مـيـن يـونگـي x پـارک جیـمین
• كـاري از تيـم ترجمه ميـن شـوگٓا آي آر•
پارك جيمين در نقشِ پسرِ لوسِ رئيس شركت،و مين يونگي در نقش خلافكار يك باندِ سه نفـره 🚂🧣
๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Bᴀʀᴄᴏᴅᴇ 」
• بارکد ~ Complete
• کاپلی° ویکوک - یونمین
• ژانر : عاشقانه | روزمره | نقد اجتماعی | انگست
❥•↿#Sevil 💜
#بارکد
-•ᴛᴇᴀѕᴇʀ~
یک نفر پشت میله های زندان/ پدری که مرده بود.
یک نفر زیر دود و سیگار / خواهری که رفته بود.
مرگ هم به سراغشان نمی آمد~
راهش را کج می کرد...
پشت چشمی می آمد و می رفت.
بارکد تیره ...
پشت گردنشان~
سرنوشت نحسشان را رقم می زد، پر رنگ تر از دیروز.
ایدی تلگرام: @kimsevil
کیم تهیونگ،لیدر ترسناک گروه،در واقع یه اومگاست که پنهانش کرده!برای 3 سال اون هویتشو به عنوان یه آلفا به خاطر ابرو از طریق داروهای شیمیاییه خاص جعل کرد.وقتی که داروها دیگه اثری ندارن و هورمونا دارن بهش غلبه میکنن،آیا اون تسلیم غریزش میشه؟
(Persian translation)
راستش،جیمین و ته هیونگ موفق شدن که دوباره هم اتاقی هم تو کل تور بشن
ولی ته هیونگ...متفاوته. اون بالغه.اون هیچ وقت لبخند نمیزنه.
بجز وقتایی که جیمین نزدیکش باشه. ولی چی؟ جیمین اینو نمیدونست، تهیونگ اینو مثل راز نگه داشته بود.بیشتر شبیه،بخشی از اون بود که اون هرگز ندیده بود.
جیمین خیلی زود جزء ای از اون میشه،و زندگیش شروع ب تغییر می کنه.خیلی زیاد...
*به شدت به شدت اسمات*
فیک با اجازه از نویسنده ترجمه شده
ترجمه همکاری me & Lia
Vmin 5#
523k ریدر
17،6k ووت
+همه چی از یه بازی احمقانه شروع شد وی هیچ وقت فکرشم نمی کرد که سر خفن نشون دادن خودش تبدیل به یک گرگینه شه؟
_زندگی به معنای واقعی قصد روی خوش نشون دادن رو به جیمین نداشت تازه از دست دوران راهنمایی وحشتناک و افسردگی شدیدش به خاطر آزار همکلاسی هاش راحت شده بود که پدر و مادرش تصمیم گرفتن به خاطر شغل مادرش به یه شهر دیگه برن
+ جیمین هیچ وقت فکرشم نمی کرد که با پا گذاشتن به این شهر مرموز قراره زندگیش به این اندازه
تغییر کنه!!
اسمات 🔞
روز های آپ دوشنبه اما اگه از داستان حمایت شه
به دوروز در هفته افزایش پیدا میکنه
تا به حال شده دنیایی بدون زن ها تصور کنین؟ دنیایی که فقط مرد ها وجود داشته باشن! باید بگم الان سال 2219 هست و تقریبا هیچ زنی روی زمین پیدا نمیشه. همه این اتفاقات از صد سال پیش شروع شد. جنگ جهانی چهارم. صلاحی ساخته شد که میتونست تا کیلومتر ها ادم هارو بکشه. اما فقط زن ها. شاید فکر کنید که این کار بی فایدست اما باید بگم زن ها مهم ترین چیز روی زمین هستند چون بدون اونها هیچ زاد و ولدی انجام نمیشه! این جنگ گرم و سرد انقدر ادامه یافت که تمام کشور هارو در بر گرفت و تازه اون موقع بود که ابر قدرت ها فهمیدن چه بلای سر بشریت اوردن. همه مرد ها روی اورده بودن به تجاوز کردن به زنهای باقی مونده و با این کارشون اخرین زنهای باعی مونده هم از بین رفتن. زمین دچار هرج مرج شده بود. همه قطع امید کرده بودن و هرجور که دلشون میخواست زندگی میکردن جوری که انگار این پایان دنیاست! و واقعا هم پایان دنیا بود چون هیچ زنی نبود تا تولید مثل انجام بشه!
همه جا بدون روح و زندگی شده بود که دکتر بوریس ژیواگو دست به یه اختراع زد. اسلومب!
ژانر:اسمات تریسام امپرگ عاشقانه علمی تخیلی
رده سنی:بالای 19 سال
کاپل اصلی:ویمین کوکمین
با حس دستای کسی که صورتشو نوازش میکردن اروم چشماشو باز کرد.
اطراف شو از نظر گذروند و چشمش به غریبه ای که کنارش نشسته بود
-تو کی هستی...!
سعی کرد از رو تخت بلند بشه ولی پاهاشو دستاش محکم به تخت بسته شده بودن! با عجز نالید:
-توروخدا باهام کاری نداشته باش
+واقعا جیمین؟؟ تو فکر میکنی من بهت صدمه میزنم؟
غریبه دستاش رو بسمت گونش برد و نوازش وار روش کشید
-به من دست نزن!
+نمیدونی چقد منتظر بودم که اینجوری دوباره لمست کنم.
روزهای آپ: سه شنبه ها
Main couple : kookmin
Sub couple : Yoonmin
Genre : Angst - psycho - stalker Au
Tr : Happiness