«احمقها»
من معمار نیستم ولی میدونم پیش از این که قصر بسازی باید آلونکت رو خراب کنی. نمیتونی روی همون زمینی که آلونک داری قصر رو هم بخوای.
قبل از این که برجت دهها متر بالا بره... اول باید چند ده متری رو پِی بکنی و پایین بری.
من معمار نیستم ولی زیاد تو حرفهی این و اون سرک میکشم : )
A Zayn Malik Fanfiction
[+18]
من همیشه تنها بودم
یه دختر یتیم که یه غریبه بزرگش کرد
یه غریبه که زود رفت
و بعد من موندم و خرابه ها ، من موندم و تاریکی ، من موندم و درد...
میخواستم زنده بمونم پس باید یه کاری میکردم
من تبدیل به کسی شدم که ازش متنفر بودم
شدم اون سایه ای که بدون نور زنده میمونه..
من احساساتمو گم کردم ولی این زیاد طول نکشید
من مردم!
ولی این پایان من نبود...
One_way Road (season 2)
من بهش یه بوسه روی گونه دادم قبل اینکه به گوشش برگردم.
من شاهرگی که بهش نیاز داشتم رو دیدم. با بوسیدن پوست ظریفش آمادش کردم برای کاری که قرار بود انجام بشه.
دندون های نیشم از همیشه تیز تر بودن. آماده برای دریدن!
من دندون هام رو توی شاهرگش فرو بردم و دو سوراخ روی گردنش به جا گذاشتم..
بقل گوشم نفس نفس میزد..
خون خیلی سریع دهنمو پر کرد..مایعی گرم و لذیذ که از گلوم پایین میرفت..
اون از درد شروع کرد به بی طاقتی کردن..
ولی لبامو به هیچ عنوان از تنش جدا نکردم .. تا به حال چیزی مثل این رو نچشیده بودم..
داشتم مثل یه حیوون غرش میکردم..
غریضه ام داشت دیوونه میشد.ولی اهمیت ندادم..این چیزیه که هستم!
«آزادی گناه»
من یک انسان آزادم!
من اجازه دارم تمام قوانین انسانیت رو درهم بشکنم...
از مخالفانم بهرهکشی کنم...
هر کس سر راهم بایسته رو بکشم...
اعتقاداتی که از نظر خودم غلطه رو نابود کنم...
چون من یک انسان آزادم!
A Harry Styles Fanfiction
زندگی بوسیله تضادهاست که مفهوم پیدا میکند.
تاریکی و روشنی...عشق و نفرت...سیاهی و سفیدي...شب و روز...شیطان وفرشته!!
و چه به آشوب کشیده میشود زمانی که دو جهان با یکدیگر آمیخته شوند وتضادها در مقابل یکدیگر قرار بگیرند.
من فراتر از قوانین قدم گذاشتم و طعم میوه ممنوعه را چشیدم.
و چنان با شراب عشقش مست شدم که از یاد بردم زیر پا گذاشتنممنوعه ها چه عذابی را دامن گیرم خواهد کرد.
زمانیکه خودت را در دستان موجودي ز تاریکی بسپاري مسلما آخر این مسیر هم چیزي جز تاریکی نخواهد بود.
ولی من نترسیدم..حاظرم هر چقدر که به طول می انجامد در سیاهی دست وپا زنم چرا که این قیمت بوسیدن دوباره
لب هاي آتشینشاست.
.