Larry💚💙
90 stories
Days of rain and spring [Z.M] [L.S] by m_shabgard5991
m_shabgard5991
  • WpView
    Reads 8,924
  • WpVote
    Votes 1,491
  • WpPart
    Parts 40
برگشت پشت سرش رو نگاه کرد اون تابلوی بزرگ از پنجتاییشون که داشت می‌درخشید با اسم [ One Direction ] این آخرش بود... برای یک لحظه تمام خاطرات اون سالها از جلوی چشماش گذشت و نگاه آخرش رو به چشمای یکی از اون پسرا روی تابلو داد؛ خوب میدونست برای همیشه دلش پیشش میمونه... ~•°•°•☆☆☆•°•°•~ ▪️اینجا قراره یه فف عاشقانه و رئال از دوران واندی رو بخونید البته با روایتی متفاوت... ▪️داستان فقط برای دایرکشنرها نیست پس اگه دنبال یه داستان عمیق و خوب هستی بهم فرصت بده تجربش رو بهت بدم. ▪️این داستان نسبتا طولانیه پس لطفا صبور باشید و همراه نویسنده خودتون بمونید.
My Son (LARRY & ZIAM) Complited by ParniyaDarabi9
ParniyaDarabi9
  • WpView
    Reads 61,434
  • WpVote
    Votes 10,370
  • WpPart
    Parts 52
به پسر کوچولوش که سرش رو پایین انداخته و چشمای آبیش رو نمی‌تونست ببینه،سرش رو بالا آورد و بوسه‌ای روی پیشونیش گذاشت هری:باید پسرم بمونه اینجا لویی با اخم به سمت اونا میره و بعد از اینکه هری رو هول میده اخمی میکنه لویی:بعد از ۲۰ سال برگشتی با پسر احمقت که مثل عقب‌مونده‌ها می‌مونه و حتی نمی‌تونه حرف بزنه و می‌خوای بندازیش گردن من..
Black Fever (L.S) by imsamiwh
imsamiwh
  • WpView
    Reads 17,406
  • WpVote
    Votes 3,945
  • WpPart
    Parts 31
- I think a piece of the moon that is not in the sky in your hair. - فکر میکنم تیکه ای از ماه که تو آسمون نیست توی موهای توعه لویی. ---------------------------------------- 1660 - London Sad End Complete بر اساس یک سلسله ی واقعی Vampair-Historical Larry-Ziam به قلم : sami
medelive by loual28
loual28
  • WpView
    Reads 11,294
  • WpVote
    Votes 3,103
  • WpPart
    Parts 21
{°completed°} به نام ستاره‌های شمالی سرزمین سبز نگاهت پرستیدنی ترین معبود من، و قسم به پرتوان درخشان شفق نفس گیر لبخندت، امروز و فردا و تا به ابدیت؛ تا روزی که هفت آسمان به زانو نشیند و خورشید و ماه در تلاطم پرواز امواج اقیانوس آرام عشق بازی کنند، جسم و جان و روح و روانم را پیشکش نگاره‌ی افسونگر نرگسی‌های مست چشمانت میکنم. معجزه‌ی عمیق زندگی من:) «caver by: notoriouse_»
Fuck You | L.S by by_harry
by_harry
  • WpView
    Reads 11,700
  • WpVote
    Votes 2,419
  • WpPart
    Parts 21
~ هری استایلز یه مرد ایده‌آل و جنتلمنه که همراه نامزدش به مهمونی عروسیِ یکی از بهترین دوست های دوران دبیرستانش میره و چی میشه اگه اونجا اکسش رو هم ببینه که دعوت شده؟ ~ ~ لویی تاملینسون، پسری که صورت زیبا و رمانتیک بودنش زبان‌زد خاص و عام شده فقط یه نفر هست که ازش خوشش نمیاد، اکس دیوونه و وحشیش.. ~ ~ و چه اتفاقی میوفته اگه سرنوشت دوباره اون دو نفر رو سر راه هم قرار بده؟ اما اینبار به شیوه ی نوین و عجیب تری؟ ~ + فاک یو هری تو همین الان اون زن رو کُشتی! _ اگه جاخالی نمی‌دادی اینطور نمی‌شد!! ژانر : عاشقانه، کمدی، تخیلی و زامبی. کاپل : لری. هشدار ❌ [ داخلِ این داستان از الفاظ رکیک استفاده شده و محتویاتش مناسب برای هر سنینی نیست ]
