{completed}
-من از همه چیز میترسم، از مردم، از رنگ ها، از دردها، حتی از خودم و هرچیزی که توی گذشته لعنتیم بود!
اما چرا از تُ نمیترسم؟!
از عشق تُ، از رابطه با تُ، من هر ذره از وجود لعنتیو میخوام؛
پس بیا و منو با روحت ارضا کن!
Baby, let me love you
Goodbye.
با احترام به " لیام جیمز پین " که همیشه یاد خودش و لبخندش تو قلبمون زنده میمونه.
'نیمه ی تاریک یک فرشته'
این یک داستان شیرین نیست.
من راوی یک حکایت عاشقانه نیستم.
این مرگ است.
این تباهیست...
- فن فیکشن زیام مین
- آغاز پاییز ۹۷
- پایان زمستان ۹۷
نویسنده : ____Marry@
تا حالا شده روی خونه ای که می خرید، اشانتیون بگیرید؟! این اتفاق برای من زمانی رخ داد که بعد از خریدن خونه ام فهمیدم با مزخرف ترین روح دنیا توی این چاردیواری گیر افتادم و این داستان ماجرای ما دو نفر با عنوان "همخونه" توی این خراب شده است!
Highest ranking : #1 in Ziammayne
⚠️WARNING⚠️
🔞SEXUAL CONTACT🔞
_تو باید اونو نابود کنی!
+ب...باشه...ولی شما چی؟!
*هی نگران ما نباش رفیق!
+ولی شما دو تا میخواین چه غلطی بکنین؟!!!
_میخوایم همه چیو درست کنیم....
وقتی که اون ماسکش رو برداشت اتفاقات زیادی افتاد.
اما تنها چیزی که لیام میتونست ببینه چشمای عسلی اون بود و از همون موقع همه چیز عوض میشد. لیام مطمئن بود زندگیش قراره عوض بشه.
[translation]
"خیلی دوست دارم عزیزم"
"میدونم و منم دوست دارم.وتورو به حضرت عباس ، برو بخاب ."
■■■■■
فنفیکی از چت های زیام و یکمم بقیهی کاپل ها
4 in Fanfictions