Larry+a little bit of ziam 👬
Strong language ⛔
Drug using🚫
Smut🔞
#1 in, onedirection
لویی از زندگی بیزاره و هری عاشق زندگیه....
یا، داستان نویسنده ای که شیفته یه استریپر میشه
و استریپری که عاشق یه نویسنده میشه.
"یکم صبر داشته باش، همهچیز تغییر میکنه..."
"همهچیز؟! نه...هیچ چیزی عوض نمیشه، مگه اینکه اون لعنتی تغییر کنه..."
"پس انجامش بده...نظرش رو تغییر بده..."
پابلیش مجدد کتاب کامل شدهی change my mind.
نوشته شده در اول فوریهی 2018.
پایان، پنجم سپتامبر2018.
[On Hold]
هری رنگینکمانی بود که عمر کوتاهش لویی را میآزرد.
از لحظهای که باران گرفت تا هنگامی که پرتوهای خورشید تجزیه شدند و روی آبیِ آسمان هفت رنگ زدند، لویی رنگینکمانش را پرستید.
حتی هنگامی که باران بند آمد، خورشید پشت ابر پنهان شد و رنگین کمان، زیباییاش را از آبی گرفت لحظهای در پرستیدنش کوتاهی نکرد.
لویی عاشق هری بود حتی بیش از مقداری که آسمان عاشق رنگینکمان بود.