خوانده شده
44 histoires
Blowing Mind (Persian Translation) par larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    LECTURES 40,985
  • WpVote
    Votes 4,826
  • WpPart
    Chapitres 14
❌Original Name: Hoping This Cold Blue Water Scrubs Me Clean And Spits Me Out Again❌ "بمون" هری با ناامیدی زمزمه کرد و لب هاش رو به شقیقه ی لویی چسبوند، طوری که انگار میتونه دردی که اونجا رشد میکرد رو تسکین بده. ولی اون نمیتونه درد رو متوقف کنه، و مهم نیست که چه قدر تلاش کنه... اون نمیتونه کاری کنه که لویی بمونه.
Collision par HABITFORHAZ
HABITFORHAZ
  • WpView
    LECTURES 141,160
  • WpVote
    Votes 4,620
  • WpPart
    Chapitres 32
Mythology/Fairytale!AU in which Louis is a dainty fairy with a temper who wants to be intimidating and Harry hurts people. Naturally, they hate each other. (Featuring Liam, the big and not-so-bad wolf who's got a thing for humans, Zayn, a human with supernaturally good looks, and Niall, the cupid who just wants his job to be easier.) THIS IS NOT MY WORK ALL CREDITS GO TO itjustkindahappened ON AO3
28th (L.S) par bebygun
bebygun
  • WpView
    LECTURES 109,667
  • WpVote
    Votes 17,904
  • WpPart
    Chapitres 47
مي بيني چرخش روزگار را؟ مي بيني؟ مني كه روزي در روياهايم تو را به آغوش مي كشيدم و در واقعيت از دور مي پاييدمت، حالا از آغوشت مي گريزم و در روياهايم به دنبالت مي دَوَم...! و تماشا كن مرا... مني كه عشقت را از دور ديدني مي ديدم و حالا... دريا دريا غرقت شده ام. ميداني، كاش لااقل آن روزها به جاي نقش كردن تصويرت ميان قاب دوربين، همانقدر يواشكي، بودنت را توي وجودم زنداني مي كردم؛ آخر اين "ديوانه"، هنوز هم به اندازه ي عمري برايت عشق دارد و... ديوانگي. "بيست و هشتمين"
Victorian Boy || l.s. ✔︎ par AudreyHornesHeart
AudreyHornesHeart
  • WpView
    LECTURES 3,423,382
  • WpVote
    Votes 141,785
  • WpPart
    Chapitres 32
Harry the virgin Duke of Somerset knows little of love, while Louis the sly Duke of Warwick knows too much. When the two dukes come together for the Bilsdale fox hunt in Yorkshire, Harry finds himself drawn into Louis' bed. But when secrets from Louis' dark past come to light, Harry fears that the fox isn't the only one being hunted.
Irresistible [L.S] *Completed* par darya_stylinsonff
darya_stylinsonff
  • WpView
    LECTURES 34,580
  • WpVote
    Votes 6,622
  • WpPart
    Chapitres 37
چون تو برای من خواستنی، ممنوع، و هر چیزی بین این دو مفهومی. و من به سادگی نمیتونم مقاومت کنم...
To the ends of the earth~L.S [Completed] par blueheartedme_
blueheartedme_
  • WpView
    LECTURES 62,716
  • WpVote
    Votes 7,974
  • WpPart
    Chapitres 21
"تا آخرِ دنیا دنبالم میکنی؟ اونجا جهانی وجود داره که فقط برای چشم های ما ساخته شده..." Persian translation
Dare To Remember (L.S) - Completed par bebygun
bebygun
  • WpView
    LECTURES 213,435
  • WpVote
    Votes 30,025
  • WpPart
    Chapitres 74
صداهايي كه توي سرم مي پيچند، همانهايي اند كه كابوس شبم شده اند؛ همان درد و همان گيجي و همان... بدون شك بخش بزرگي از عذاب امروزمان، گذشته ايست كه رقم خورد و درد پاشيد به روحمان و زخمش به جا ماند حتي براي آينده اي كه هنوز نيامده. _ تو چي؟ تو هم درد مي كشي؟ پاسخي كه بايد بدهم، كلام و صدا نمي خواهد؛ نگاهم فرياد مي كشد و امان نيست مرا از اين شكنجه. _ راحتش كن برام. خواهش كنان مي گويم اين را... و به جان مي خرم عواقبش را كه مي ارزند به تمام خاطراتم... چه خوب و چه بد. بزرگترين اختراع دنيايم را امروز مي خواهم. _ پس متوجهي كه چي آرزو كردي! اون بخش از مغزت... ميخواي با چي جاي خاليشون رو پر كني؟ قلبم يكي درميان مي زند انگار. دهان باز مي كنم و درد را خفه مي كنم جايي ميان واژه هايم: _ جوش چركي رو كه بكَني، جاش تا ابد خالي مي مونه. خاطرات منم خيلي وقته چركي شدن... بايد بكَنمشون... حتي اگه قرار باشه تا ابد جاي خاليشون از هيچ پر بشه.
花.「Lilo」 par Radvina
Radvina
  • WpView
    LECTURES 556
  • WpVote
    Votes 135
  • WpPart
    Chapitres 3
-تو خودِ خورشیدی، بدونِ نورت قلبم منجمد می‌شه، دست هام سرد می‌شن. بدونِ نورت نمی‌تونم لبخند بزنم... +تو همون گلی هستی که خورشید صبح ها به امید دیدن لبخندش چشم باز می‌کنه.
Flightless Bird || l.s.  ✔︎ par AudreyHornesHeart
AudreyHornesHeart
  • WpView
    LECTURES 6,747,829
  • WpVote
    Votes 249,387
  • WpPart
    Chapitres 38
Louis is a principal dancer with The Royal Ballet. When his rival, moody dance prodigy, Harry, joins the company, old wounds are reopened and old passions reignited. During the company's production of Swan Lake the secret that doomed their love is finally revealed, but will it be too late? [COMPLETED]
Anonym par dibahs
dibahs
  • WpView
    LECTURES 37,721
  • WpVote
    Votes 3,468
  • WpPart
    Chapitres 30
«آب گرم نميشود ، اگر و تنها اگر ظرف گرم شود. قاتل پيدا نميشود اگر و تنها اگر شناسايي شود» Harry Styles Fan Fiction Copyright © 2020 dibahs [Cover by Kimiyamd]