narges_ma1989's Reading List
114 stories
ناظر و منظور by farnooshfjr
farnooshfjr
  • WpView
    Reads 14,301
  • WpVote
    Votes 2,797
  • WpPart
    Parts 17
نثرِ داستان منظومِ ناظر و منظور اثر وحشی بافقی ناظر و منظور درباره عشق بین پسر شاه منظور و پسر وزیر ناظره. Best rank: #5 in romance
SIN(LarryStylinsonAU) by S_Larry_S
S_Larry_S
  • WpView
    Reads 252,087
  • WpVote
    Votes 29,139
  • WpPart
    Parts 40
Original Larry Stylinson (persian AU) for Iranian Larry shippers
⋆Rings⋆[L.S_Z.M] by f5t_TOMLINSON
f5t_TOMLINSON
  • WpView
    Reads 16,126
  • WpVote
    Votes 2,892
  • WpPart
    Parts 24
نه خواب است و نه مرگ است؛ او که انگار مرده ی زنده است خانه ای که در آن زاده شدی، دوستان عهد شبابت، پیرمرد و خدمتکار خانه، مشقات روز و پاداش آن، همه و همه ناپدید می‌گردند و افسانه میشود و دیگر در مهارت نمی‌آید. _رالف والدو اِمِرسون
To the ends of the earth~L.S [Completed] by blueheartedme_
blueheartedme_
  • WpView
    Reads 62,699
  • WpVote
    Votes 7,974
  • WpPart
    Parts 21
"تا آخرِ دنیا دنبالم میکنی؟ اونجا جهانی وجود داره که فقط برای چشم های ما ساخته شده..." Persian translation
Immortal (L.S) by mah_sr
mah_sr
  • WpView
    Reads 25,610
  • WpVote
    Votes 4,521
  • WpPart
    Parts 27
[COMPELTED] چه دور بود پیش از این زمین ما به این کبود غرفه های آسمان کنون به گوش من دوباره می‌رسد صدای تو صدای بال برفی فرشتگان نگاه کن که من کجا رسیده‌ام به کهکشان، به بیکران، به "جاودان" داستانی درباره 'لری استایلینسون'
Mad World (Persian translation) | L.S/Peter Pan crossover by larry_stylinson_ff
larry_stylinson_ff
  • WpView
    Reads 17,008
  • WpVote
    Votes 2,331
  • WpPart
    Parts 25
هری استایلز در تمام زندگیش با این آرزو بزرگ شد که آیندش شبیه به یه افسانه بشه. وقتی اون کوچیکتر بود با دوستاش ساعت‌ها داستان تعریف می‌کردن. توی تولد هفده سالگیش هری با خودش فکر کرد که آیا زندگیش مثل یه افسانه هیجان‌انگیز خواهد بود یا نه. تو اون شبِ معمولی، هری با پسری ملاقات می کنه که زندگیش رو برای همیشه تغییر میده. هری و دوستاش به جایی برده میشن که اسمش نِوِرلَنده، جایی که هری باید تصمیم بگیره آرزوی افسانه بودنش ارزشش رو داره، یا واقعا وقتشه که بزرگ شه. و اون باید تصمیمش رو بگیره قبل از اینکه خیلی دیر بشه. - برای لری‌شیپرای دوستدار پیترپن! -
Waiting Room [Persian Translation. Completed] by niallgirlydream
niallgirlydream
  • WpView
    Reads 23,018
  • WpVote
    Votes 4,231
  • WpPart
    Parts 24
داستانی که در اون لویی و هری همدیگر رو تو اتاق انتظار یه بیمارستان ملاقات میکنن :) Completed Shortstory All right reserve to @mysecretjournal
He Was Blue by Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    Reads 280,362
  • WpVote
    Votes 25,322
  • WpPart
    Parts 49
.. -میدونی اولین باری که دیدمت چی توجهمو جلب کرد؟ سرمو تکون دادم.. برگشت و به پشتش خوابید.. بعد اینکه با ورنون از پیشم رفتین اولین چیزی که تو ذهنم جرقه زد این بود.. -OH he was blue.. لبخند زدم و چرخیدم سمتش.. -چشمات همون رنگ آبیه مورد علاقم بودن و تو همون لحظه که بهشون فکر کردم یه چیزی رو حس کردم که دوستش داشتم و بعد همینطور ادامه پیدا کرد..تااینکه اون شب از نزدیک چشماتو دیدم.. -کدوم شب ؟؟ سرشو برگردوند سمتو خندید.. -همون شبی که بوسیدمت..
Blowing Mind (Persian Translation) by larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    Reads 40,984
  • WpVote
    Votes 4,826
  • WpPart
    Parts 14
❌Original Name: Hoping This Cold Blue Water Scrubs Me Clean And Spits Me Out Again❌ "بمون" هری با ناامیدی زمزمه کرد و لب هاش رو به شقیقه ی لویی چسبوند، طوری که انگار میتونه دردی که اونجا رشد میکرد رو تسکین بده. ولی اون نمیتونه درد رو متوقف کنه، و مهم نیست که چه قدر تلاش کنه... اون نمیتونه کاری کنه که لویی بمونه.
Torturer Of Love~L.S [Completed] by gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    Reads 27,117
  • WpVote
    Votes 4,583
  • WpPart
    Parts 26
و تو میدونی؛ من، عاشقِ این دردم... "شکنجه گرِ عشق" 17نوامبر2018