راز(mystery) by risa80
risa80
  • WpView
    Reads 21,442
  • WpVote
    Votes 4,666
  • WpPart
    Parts 29
جانی_تصمیم درست همینه لئو ، زین و لیام باید ازدواج کنن درسته زین گند زده بود ، خبرنگارا عکسش و هنگام ورود و خروج از گی کلاب نیویورک گرفته بودن و این خبر همه جا پخش شده بود و جانی از اب گل الود ماهی میگیره ، پسر کوچیکش که به قول خودش مایه ننگش بود و از سرش باز کنه لئو و جانی شریک هم بودن و بزرگترین سرمایه داران نیویورک بودن پس برای حفظ ابروشون تصمیمی گرفته شد که به نفع هر دو طرف بود لئوناردو با مکث طولانی غرق افکارش شد و در نهایت سرشو به نشونه مثبت تکون داد ازدواج این دو باعث تموم شدن این شایعات میشه لئو_بعد از ازدواج میفرستمشون روستای سیدنی ، مادرم اونجا زندگی میکنه ، هردو میتونن در کنار مادرم باشن اون لحظه تنها تصمیمی که میتونست بگیره همین بود و مطمعن بود پسر خودش میتونه از رازی که تو اون روستا پنهان بود مراقبت کنه ________________ کاپل: لری ، زیام
dead robots [z.m] [l.s] by ilun_zd
ilun_zd
  • WpView
    Reads 4,283
  • WpVote
    Votes 786
  • WpPart
    Parts 25
_ما مردم رو کنترل میکنیم ما اون ربات های مرده رو کنترل میکنیم.... #ziam #larry #niall #larry_stylinson #ziam_mayn
•Fading• [L.S]  by SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    Reads 221,232
  • WpVote
    Votes 31,846
  • WpPart
    Parts 48
[Complete] لویی زیبایی رو، ترکیب رنگ‌ها و جنس‌های مختلفی که حس ظرافت رو درون آدم‌ها به‌وجود میارن، میشناسه. اون درحالی که داره توی دانشگاه فشن میخونه، هر روز این ترکیب‌ رو میبینه. برش لباس‌ها، رنگ پارچه‌ها، پیچیدگی‌ طرح‌ها، همهٔ این‌ها کنار هم قرار میگیرن تا یه‌چیز زیبا رو بسازن. ولی وقتی که یه دانشجوی علوم با پاهای بلند و لبخندی که چال‌ گونه‌هاش رو به نمایش میزاره قبول میکنه که مدل لویی بشه، لویی میفهمه که تازه زیبایی رو پیدا کرده. هری فکر میکنه لویی فقط به کسی نیاز داره که بهش ثابت کنه چقدر زیباست. °Persian Translation°
The Last Day | Z.M L.S by AliceTheLittleStar
AliceTheLittleStar
  • WpView
    Reads 1,141
  • WpVote
    Votes 284
  • WpPart
    Parts 9
لویی و زین صبح زود از خانه‌هایشان خارج می‌شوند و به بام برجی می روند که قصد پایین انداختن خودشون از اونجا رو دارن. مطمئنا لبه بام اونم به قصد خودکشی برای اولین دیدار جالب نیست ولی لویی بدش نمیاد بدونه چی باعث شده مردی با ظاهر یه فرشته اون همه دل شکستگی رو توی چهره‌اش داشته باشه.
Tangled Up In You(L.S) by I_SHIP_OOPS_AND_HI
I_SHIP_OOPS_AND_HI
  • WpView
    Reads 88,385
  • WpVote
    Votes 8,106
  • WpPart
    Parts 20
وقتی کسی که فکرشو نمیکردی زندگیتو به بهترین شکل ممکن زیر و رو میکنه :) Cover by : @itsCipher