میبوسمت و اسلحه ارو رو سرت نشونه میگیرم
من رو میکشی و نوازشم میکنی
بهم لبخند میزنیم و از هم متنفریم
سکس میکنیم و شمع روشن میکنیم
نفرین میکنیم و دعا میخونیم
امروز هستی و فردا نه
فردا دشمن من هستی و امروز جونت رو برام میذاری
امروز من و توییم علیه دنیا
فردا من علیه توام مقابل دنیا
میبازم و برنده میشی
هردوی مارو به دار میکشن...
دار مکافات مکافات مکافات!
" بهت اطمینان میکنم " اما وقتی که کلمات از دهنم خارج شدن پشیمون شدم.
داستان توسط خودمون ترجمه شده و کپی ممنوعه
بخونیدش خیلی داستانه عالیه ;)
[رتبه 21 در فنفیک های واتپد]
-از دوست داشتن من دست بکش من بهت اسیب میزنم
-میخوام ولی نمیتونم...
وابسته بودن بدترین بیماری هست که یک فرد میتونه مبتلا شه:)
Harry styles fanfiction
by sky girl
اگه میخواستی توی اتاق رختکن یا دستشویی دخترا به اسمش اشاره کنی ، همیشه همون نگاه و نیشخند تکراری رو میگرفتی که بقیه به سمتت پرتاب میکردن ؛ چون اون یه افسانهی شهری بود. بعضی از مردم وقتی میخواستن راجبه اینکه دوران نوجوونی چقد خوبه پز بدن به خواهر و برادرای کوچیک ترشو ن راجبه اون میگفتن. جزئیات و آخر داستان همیشه عوض میشدن ؛ ولی نتیجهی داستان همیشه این بود که : " دختره یه سری مشکلات جدی با باباش داشت "
[ Persian Translation ]
Highest Rank : 1 in Teen Fiction
هارلی توماس ؛ یه دختر مسیحی خرد شده با اضطراب که از قضاوت کردن اونایی که گناه میکنن لذت میبره
هری استایلز ؛ یه پسر خدانشناس خرد شده با احساسات که از گناه کردن لذت میبره
[ Persian Translation ]
Highest Rank : 12 in Fan Fiction
| Sexual Content |