ff_translation's Reading List
Истории 9
A Little Bit Of Incest [BoyxBoy] (Persian Translation) на _yamna_
_yamna_
  • WpView
    Прочтений 2,942
  • WpVote
    Голосов 407
  • WpPart
    Частей 7
[ON HOLD] کمرون همیشه بیشتر از چیزی که بتونین تصور کنین عاشق برادرش بوده، ولی نه مدل برادری. چیزی که اون نمیدونه، اینه که برادرش، اندی، هم همین حس رو داره. هردوتا پسر چیزای خیلی زیادی رو پشت سر گذاشتن، و قراره خیلی بیشتر پیش رو داشته باشن. اگه فقط زندگی آسونتر بود... the author: @selenoxphile
Master, my Master [boy×boy] °•Persian Translation•° на _yamna_
_yamna_
  • WpView
    Прочтений 2,605
  • WpVote
    Голосов 367
  • WpPart
    Частей 6
[ON HOLD] Book One: The Master Collection [Persian Translation] با نیاز شدیدی به راهی برای حمایت خانواده‌ش، اِلای شانسشو برای کار به عنوان خدمتکار یه نجیب‌زاده امتحان میکنه. یه پسر هفده ساله‌ی لوس، که تحمل رفتارش حتی برای خانواده‌ش سخته. وقتی اِلای انتخاب میشه، خیلی زود متوجه میشه که این میتونه بدترین تصمیمی باشه که توی عمرش گرفته. ولی اون تا جایی که میتونه با ارباب جسپر جوان میسازه، حتی یه قسمت از نوجوان عصبی رو کشف میکنه که به نظر نمیاد کسی درباره‌ش بدونه. وقتی زمانشون با همدیگه ادامه پیدا میکنه، رابطه‌ی ارباب/خدمتکاری که دارن شروع میکنه به چیزی خیلی بیشتر تبدیل بشه‌. چیزی که میتونه برای اِلای به قیمت خیلی بیشتر از فقط از دست دادن کارش تموم بشه.
Love, Cheater. >> Ziam {Persian Translation} на _yamna_
_yamna_
  • WpView
    Прочтений 41,830
  • WpVote
    Голосов 6,793
  • WpPart
    Частей 31
[Completed] زین سعی میکنه دنبال رستگاری‌ای بگرده که لیاقتشو نداره ، و بعد از خیانت کردن به لیام بهش نامه میفرسته و همیشه اونا رو با " Love, Cheater." امضا میکنه تا به احساسات کمی که توی خودش نگه داشته اضافه کنه .
sweets (l.s persian translation) [Completed] на ff_translation
ff_translation
  • WpView
    Прочтений 47,638
  • WpVote
    Голосов 6,987
  • WpPart
    Частей 13
میتونم یکمی از اون بوسه های ترش ات داشته باشم ؟
Can't feel my face (l.s persian translation) [Completed] на ff_translation
ff_translation
  • WpView
    Прочтений 72,423
  • WpVote
    Голосов 10,643
  • WpPart
    Частей 33
" من گی نیستم! " به پاپاراتزیایی که دورم جمع شده بودن با داد گفتم. " بیخیال هری ، ما عکسارو دیدیم! " یکی از پاپا داد زد. " اون فگوت منو بوسید! " قبل از بوق زدن ماشین منم با داد بهش گفتم. اونا نمیتونن بدونن،من ضعیف دیده میشم و نمیتونم اینجوری باشم نه قبل از بزرگترین مسابقه م.
His Hazza (mpreg)(persian translation) на _yamna_
_yamna_
  • WpView
    Прочтений 126,317
  • WpVote
    Голосов 18,213
  • WpPart
    Частей 30
[Completed] " تو خیلی ریزه میزه و شکننده ای. من میخوام همونطور باهات رفتار کنم" لویی با یکی از فرهای هری بازی میکنه و لبخند میزنه " پسر پرفکت من. هزای من" " میگن تو مثل یه خدا راه میری. نمیتونن باور کنن من تو رو ضعیف کردم" .... لویی یه پانکه. معروف برای بی ادب و آزاردهنده بودن نسبت به همه. به استثناء هری استایلز.
Wings (l.s Mpreg) [persian translation] на ff_translation
ff_translation
  • WpView
    Прочтений 79,395
  • WpVote
    Голосов 11,457
  • WpPart
    Частей 22
[Completed] هری روی پله های یه مدرسه ی شناخته شده در دنیا رها شده بود و توسط مدیرش بزرگ شد. اون همه چیز و همه کس رو تا وقتی که پدرش نباشه انکار میکنه؛ تا وقتی که لویی تاملینسون از راه میرسه و هری هیچ وقت همچین چیزی رو حس نکرده بود....
Waves [LGBT] на _yamna_
_yamna_
  • WpView
    Прочтений 24,763
  • WpVote
    Голосов 3,722
  • WpPart
    Частей 44
[ON HOLD] [Persian] It comes and goes in waves... Highest Rank : #2 in Romance