولی اهمیت ندادم..این چیزیه که هستم!