متن و ترجمه آلبوم های گروه وان دایرکشن
[ Up All Night ] ✔️
[ Take Me Home ] ✔️
[ Midnight Memories ] ✔️
[ Four ] ✔️
[ Made In The A.M ] ✔️
🔴 منابع :
mihan-lyric.mihanblog
genius.com/artists/One-direction
onedirectionmusic.blogfa
www.lyricland.loxblog.com
با چشم هاي کاراملیه کمرنگش به من خیره شد و گفت" کیرا، دیگه نمی تونم بهت دروغ بگم" بعد کتش را از تنش درآورد، دکمه هاي پیراهنش را باز کرد و اجازه داد روي زمین بیفته.
دست هام رو بالا گرفتم و گفتم" زیاده روي کردم زین، فکر نمی کنم این ایده ي خوبی باشه."
با شور و هیجان به من خیره شد، احساس میکردم نگاهش اعماق وجودم رو سوراخ کرد، گفت"نه کیرا. متوجه نشدي"
در حالی که سعی می کردم به شکم تخت و سینه ي لختش نگاه نکنم پرسیدم" چیو متوجه نشدم؟"
چرخید و گفت" اینو."
به شونه هاي پهن زین نگاه کردم که زیر پوست سفید و رنگ پریده اش موج مانند می لرزید. بافت و ماهیچه هاي پشتش تکون خوردن و کشیده شدن و چیزهایی مثل استخون هایی سیاه رنگ از کمرش بیرون زدن. از شدت درد به سمت جلو خم شده بود، استخوان هاي سیاه رنگ بیشتر از شونه ها و کمرش بیرون زدن. غشائی نازك و پوستی زیر استخون ها به وجود اومد و اون لحظه بود که متوجه شدم زین یک جفت بال در آورده...
داستان ترجمه شده از زین ؛)
رتبه 80 در فنفیک های واتپد
[ C O M P L E T E D ]
"من برای مدتی زیر نظر داشتمت عشقم"
اون بطور تاریکی در گوشم زمزمه کرد
"چرا این کارو با من میکنی؟"
من داد و فریاد کردم.خنده ی کوچیکی از دهنش بیرون اومد
"چون"
اون گفت و دستاش رو از دیوار به سمت سرم و پایین بدنم برد و کمی روی کمرم نگه داشت..
"من میتونم"
#1 in Persian FanFiction
(Harry Styles AU)
[Persian Translation]
Copyright All Rights Reserved @fxckingpayno
❌داستان خصوصيه ، قبل از خوندن پيج رو فالو كنيد❌
Translated By : @Rozhinbh & @_pawn_