راستش را بخواهی عشق، من هنوز هم امیدوارم
حتی شاید امیدوارتر از امید هستم که هنوز هم لبخند میزنم
که هنوز در آغوش میگیرم
که هنوز وقتی یادت میافتم ناخودآگاه دستم میرود سمت شمارهات
مینویسم «دلم برایت تنگ شده» گرچه شاید هیچوقت جوابی نرسد
شاید امیدوار هستم که هنوز لباسهایم نقش گلهای داوودی دارند
که هنوز نزدیک بهار مغازهها را در پی نرگسها میگردم تا خانه عطر تو را دهد
که هنوز هم پای تو در میان باشد خود را پاک از یاد میبرم
شاید امیدوار هستم که هنوز هم عاشقم. که هنوز به عشق ایمان دارم. که هنوز به یادت میافتم.
با صدای زنگ گوشیش نگاهش رو از روی پرونده ها برداشت و به گوشیش داد ، اسمی که روی گوشی بود رو اروم زیرلب خوند
"Mine "
اخم های توهم رفتهاش باز شد و لبخندی روی گونه هاش نشست ، انگشتش رو روی ایتم سبز رنگ گذاشت و کشید .
"جانم لو "
[Completed]
هرکسی توی زندگیش یه بار زخم خورده و ترجیح داده اونو یه راز نگه داره ولی وقتی بدن برهنه میشه جای زخم معلوم میشه و یادمون میندازه که رازمون راحت تر از چیزی که ما فکر میکنیم میتونه بر ملا بشه...
Cover by beautiful soul @IWontBeTheOne
فن پِلات پلیسی ، جنایی ، کارآگاهی (فکر کنم اولین در این ژانر ها باشه ?)
Harry styles
Louis Tomlinson
Zayn Malik
Paris Jackson
Cobie Smulders
Lauren Jauregui
Camila Cabello
Dominic Sherwood
Cara Delevingne
...
این داستان شامل صحنههای قتل و جنایی نامناسب میباشد
هفتمین نوشته
◇ COMPLETED
تو هیچوقت به التماسهام گوش نمیدادی، وقتی میگفتم :
عاشقم نشو لویی، لطفا.
◇
خلاصه کتاب :
هری و لویی در یک بازهی زمانی گم شده همدیگه رو میبینن و تلاش میکنن روزهای گذشته رو به یاد بیارن، هر روز میگذره و اونا پازل بهم ریختهی خاطراتو باهم بازسازی میکنن، و زمانی که به اخرین تاریخ فراموش شده میرسند، تیکه پازلی به اسم عشق پیدا میکنن، عشقی که بارش رو چندین سال به دوش کشیدن، اما دیگه هیچ ثانیهای برای لبخند زدن، بوسیدن و به اغوش کشیدن باقی نمونده، لویی میتونه وقتی چشمهاشو باز کرد زمان درست رو پیدا کنه؟
◇
هشدار
محتوای غم انگیز، اشاره به تجاوز، خشونت، اختلال روانی.
اسمات نداره.
◇
Start : 10 March 2021
Finished : 29 July 2021