Best
6 stories
Dilemma [h.s] de mobinaaw
mobinaaw
  • WpView
    Leituras 59,935
  • WpVote
    Votos 7,266
  • WpPart
    Capítulos 48
از خودت بیرون بیا. برگرد. بهش نگاه کن. ترسناکه، نیست؟
کریستینا de iicequeenn
iicequeenn
  • WpView
    Leituras 206,698
  • WpVote
    Votos 17,438
  • WpPart
    Capítulos 105
کریستینا(جلد دوم رمان: queen of my heart) چشم وا کردم و دیدم که خدایم "تو شدی" دفتر پر غزل خاطره هایم "تو شدی" درسرم نیست بجز حال و هوای تو و عشق شادم از اینکه همه حال و هوایم"تو شدی" گاهی عشق خیلی ساده در میزنه..خیلی ساده... فقط کافیه درو باز کنی.
Queen of my heart👑 de iicequeenn
iicequeenn
  • WpView
    Leituras 516,390
  • WpVote
    Votos 36,720
  • WpPart
    Capítulos 103
گاهی برای ملکه بودن باید لشکر کشی کرد،باید جنگید،باید فتح کرد... و گاهی برای ملکه شدن کافیست؛قلب یک مرد را از آن خود کنی..آنوقت تو ملکه خواهی بود ملکه قلب او. گاهی تصاحب قلب یک مرد انقدر سخت است که حکم جنگ دارد وباید مرزها را برای فتحش در نوردید. دوشیزه مری اینبار باید بجنگه..بجنگه تا فتح کنه..شاید قلب یک مرد رو وشاید یک کشور رو و یا شاید هر دو.