من بهش یه بوسه روی گونه دادم قبل اینکه به گوشش برگردم.
من شاهرگی که بهش نیاز داشتم رو دیدم. با بوسیدن پوست ظریفش آمادش کردم برای کاری که قرار بود انجام بشه.
دندون های نیشم از همیشه تیز تر بودن. آماده برای دریدن!
من دندون هام رو توی شاهرگش فرو بردم و دو سوراخ روی گردنش به جا گذاشتم..
بقل گوشم نفس نفس میزد..
خون خیلی سریع دهنمو پر کرد..مایعی گرم و لذیذ که از گلوم پایین میرفت..
اون از درد شروع کرد به بی طاقتی کردن..
ولی لبامو به هیچ عنوان از تنش جدا نکردم .. تا به حال چیزی مثل این رو نچشیده بودم..
داشتم مثل یه حیوون غرش میکردم..
غریضه ام داشت دیوونه میشد.ولی اهمیت ندادم..این چیزیه که هستم!
اين داستان درمورد دختريه كه تو كشور خودش نميتونه تواناييش رو به نمايش بذاره پس استعدادش تو يه كشور ديگه شناخته ميشه و تو سن تقريبا كم وارد دنياي هاليوود ميشه...
اون مثل يه نوجوون معمولي نبود...
ميدونست زندگيش قراره عوض بشه...
ميترسيد...
ميترسيد دلش واسه خانواده ش تنگ بشه...
ميترسيد خيلي چيزا ازش گرفته بشه...
ولي اگه ميموند ممكن بود دردسر ساز بشه...
چه چيزايي در انتظارشه؟ زندگيش چي ميشه؟ از پس كاراش بر مياد؟ چه چيزايي رو سرنوشت قراره ازش بگيره؟
---------------------------------
يه توضيحاتي هست كه بايد قبل از اينكه شروع كنم بهتون بدم.
قسمتاي اول يه مقدار كه نه! خيلي گنگه
علاوه بر گنگ زيادي، خيلي هم خيالي هست ولي خب به خاطر همين بهش ميگن فيكشن ديگه!
افرادي بودن كه از طريق يوتيوب معروف شدن! ركسانا هم يكي از اوناست ولي خب...ايرانيه!
و دوما اينكه خب بعضي از آهنگا براي خواننده هاي ديگه ست ولي خب اينجا ركسانا اونا رو ميخونه و اين رو هم بگم كه خواننده هاي زيادي طرفدار ركسانا ميشن...