مطمئن بود هیتلر، موسلینی، استالین و ناپلئون احمق نبودن!
اونا جنگ به پا کردن
_به خاطر گذشتشون
_به خاطر خاطراتشون
_به خاطر کسی که وِل کرده و رفته
اونا امید داشتن اگه "اون" رو پیدا کنن قطعا میتونن دنیا رو فتح کنن!
خيلى اوقات به دليل فاصله ها گند ميخوره به همه چى...
همه چى يه شلم شورباى عجيب غريب ميشه...
و تو نميتونى درستش كنى...
به طرز مسخره اى درهم برهم...
ولى يهو يه نورى روى قضيه تابيده ميشه...
و ميتونى يه شروع دوباره داشته باشى...
چون هيچوقت دير نيست تا خودتو عوض كنى.
ولى همين شروع دوباره هم ميتونه مصيبتى باشه...
اما عشق عآبيه...
و هميشه راه حلى پيدا ميكنه تا عآبى بمونه...
-ت...تيلر تو چى كار كردى؟
صداش ميلرزيد
+هرشب اين كارو ميكنم
اشك تو چشماش جمع شد:خ...خوا...خواهش مى...كنم...ن...نكن
-با خواهش كردن نميشه...هرى تو اگه جاى من بودى تاحالا خودتو حتى از يه صخره پرت كرده بودى پائين...هرشب با گريه ميخوابم...هرشب با يه دستمال رو دستم ميخوابم...زندگى يه بازيه...شامل بخشاى مختلف...كه من توى همه ى بخشاش باختم...توى مدرسه باختم...به عنوان يه دختر خوب براى مادرم باختم...به عنوان يه خواهر خوب براى كارلى باختم...به عنوان يه دوست باختم و...
اشكام سرازير شدن و نزاشتن جملمو كامل كنم...و بهتر كه نزاشتن...به هيچ وجه نميخواستم الان اعتراف كنم كه توى عشق هم باختم...
+ت...تيلر...ت...تو شايد هميشه ببازى ولى...تو قلب من...هميشه يه برنده اى
-هرى من كه كارى براى تو نكردم كه بخوام برنده باشم
+تو خيلى به من كمك كردى...مثلا وقتى دوست پسر لعنتى مامانم ميومد و باهاش دعوا ميكردم تو يواشكى از پنجره ميومدى ببينى من خوبم يا نه...توى درسا كمكم كردى...علاوه براين ظاهرت عين فرشته هاست...هرچند با قرمز كردن پائين موهات يكم شبيه شيطان شدى...
و دستشو كرد تو موهام و ادامه داد:ولى تو براى من هميشه يه فرشته ميمونى حتى اگه يه قاتل سريالى بشى
-اشتباه ميكنى.من هميشه خود شيطان بودم،ولى با ظاهر فرشته مانند.
+فرقشون چيه؟بالاخره تو بايد از اين گرداب بي