punkvni's Reading List
17 historias
Boss | Complete por 1DFanFic_iran
1DFanFic_iran
  • WpView
    LECTURAS 119,894
  • WpVote
    Votos 8,780
  • WpPart
    Partes 22
[ C O M P L E T E D ] مالوری وایت یک دختر 20 ساله جوان، که تازه کالج رو تموم کرده و زندگی مستقل خودشو شروع کرده. کی میدونست که قراره انقدر سخت باشه؟ اون توی یک آپارتمان کوچک زندگی میکنه و فقط کمی از پولی که از پدر و مادرش گرفته بود براش باقی مونده، از وقتی که کالج رو تموم کرد دنبال کار گشت. وقتی که اون یه کار پیدا کرد، اون رئیس خودخواه و احمقش رو ملاقات کرد ولی شما میتونید هری استایلز صداش کنید . هری استایلز صاحب استایلز & امپایر، مردی با یک مقام ، زن باز. هری استایلز نمی تونه جلوی حس وابسته شدن به منشی جدیدش رو بگیره . اون حتی منشیش رو به یه گوشه اتاق میبره ولی آیا مالوری اینو میخواد؟؟ [Persian Translation] (Harry Styles AU)
Death shadow por gemma0_0styles
gemma0_0styles
  • WpView
    LECTURAS 31,873
  • WpVote
    Votos 3,736
  • WpPart
    Partes 60
زیر دست قاتل هزار چهره و ناشناس تقلا برای زنده ماندن میکرد اشک برای نفس کشیدن و منصرف کردن اون از مرگش میریخت... اما قربانی نمیدونست ک اون تنها کسی نیست در بین دستان او تقلا زنده ماندن کرده! اون هم همانند قربانی های دیگر..... صدای شلیک منظم سه گلوله پیچید.... مثلث خونی با شلیک گلوله ها روی بدن قربانی حک شده بود. یک قربانی دیگر ب چندین قربانی دیگر سایه مرگ اضافه شد...اما این کشتار تا کی ادامه خواهد یافت؟ تا کی همه تک ب تک قربانی او خواهند شد؟ آیا میتواند دختر روانی داستان قربانی ها را نجات دهد؟ یا شاید هم خود یکی از هزار اهداف سایه مرگ برای گلوله هایش است؟!
Sex, Secrets and Love por Its_JustGeorgia
Its_JustGeorgia
  • WpView
    LECTURAS 2,248,718
  • WpVote
    Votos 25,841
  • WpPart
    Partes 25
Rose is an ordinary, teenage girl. She is 18 years old and lives in her own in an apartment in London. She works as a part time assistant to a man with bright blue eyes and an even brighter mind. One day he offered her a new job. A job that must be kept a secret and she thought would never have existed.
Twinge (Styles brothers Fanfic) por onedirection_iran_
onedirection_iran_
  • WpView
    LECTURAS 71,545
  • WpVote
    Votos 7,252
  • WpPart
    Partes 86
+تو كارى كردى كه اون ازت متنفر بشه! -چى...؟ +تو داشتى بهش تجاوز ميكردى!كسى كه داداشت عاشقشه!ادوارد دارى چيكار ميكنى؟اين تو نيستى! -من...خداى من،من داشتم چيكار ميكردم؟ +توى لعنتى به خاطر يه شرط تمام زندگيتو به فاك دادى! *به عقب تلو تلو ميخوره و سوار ماشين ميشه* +كدوم گورى دارى ميرى؟ +ادوارددد! سياهى مطلق...به ياد نياوردن هيچى. عذاب وجدان. *** -من كْيَم...؟
Slave Of The Darkness por sarehkz
sarehkz
  • WpView
    LECTURAS 108,450
  • WpVote
    Votos 10,260
  • WpPart
    Partes 57
من بهش یه بوسه روی گونه دادم قبل اینکه به گوشش برگردم. من شاهرگی که بهش نیاز داشتم رو دیدم. با بوسیدن پوست ظریفش آمادش کردم برای کاری که قرار بود انجام بشه. دندون های نیشم از همیشه تیز تر بودن. آماده برای دریدن! من دندون هام رو توی شاهرگش فرو بردم و دو سوراخ روی گردنش به جا گذاشتم.. بقل گوشم نفس نفس میزد.. خون خیلی سریع دهنمو پر کرد..مایعی گرم و لذیذ که از گلوم پایین میرفت.. اون از درد شروع کرد به بی طاقتی کردن.. ولی لبامو به هیچ عنوان از تنش جدا نکردم .. تا به حال چیزی مثل این رو نچشیده بودم.. داشتم مثل یه حیوون غرش میکردم.. غریضه ام داشت دیوونه میشد.ولی اهمیت ندادم..این چیزیه که هستم!
Sky girl(the100|H.S) por Larry_iran
Larry_iran
  • WpView
    LECTURAS 59,312
  • WpVote
    Votos 4,822
  • WpPart
    Partes 37
انسان؟خيلي وقته چيزي ازشون نشنيدم! اينجا فقط بايد هيولا باشي! ________ اين داستان شامل صحنه هاي خشن و مثبت هجده ميباشد! اگر مشكل داريد خواهش ميكنم وارد نشويد!❤️ #9 in fanfiction
afraid( Persian Translation) por curlyat1380
curlyat1380
  • WpView
    LECTURAS 20,922
  • WpVote
    Votos 2,460
  • WpPart
    Partes 21
" بهت اطمینان میکنم " اما وقتی که کلمات از دهنم خارج شدن پشیمون شدم. داستان توسط خودمون ترجمه شده و کپی ممنوعه بخونیدش خیلی داستانه عالیه ;) [رتبه 21 در فنفیک های واتپد]
WHY DoEs He acting like THIS?  [COMPLETED] por Mynameisazin
Mynameisazin
  • WpView
    LECTURAS 3,999
  • WpVote
    Votos 510
  • WpPart
    Partes 2
" خیلی خب الکس ما ميريم خونه و تو اون لباساي لعنتی رو توی نیم ساعت می پوشی چون ساعت هفت باید خونه لو باشیم " " اون اسم فاکي. اگنس ه " " برام مهم نیست الکس " " باشه نیلی " " منو به اون اسم صدا نزن " " برام مهم نيست ... همون طور که تو منو الکس صدا میزنی منم دوست دارم نیلی صدات کنم ( یعنی ناخنی ) " " برام مهم نیست من هر جوری بخوام صدات میزنم " " چرا اینجوري باهام رفتار میکنی " #niall_horan #onedirection. #niall #horan #comedy
Hotline Launder(Persian Translation) por DepthOfBookshelf
DepthOfBookshelf
  • WpView
    LECTURAS 30,531
  • WpVote
    Votos 7,724
  • WpPart
    Partes 41
"خشکشویی کوییک کلین! وقتی چیزی کثیف باشه ما تمیزش میکنیم، ملیسا صحبت میکنه." "اه..." "سلام؟.." "من از یه دختر کیوت شماره تلفنش رو خواستم و این چیزیه که اون به من داده." #1 in short story Book 1 From Texts And Calls Series Original Story By: @taledust
Patient N• 119 (persian translation) por mahiijoonz
mahiijoonz
  • WpView
    LECTURAS 52,107
  • WpVote
    Votos 2,249
  • WpPart
    Partes 26
"دكتر استايلز توي اتاق معاينه منتظرتون هستن" Warning ⚠️ Sexual Content * پارت ١٣ به بعد اينجا آپ ميشه * پارت هاي قبلي رو در اينجا بخونيد : http://my.w.tt/UiNb/oN48j5XRBD * يا به اين آيدي بريد : @kimnem