parmidarsh's Reading List
46 قصة
Got The Sunshine On My Shoulders [L.S](Persian Translation) بقلم PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    مقروء 140,130
  • WpVote
    صوت 30,097
  • WpPart
    فصول 52
[Completed] پنج سال پیش، هری استایلز برای تبدیل شدن به یک خواننده و هنرمند، زادگاهش رو ترک کرد. هری به اون چه که پشت سرش به جا گذاشت توجه زیادی نکرد- یک زندگی، یک خانواده، و یک همسر... کسی که روزی از خواب بیدار شد و فهمید هری ترکش کرده. و حالا، هری همه چیز داشت: پولدار و معروف بود و همه ستایشش می کردند، از جمله دوست پسرش. اما وقتی حرف جدی شدن رابطه به میان اومد، هری مجبور شد با تمام واقعیت های ناراحت کننده ی گذشته اش رو به رو بشه - و لویی. کسی بود که تمام برگه های طلاقی که هری در طي پنج سال گذشته براش فرستاده بود رو پس فرستاد. ------ H a p p y E n d i n g ------ Written by: @Hattalove (AO3) Translated by: Persian Gay Vodka Team
+9 أكثر
Magic 2. Blue Ocean || larry بقلم magicals_
magicals_
  • WpView
    مقروء 902
  • WpVote
    صوت 166
  • WpPart
    فصول 4
کتاب دوم از سری پنج گانه ی مجیک *اگر فصل یک رو نخوندید، به پیج @mary_rider سر بزنین یا به ریدینگ لیست این پیج (@magicals_) نگاهی بندازید*
MoonOff [L.S] بقلم _nwziw
_nwziw
  • WpView
    مقروء 70,587
  • WpVote
    صوت 8,649
  • WpPart
    فصول 46
نمیدونم کی و چطور•تمامِ روح و جسمم فقط و فقط مال اون شد•که خودم هم نفهمیدم. «لری استایلینسون»
+4 أكثر
NO LIMIT •|ziam|• COMPLETED بقلم mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    مقروء 706,657
  • WpVote
    صوت 94,526
  • WpPart
    فصول 122
Highest ranking : #1 in fanfiction For more than four continuous months -داری محدودم میکنی! +نه... فقط دارم عاشقت میکنم. -نمیخوامش! +دست تو نیست... دست هیچکس نیست.
Servant Of Love  (Ziam_fanfic) بقلم miss_mayne
miss_mayne
  • WpView
    مقروء 67,774
  • WpVote
    صوت 5,016
  • WpPart
    فصول 53
ز_"خدمت" کلمه جالبیه نه ؟ من خدمت میکنم فقط برای "پول" چیزی که تو این سال ها نتونستم بدستش بیارم برای شاد کردن خواهرم اما به چه قیمتی ؟ ل-"دستور دادن " چیزیه که بهم یاد دادن برام فرقی نداره اون فرد چه کسی باشه انقدری پول دارم که هرچی بخوام بدست بیارم اما به چه قیمتی ؟
Unknown number(persian translation)*Completed* بقلم Bts_fics_Ir
Bts_fics_Ir
  • WpView
    مقروء 103,588
  • WpVote
    صوت 14,980
  • WpPart
    فصول 36
شماره ی ناشناس: دوستت دارم. هری:باشه. شماره ی ناشناس:عزیزم فکر کردم تو هم دوستم داری. هری:باشه منم دوست دارم عجیب غریب. شماره ی ناشناس:وات د فاز نایل این بازی رو بس کن هری:تو کی هستی؟ شماره ی ناشناس: وایسا ببینم..تو کی هستی؟ هری:من هریم و تو؟ شماره ی ناشناس:اوه ببخشید رفیق شماره ی اشتباهی بود. ---- وقتی لویی موقع اس ام اس دادن به دوست پسرش اشتباهی به جای هشت صفر میزاره همه چی تغییر میکنه.گاهی وقتا اشتباهایی که می کنی به نفعتن 12 Aug 2016 Highest rank: #5 in fanfiction
You're my masterpiece [L.s].[completed] بقلم Beti_Tommo
Beti_Tommo
  • WpView
    مقروء 178,024
  • WpVote
    صوت 25,917
  • WpPart
    فصول 32
Larry+a little bit of ziam 👬 Strong language ⛔ Drug using🚫 Smut🔞 #1 in, onedirection لویی از زندگی بیزاره و هری عاشق زندگیه.... یا، داستان نویسنده ای که شیفته یه استریپر میشه و استریپری که عاشق یه نویسنده میشه.