خوانده شده
44 hikaye
Blowing Mind (Persian Translation) tarafından larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    OKUNANLAR 41,078
  • WpVote
    Oylar 4,830
  • WpPart
    Bölümler 14
❌Original Name: Hoping This Cold Blue Water Scrubs Me Clean And Spits Me Out Again❌ "بمون" هری با ناامیدی زمزمه کرد و لب هاش رو به شقیقه ی لویی چسبوند، طوری که انگار میتونه دردی که اونجا رشد میکرد رو تسکین بده. ولی اون نمیتونه درد رو متوقف کنه، و مهم نیست که چه قدر تلاش کنه... اون نمیتونه کاری کنه که لویی بمونه.
Collision tarafından HABITFORHAZ
HABITFORHAZ
  • WpView
    OKUNANLAR 141,532
  • WpVote
    Oylar 4,623
  • WpPart
    Bölümler 32
Mythology/Fairytale!AU in which Louis is a dainty fairy with a temper who wants to be intimidating and Harry hurts people. Naturally, they hate each other. (Featuring Liam, the big and not-so-bad wolf who's got a thing for humans, Zayn, a human with supernaturally good looks, and Niall, the cupid who just wants his job to be easier.) THIS IS NOT MY WORK ALL CREDITS GO TO itjustkindahappened ON AO3
28th (L.S) tarafından bebygun
bebygun
  • WpView
    OKUNANLAR 109,829
  • WpVote
    Oylar 17,904
  • WpPart
    Bölümler 47
مي بيني چرخش روزگار را؟ مي بيني؟ مني كه روزي در روياهايم تو را به آغوش مي كشيدم و در واقعيت از دور مي پاييدمت، حالا از آغوشت مي گريزم و در روياهايم به دنبالت مي دَوَم...! و تماشا كن مرا... مني كه عشقت را از دور ديدني مي ديدم و حالا... دريا دريا غرقت شده ام. ميداني، كاش لااقل آن روزها به جاي نقش كردن تصويرت ميان قاب دوربين، همانقدر يواشكي، بودنت را توي وجودم زنداني مي كردم؛ آخر اين "ديوانه"، هنوز هم به اندازه ي عمري برايت عشق دارد و... ديوانگي. "بيست و هشتمين"
Victorian Boy || l.s. ✔︎ tarafından AudreyHornesHeart
AudreyHornesHeart
  • WpView
    OKUNANLAR 3,435,779
  • WpVote
    Oylar 142,055
  • WpPart
    Bölümler 32
Harry the virgin Duke of Somerset knows little of love, while Louis the sly Duke of Warwick knows too much. When the two dukes come together for the Bilsdale fox hunt in Yorkshire, Harry finds himself drawn into Louis' bed. But when secrets from Louis' dark past come to light, Harry fears that the fox isn't the only one being hunted.
+23 tane daha
Irresistible [L.S] *Completed* tarafından darya_stylinsonff
darya_stylinsonff
  • WpView
    OKUNANLAR 34,878
  • WpVote
    Oylar 6,625
  • WpPart
    Bölümler 37
چون تو برای من خواستنی، ممنوع، و هر چیزی بین این دو مفهومی. و من به سادگی نمیتونم مقاومت کنم...
+10 tane daha
To the ends of the earth~L.S [Completed] tarafından blueheartedme_
blueheartedme_
  • WpView
    OKUNANLAR 63,147
  • WpVote
    Oylar 7,999
  • WpPart
    Bölümler 21
"تا آخرِ دنیا دنبالم میکنی؟ اونجا جهانی وجود داره که فقط برای چشم های ما ساخته شده..." Persian translation
Dare To Remember (L.S) - Completed tarafından bebygun
bebygun
  • WpView
    OKUNANLAR 213,743
  • WpVote
    Oylar 30,026
  • WpPart
    Bölümler 74
صداهايي كه توي سرم مي پيچند، همانهايي اند كه كابوس شبم شده اند؛ همان درد و همان گيجي و همان... بدون شك بخش بزرگي از عذاب امروزمان، گذشته ايست كه رقم خورد و درد پاشيد به روحمان و زخمش به جا ماند حتي براي آينده اي كه هنوز نيامده. _ تو چي؟ تو هم درد مي كشي؟ پاسخي كه بايد بدهم، كلام و صدا نمي خواهد؛ نگاهم فرياد مي كشد و امان نيست مرا از اين شكنجه. _ راحتش كن برام. خواهش كنان مي گويم اين را... و به جان مي خرم عواقبش را كه مي ارزند به تمام خاطراتم... چه خوب و چه بد. بزرگترين اختراع دنيايم را امروز مي خواهم. _ پس متوجهي كه چي آرزو كردي! اون بخش از مغزت... ميخواي با چي جاي خاليشون رو پر كني؟ قلبم يكي درميان مي زند انگار. دهان باز مي كنم و درد را خفه مي كنم جايي ميان واژه هايم: _ جوش چركي رو كه بكَني، جاش تا ابد خالي مي مونه. خاطرات منم خيلي وقته چركي شدن... بايد بكَنمشون... حتي اگه قرار باشه تا ابد جاي خاليشون از هيچ پر بشه.
+8 tane daha
花.「Lilo」 tarafından Radvina
Radvina
  • WpView
    OKUNANLAR 556
  • WpVote
    Oylar 135
  • WpPart
    Bölümler 3
-تو خودِ خورشیدی، بدونِ نورت قلبم منجمد می‌شه، دست هام سرد می‌شن. بدونِ نورت نمی‌تونم لبخند بزنم... +تو همون گلی هستی که خورشید صبح ها به امید دیدن لبخندش چشم باز می‌کنه.
+8 tane daha
Flightless Bird || l.s.  ✔︎ tarafından AudreyHornesHeart
AudreyHornesHeart
  • WpView
    OKUNANLAR 6,784,795
  • WpVote
    Oylar 250,058
  • WpPart
    Bölümler 38
Louis is a principal dancer with The Royal Ballet. When his rival, moody dance prodigy, Harry, joins the company, old wounds are reopened and old passions reignited. During the company's production of Swan Lake the secret that doomed their love is finally revealed, but will it be too late? [COMPLETED]
+19 tane daha
Anonym tarafından dibahs
dibahs
  • WpView
    OKUNANLAR 37,733
  • WpVote
    Oylar 3,468
  • WpPart
    Bölümler 30
«آب گرم نميشود ، اگر و تنها اگر ظرف گرم شود. قاتل پيدا نميشود اگر و تنها اگر شناسايي شود» Harry Styles Fan Fiction Copyright © 2020 dibahs [Cover by Kimiyamd]